خبرگزاری افغان ایرکاIRCA News Agency
فارسیEnglishالعربيةپښتو
فارسیEnglishالعربيةپښتو
  • صفحه اصلی
  • دسته‌بندی اخبار
  • آرشیو اخبار
  • چندرسانه‌ای
  • تصاویر
  • ویژه مهاجرین
  • صفحه اصلی
  • دسته‌بندی اخبار
  • آرشیو اخبار
  • چندرسانه‌ای
  • تصاویر
خبرگزاری افغان ایرکا
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
تاریخ انتشار: 1391/11/02 8:39کد خبر: 12946
بازی دوگانه آمریکا؛ چالش بزرگ دوران گذار افغانستان

بازی دوگانه آمریکا؛ چالش بزرگ دوران گذار افغانستان

بازی  دوگانه آمریکا؛ چالش بزرگ دوران گذار افغانستان - خبرگزاری افغان ایرکا

فاصله سال های 2014-2012 در افغانستان دوره ای سرنوشت ساز برای کشور است که با ابهام در استراتژی و دوگانه بازی های واشنگتن

زمان تقریبی مطالعه: 7 دقیقه

فاصله سال های 2014-2012 در افغانستان دوره ای سرنوشت ساز برای کشور است که با ابهام در استراتژی و دوگانه بازی های واشنگتن، گذار از مرحله کمی گرایی (نظامی) بر چندجانبه گرایی مثبت در افغانستان را با چالش مواجه خواهد کرد. با توجه به سفر حامد کرزی به واشنگتن و توافق در خصوص خروج نیروهای آمریکایی و کاهش تعداد این نیروها در افغانستان، مسئله ابهام در رفتار و استراتژی آمریکا از مدیریت و کنترل غیرمستقیم کانون‏ های جنگ در افغانستان تا بازی دوگانه خروج دائم یا ماندن در کشور، همگی نشان از معضلات آینده افغانستان در دوره حساس گذار می دهد. حال با توجه به پارامترهای مهم و مؤثر در این دوره باید دید تا چه میزان عبور از این دوره با موفقیت همراه خواهد بود. دوره گذار/ موفقیت یا شکست ------------------------------------ مسئله اصلی در ارزیابی چشم اندازهای یک گذار موفق در افغانستان ممکن بودن یک گذار موفق نیست بلکه محتمل بودن آن است. هنوز خیلی زود است که بدانیم آیا دستیابی به این موفقیت در افغانستان هنوز هم محتمل هم است یا نه، سطح فعلی برنامه ریزی، تحلیل و اقدام در زمینه های مختلف با هم درآمیخته اند تا به شدت شانس این موفقیت را کاهش دهند. دولت افغانستان، آمریکا و متحدانش و کشورهای کمک کننده هنوز به پیشرفت دسته جمعی چشمگیری دست نیافته اند که بتوان سطح روشنی از احتمال موفقیت را متصور شد به علاوه هنوز نمی دانیم آمریکا چه تعداد از نیروهایش را در افغانستان باقی خواهد گذاشت، چه میزان کمک های نظامی و غیرنظامی را برای دولت افغانستان تأمین خواهد کرد و دولت چه اندازه به پیشرفت خواهد رسید. اگر آنان درصدد موفقیت واقعی هستند، لازم است که در عمق و کیفیت برنامه ریزی ها و تحلیل ها و همچنین در شفافیت، اعتبار و جامعیت گزارشات دولت آمریکا، دولت افغانستان، نیروهای کمکی امنیت بین المللی (ایساف) و نهادهای بین المللی پیشرفت های اساسی به وجود آورند. تا امروز، چنین جایگاهی به دست نیامده است و اکثر مطالعات عمومی و گزارش ها بر تحلیل های مبهم و آمارهای متناقض و مصلحت آمیز تکیه داشته است. شاید این میزان برای تدوین سیاست داخلی و خروج عملی نیروهای خارجی طی سال های 2015-2013 کفایت کند، اما برای تأمین یک گذار موفق کافی نیست. دولت افغانستان، بدون آن که پیشرفت لازم را نشان دهد، همچنان به دادن وعده اصلاح در برابر فساد، کنترل سرمایه، امور امنیتی و استفاده از کمک ها ادامه می دهد و از موفقیت و پیشرفت به دست آمده با اغراق سخن می گوید. به هر حال، توانایی دولت افغانستان در گذار به مرحله ای که خود مسئولیت امنیت کشور را به عهده بگیرد و افزایش یکپارچگی و شایستگی داخلی به حدی که سرمایه و کمک خارجی کمتری جذب کند و همچنین میزان واقعی کمک های خارجی که بعد از سال 2014 به افغانستان می رسد در پرده ای از ابهام باقی است. حتی اصلاح این وضعیت هم یک گذار موفق را تضمین نمی کند. شرایط سیاسی، امنیتی و اقتصادی داخل افغانستان بیش از حد بی ثبات است، وجود پناهگاه های تروریستان در پاکستان و رفتارهای پاکستان در این بین این مسئله را با چالش هایی مهم و اساسی رو به رو می کند. به علاوه، تا زمانی که جنگ در بین مردم کشورهای کمک کننده و اعضای نیروهای ایساف منفور است و آنها با مشکلات داخلی جدی و همچنین تقاضاهای راهبردی رو به رشد در مناطق دیگر مواجه هستند، برنامه ها و وعده های امروز شاید چندان اجرایی نباشد و به نظر می رسد حتی یک موفقیت نسبی میان مدت نیز فرض بسیار نامطمئنی است. ابهامات موجود در اهداف واقعی مأموریت آمریکا در افغانستان -------------------------------------------------------------------------- یکی از مهم ترین اقدامات در ارزیابی اینکه آیا می توان در انجام مأموریتی موفق بود یا نه، این است که آن مأموریت را تعریف کنیم. اوباما یکم ماه می سال 2012 اعلام کرد که آمریکا توافقنامه مشارکت راهبردی(پیمان استراتژیک) با افغانستان را امضا کرده است و برخی اهداف آمریکا در افغانستان را توصیف کرد که با بررسی هر کدام از آنها می توان فهمید که هیچ کدام از این اهداف در واقعیت امر محقق نشده اند. وی در سخنرانی خود بسیاری از جنبه های گذار را تعریف نشده باقی گذاشت. رئیس جمهور آمریکا مشخص نکرد پس از گذار چه نوع دولتی باید در افغانستان وجود داشته باشد یا اینکه افغانستان تا پایان مأموریت نیروهای آمریکایی باید به چه سطحی از ثبات و امنیت دست پیدا کرده باشد، همچنین هیچ هدف خاصی برای پیشرفت، دموکراسی و حقوق بشر نیز تعیین نکرد. اوباما توضیح داد که «گذار» به معنی پایان حمایت پایدار آمریکا از افغانستان نیست. وی تصریح کرد که آمریکا پس از سال 2014 حمایت خود را از افغانستان قطع نخواهد کرد، مشاوران خود را خارج نخواهد کرد و یگان های کوچکی برای برخورد با بدترین هسته های تروریستی در افغانستان نگه خواهد داشت؛ اما درباره از بین بردن القاعده، فقط با عبارات کلی سخن گفت، آن هم در شرایطی که القاعده فعالیت خود را در خاک کشورهایی مانند سوریه، یمن، عراق، و مراکش گسترش داده است. رئیس جمهور آمریکا خواستار شکست طالبان و دیگر گروه های تروریستی و همچنین حذف کامل همه اشکال تروریسم نشد. او به موضوع پناهگاه های ستیزه جویان افغان و حضور القاعده در پاکستان، آینده روابط آمریکا با پاکستان، ثبات منطقه ای و یا موضوع جامع تر «مبارزه با تروریسم» اشاره ای نکرد. به علاوه، بیانیه «توافقنامه مشارکت استراتژیک» گذار را بر حسب سطح نیروهای آمریکا و متحدانش یا سطح کمک های نظامی و غیر نظامی تعریف نکرده است در حالی که دولت افغانستان درخواست کمک خود را در «کنفرانس بن 2» در اواخر سال 2011 به روشنی مطرح کرد و خواستار کمک های همه جانبه معادل 120 میلیارد دلار تا سال 2020 شد. در حالی که در کنفرانس «توکیو» تنها مبلغ 16 میلیارد دلار تا پایان سال 2015 به شکل رسمی معین شد. حتی در کنفرانس «شیکاگو» تعدادی راهبردهای مبهم برای کمک نظامی به افغانستان در نظر گرفته شد. در کنفرانس شیکاگو کشورهای عضو ناتو متعهد شدند که سالانه مبلغ 4.1 میلیارد دلار در سال برای تجهیز، آموزش و هزینه نیروهای امنیتی افغان از سال 2016 تا 2024 اختصاص دهند. در این بین هیچ برنامه جدی برای کمک مالی به افغانستان و اینکه دولت افغانستان چگونه باید با مشکلات ناشی از کاهش تدریجی کمک های نظامی و غیرنظامی تا زمان خروج و پس از آن مواجه شود، وجود نداشت. بیانیه نیروهای ائتلاف مشخص کرد نیروهای افغان از نظر مالی و نیروی انسانی باید چگونه باشند، اما درباره تعهدات عینی برای کمک های آینده یا برنامه ای برای اینکه دولت افغانستان چگونه باید در غیاب حمایت خارجی ارتش خود را از نظر مالی اداره کند، اشاره ای نکرده است. در عین حال کشورهای کمک کننده یک سری خبرهای خوش و وعده های جدید مطرح می کنند و به جای رسیدگی به نیازهای اصلی افغانستان در بخش برنامه ریزی و کارهای اجرایی، بر یک دهه بیانیه های مبهم می افزایند. تعریف «گذار» و مأموریت آمریکا در افغانستان مشروط شده است و به دلیل نداشتن اهداف مشخص، جریان حوادث، موفقیت یا عدم موفقیت آن را تعیین می کند. آمریکا و متحدانش درک عمیقی از کمک های مورد نیاز یا آنچه دولت افغانستان می تواند به نحو مؤثر جذب کند، ندارند و فهم درستی از گزینه های اقتصادی موجود در این کشور پس از قطع کمک های نظامی و غیرنظامی خارجی نیز ندارند. از منظر اقتصاد افغانستان، هیچ تلاش معناداری برای پیوند تحلیل های اقتصادی با هزینه کردن کمک ها به منظور پیشبرد مبارزات، یا برنامه ریزی برای رفع مشکلات جدی در زمینه بیکاری، توزیع درآمد و سایر مشکلات زیر بنایی افغانستان صورت نگرفته است. از نظر سیاسی افغانستان با تردیدهای متعددی پیرامون انتخابات آینده ریاست جمهوری، فساد اداری و برقراری صلح و امنیت پایدار مواجه است. با درک همه این مطالب، ظهور یک پیشرفت واقعی و عملی در ملزومات یک گذار موفق بسیار بعید به نظر می رسد.
  • منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
  • لینک کوتاه
گفت‌وگو با مخاطبان

دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟

دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.

نظرات مخاطبان

0 دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفت‌وگو باشید.

  • پرونده‌های ویژه خبری
  • اخبار ویژه مهاجرین
  • پربازدیدترین‌ها
  • گزارش
  • علاقه‌مندی‌ها
زبان:
فارسیEnglishالعربيةپښتو
  • تلگرام
  • یوتیوب
  • اینستاگرام
  • فیسبوک
  • ایکس
  • آپارات

© 2005–2026 تمامی حقوق برای خبرگزاری افغان ایرکا محفوظ است.