امروز، 22 دلو/بهمن 1403، خیابانهای ایران یکبار دیگر شاهد حماسهای باشکوه بودند. مردمی از هر قشر و طبقه، طلبه و دانشجو، کارگر و کاسب، نظامی و معلم، شانهبهشانه در جشن چهلوششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایستادند.
اما در میان این سیل خروشان، همرزمان دیگری نیز بودند؛ مهاجرانی از افغانستان، همانها که تاریخ این انقلاب و مقاومت را با خون و غیرت خود گره زدهاند.
آنها تنها تماشاگران این نهضت نبودند، بلکه در پیروزی و تداوم آن نقشی بیبدیل ایفا کردند. در روزهایی که انقلاب در تبوتاب بود، در کوچهپسکوچههای تهران و مشهد، اعلامیههای امام (ره) را پخش میکردند و در افغانستان تحت حاکمیت کمونیست به جرم عشق خمینی زندهبهگور میشدند.
پس از انقلاب، در روزهای سخت دفاع مقدس، دوشادوش برادران ایرانیشان در سنگرهای خوزستان و کردستان ایستادند و از نهالی که خود در آبیاریاش شریک بودند، پاسداری کردند.
سالها بعد، وقتی دشمنان اسلام در قالب داعش به حرم اهلبیت یورش بردند، باز هم مهاجران افغانستانی بودند که در رکاب مدافعان حرم ایستادند و ثابت کردند که این انقلاب برایشان مرز و محدوده نمیشناسد.
آنان، السابقونِ این نهضت، امروز نیز در کنار برادران و خواهران ایرانی خود، شانهبهشانه فریاد حمایت از آرمانهای انقلاب را سر دادند.
نه قطع ناگهانی سیمکارت، نه محدودیتهای بانکی، نه سنگینی مالیاتهای یکشبه، هیچکدام نتوانسته است این دلهای پیوندخورده را از هم جدا کند.
آنان که در این انقلاب حق آب و گل دارند، پای عهدشان ماندهاند و 22 بهمن، برایشان تنها یک روز نیست؛ بلکه میثاقی است که هر سال آن را با خونِ دل و عشقِ ماندگار امضا میکنند.
