ضعف آگاهی عمومی، فقر، فاصله زیاد تا مراکز درمانی، کمبود پزشکان متخصص بهویژه پزشکان زن، محدودیت خدمات تشخیصی، کمبود دوا و تجهیزات، نبود برنامه گسترده غربالگری و مشکلات اجتماعی و فرهنگی از عواملی هستند که مبارزه با سرطان پستان در افغانستان را دشوار کردهاند.
سرطان پستان؛ شایعترین سرطان در میان زنان افغانستان
براساس برآورد «مرکز جهانی سرطان» وابسته به آژانس بینالمللی تحقیقات سرطان، در سال 2022 حدود 24 هزار و 275 مورد جدید سرطان در افغانستان رخ داده است که بیش از 13 هزار مورد آن مربوط به زنان بوده است.
در میان زنان، سرطان پستان با حدود 3 هزار و 545 مورد جدید، در رتبه نخست قرار داشته و حدود 27 درصد مجموع سرطانهای جدید زنان را تشکیل داده است. این آمار نشان میدهد که تقریباً از هر چهار زن مبتلا به سرطان در افغانستان، بیش از یک نفر به سرطان پستان مبتلا بوده است.
برآوردهای علمی همچنین نشان میدهد که میزان مرگومیر ناشی از سرطان پستان در افغانستان نسبتاً بالا است. یکی از تحلیلهای مبتنی بر دادههای GLOBOCAN برای سال 2022، نرخ استانداردشده مرگومیر سرطان پستان در افغانستان را حدود 18 مورد در هر صد هزار زن برآورد کرده است.
البته باید در استفاده از این ارقام احتیاط کرد؛ زیرا افغانستان هنوز با کمبود ثبت منظم و سراسری موارد سرطان روبرو است و بسیاری از بیماران، بهویژه در مناطق دورافتاده، ممکن است هرگز وارد نظام رسمی تشخیص و ثبت بیماری نشوند.
آگاهی پایین؛ یکی از مهمترین عوامل تشخیص دیرهنگام
یکی از بزرگترین مشکلات در زمینه سرطان پستان در افغانستان، آگاهی پایین زنان درباره نشانهها، عوامل خطر و اهمیت مراجعه زودهنگام به پزشک است.
یک پژوهش منتشرشده در سال 2026 که 485 زن بالای 30 سال در کابل را بررسی کرده، نشان داده است که 55.4 درصد آنان در پاسخ آزاد نتوانستهاند حتی یک نشانه هشداردهنده سرطان پستان را نام ببرند. همچنین 56.7 درصد نتوانستهاند هیچ عامل خطر مرتبط با این بیماری را ذکر کنند.
در همین تحقیق، تنها 12.8 درصد زنان افزایش سن را بهعنوان یکی از عوامل مهم خطر تشخیص دادهاند. بیش از نیمی از شرکتکنندگان نیز گفتهاند که به ندرت یا هرگز پستانهای خود را از نظر تغییرات غیرعادی بررسی نمیکنند. در مجموع، 98.6 درصد شرکتکنندگان در این مطالعه در گروه «آگاهی پایین» قرار گرفتند.
مرور نظاممند مطالعات انجامشده درباره زنان افغان نیز به نتیجه مشابهی رسیده است. براساس این بررسی، آگاهی درباره سرطان پستان و روشهای بررسی و تشخیص اولیه عموماً پایین بوده و در بیشتر مطالعات کمتر از 40 درصد زنان درباره معاینه کلینیکی پستان یا بررسی شخصی آن آگاهی داشتهاند.
چرا زنان دیر به پزشک مراجعه میکنند؟
تأخیر در مراجعه فقط نتیجه ناآگاهی نیست. در افغانستان مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی در این زمینه نقش دارند.
بسیاری از زنان در والسوالیها و روستاهای دورافتاده برای رسیدن به یک مرکز تخصصی باید ساعتها یا حتی چند روز سفر کنند. هزینه ترانسپورت، محل اقامت در کابل، غذا، آزمایشها و دوا نیز برای خانوادههای کمدرآمد سنگین است.
سازمان جهانی صحت در گزارشی درباره بیماران سرطانی افغانستان، داستان زنی 42 ساله از بدخشان را روایت کرده که یک سال پس از مشاهده توده در پستان توانسته بود هزینه سفر به کابل را فراهم کند. در زمان رسیدن به مرکز درمانی، سرطان او گسترش یافته بود. سفر او به کابل سه روز طول کشیده بود.
چنین مواردی تصویری از مشکل گستردهتری ارائه میکند: در مناطقی که خدمات تشخیصی تخصصی وجود ندارد، فاصله میان مشاهده نخستین نشانه و تشخیص قطعی میتواند بسیار طولانی شود.
موانع فرهنگی و اجتماعی
در جامعه افغانستان، موضوع بیماریهای مربوط به پستان برای برخی زنان همچنان مسئلهای خصوصی و حساس محسوب میشود. شرم از صحبت درباره تغییرات پستان، ترس از معاینه توسط پزشک مرد و نگرانی از واکنش خانواده میتواند مراجعه به مراکز صحی را به تأخیر بیندازد.
کمبود پزشکان و کارکنان صحی زن نیز این مشکل را شدیدتر میکند. مطالعات درباره زنان افغان، کمبود کارکنان صحی زن، سواد پایین سلامت، هنجارهای جنسیتی، وابستگی زنان به تصمیم اعضای خانواده برای دریافت خدمات صحی و نگرانیهای اجتماعی را از موانع تشخیص و درمان بهموقع دانستهاند.
ترس از شنیدن تشخیص سرطان نیز عامل دیگری است. برخی بیماران ممکن است به امید آنکه توده یا درد خودبهخود برطرف شود، مراجعه به پزشک را به تأخیر بیندازند؛ در حالی که همین تأخیر میتواند فرصت درمان سادهتر و مؤثرتر را کاهش دهد.

سرطان پستان چه نشانههایی دارد؟
وجود توده یا ضخیمشدن بافت در پستان یا زیر بغل از شناختهشدهترین نشانههاست؛ اما سرطان پستان همیشه با درد همراه نیست.
تغییر در اندازه یا شکل پستان، فرورفتگی یا تغییر غیرعادی پوست، تغییر شکل یا فرورفتگی نوک پستان، ترشح غیرمعمول یا خونی از نوک پستان و ایجاد توده در زیر بغل از تغییراتی هستند که نیازمند بررسی پزشکیاند.
وجود این علائم الزاماً به معنی سرطان نیست، اما مراجعه زودهنگام برای تشخیص علت اهمیت زیادی دارد.
نبود برنامه گسترده غربالگری
یکی از ضعفهای مهم نظام سلامت افغانستان، نبود یک برنامه فراگیر و منظم برای غربالگری و تشخیص زودهنگام سرطان پستان است.
یک ارزیابی جامع درباره ظرفیت کنترل سرطان در افغانستان که در سال 2026 منتشر شد، اعلام کرد که کشور برنامه تثبیتشده و سراسری برای غربالگری و تشخیص زودهنگام سرطان ندارد و خدمات تشخیصی و درمانی عمدتاً در شهرهای بزرگ متمرکز است. این مطالعه همچنین از دسترسی محدود به پاتولوژی، تصویربرداری طبی، دواهای ضروری و درمانهای سیستمیک خبر داد.
در چنین شرایطی، برای افغانستان تمرکز بر «تشخیص زودهنگام زنان دارای علائم» اهمیت بسیار زیادی دارد؛ یعنی زنان باید بتوانند نشانههای هشداردهنده را بشناسند، در اولین فرصت به مرکز صحی مراجعه کنند و مسیر ارجاع آنان از مرکز اولیه تا خدمات تخصصی کوتاه و مشخص باشد.
سازمان جهانی صحت نیز برای کشورهای دارای منابع محدود، بر تشخیص سریع زنان علامتدار، معاینه کلینیکی و ایجاد سیستم ارجاع مؤثر تأکید میکند.
ظرفیت درمان سرطان در افغانستان
در سالهای گذشته بخش عمده خدمات تخصصی سرطان افغانستان در کابل متمرکز بوده است.
وزارت صحت عامه میگوید نخستین مرکز تشخیص و درمان سرطان در سال 2016 در شفاخانه جمهوریت کابل ایجاد شد و خدماتی مانند آزمایشهای لابراتواری، التراسوند، پاتولوژی، کیموتراپی و جراحی ارائه میکرد. مراکز تشخیصی یا خدمات مرتبط نیز در کابل، هرات و مزارشریف ایجاد شدهاند.
در فبروری 2026 وزارت صحت عامه همچنین از افتتاح «شفاخانه ملی تشخیص و درمان سرطان» خبر داد. وزارت اعلام کرد که برنامه توسعه تجهیزات و آموزش متخصصان ادامه دارد و قرار است با همکاری هند، خدمات رادیوتراپی نیز توسعه یابد.
با وجود این اقدامات، ظرفیت در برابر حجم نیاز همچنان محدود است.

کمبود تخت، دوا و تجهیزات
سازمان جهانی صحت در فبروری 2025 وضعیت مرکز ملی درمان سرطان در کابل را بسیار دشوار توصیف کرد.
براساس این گزارش، تعداد بیماران بسیار بیشتر از ظرفیت مرکز است، فهرست انتظار طولانی است، تختها کافی نیستند و بسیاری از دواهای سرطان کمیاباند یا برخی درمانهای ضروری در دسترس نیستند.
WHO گزارش کرده است که در بخش کیموتراپی سرپایی، به دلیل کمبود ظرفیت گاهی سه زن بهطور همزمان از یک تخت استفاده میکنند. برخی بیماران و همراهان نیز برای خالیشدن تخت مجبورند چندین روز در اطراف شفاخانه منتظر بمانند.
این وضعیت برای سرطان پستان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا درمان این بیماری ممکن است به ترکیبی از جراحی، کیموتراپی، درمان هورمونی، داروهای هدفمند و در برخی بیماران رادیوتراپی نیاز داشته باشد. نبود هر حلقه از این زنجیره میتواند نتیجه نهایی درمان را تحت تأثیر قرار دهد.

رادیوتراپی؛ یکی از بزرگترین خلأها
رادیوتراپی در درمان بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان پستان نقش مهمی دارد، بهویژه پس از برخی جراحیها یا در مراحل مشخص بیماری.
یک ارزیابی علمی منتشرشده در سال 2026 که وضعیت مراکز سرطان افغانستان را تا جنوری 2025 بررسی کرده بود، اعلام کرد که در آن مقطع امکانات رادیوتراپی فعال در کشور وجود نداشت.
همین کمبود سبب شده است برخی بیمارانی که توان مالی دارند برای درمان به کشورهای همسایه سفر کنند. در فبروری 2026 وزارت صحت عامه اعلام کرد که برای راهاندازی خدمات رادیوتراپی در شفاخانه ملی سرطان با هند همکاری خواهد شد.
بنابراین وضعیت این بخش در حال تغییر است، اما ایجاد یک دستگاه رادیوتراپی به تنهایی کافی نیست؛ این خدمات به متخصصان آموزشدیده، فیزیکدان طبی، سیستم دقیق نگهداری تجهیزات، تأمین برق، مواد مصرفی و سیستم ایمنی نیاز دارد.
فشار اقتصادی سرطان بر خانوادهها
در افغانستان هزینه سرطان فقط قیمت دوا نیست.
یک بیمار از ولایت دورافتاده ممکن است مجبور باشد چندین بار برای معاینه، نمونهبرداری، دریافت نتیجه پاتولوژی، جراحی، دورههای کیموتراپی و پیگیری درمان به کابل یا یک شهر بزرگ سفر کند.
در هر مرحله هزینه ترانسپورت، اقامت، غذا و از دست رفتن درآمد خانواده افزایش مییابد.
WHO گزارش داده است که برخی خانوادههای بیماران سرطانی برای تأمین هزینه سفر و درمان داراییهای خود را فروختهاند و با وجود آن نیز توان پرداخت تمام هزینهها را نداشتهاند.
در نتیجه، فقر هم میتواند تشخیص را عقب بیندازد و هم باعث قطع درمان در میانه راه شود.

بحران عمومی نظام سلامت نیز سرطان را تحت تأثیر قرار داده است
مشکلات سرطان پستان جدا از بحران گسترده بخش صحت افغانستان نیست.
براساس دادههای بخش سلامت سازمان جهانی صحت، نظام صحی افغانستان با کمبود بودجه، وابستگی گسترده به کمکهای خارجی، کمبود نیروی متخصص و دسترسی نامتوازن به خدمات روبرو است. حدود یکسوم جمعیت در مناطق کمبرخوردار از نظر خدمات سلامت زندگی میکنند.
کاهش کمکهای خارجی در سال 2025 نیز سبب بستهشدن صدها مرکز صحی شد و دسترسی میلیونها نفر به خدمات اساسی را کاهش داد.
هرچند بیشتر این مراکز، مراکز تخصصی سرطان نیستند، اما تضعیف خدمات اولیه به معنی کاهش فرصت شناسایی زودهنگام علائم، ارجاع بیماران و آموزش زنان نیز هست.
کمبود نیروی متخصص
درمان سرطان تنها به ساختمان و دستگاه وابسته نیست.
افغانستان به متخصصان سرطانشناسی، جراحان سرطان پستان، پاتولوژیستها، رادیولوژیستها، متخصصان رادیوتراپی، پرستاران آموزشدیده سرطان و کارکنان مراقبت تسکینی نیاز دارد.
در دسامبر 2025، سازمان جهانی صحت یک برنامه آموزشی برای بیش از 60 پزشک، پرستار و داروساز افغان از چهار مرکز عمده سرطان و مراکز خصوصی برگزار کرد تا ظرفیت درمان سرطان و مراقبت تسکینی تقویت شود.
این اقدامات مثبت است، اما در کشوری با جمعیت دهها میلیونی، تعداد محدود متخصصان نمیتواند نیاز سراسر کشور را پوشش دهد.
تشخیص دیرهنگام؛ حلقه مرکزی بحران
مجموع مشکلات آگاهی، دسترسی، فقر و کمبود ظرفیت درمانی در نهایت به یک نتیجه مشترک منتهی میشود: تشخیص بیماری در مراحل پیشرفته.
بررسیهای علمی درباره زنان افغانستان نشان دادهاند که تعداد قابل توجهی از بیماران زمانی مراجعه میکنند که بیماری به مراحل سوم یا چهارم رسیده است. در چنین مراحلی درمان پیچیدهتر، طولانیتر و گرانتر میشود و احتمال کنترل موفق بیماری کاهش مییابد.
وزارت صحت عامه افغانستان نیز در توضیح برنامه ملی کنترل سرطان تأیید کرده است که بسیاری از بیماران سرطانی در مراحل دیرهنگام تشخیص میشوند و به همین دلیل نیاز به خدمات حمایوی و تسکینی بالاست.
آگاهیسازی چگونه باید انجام شود؟
آگاهیرسانی درباره سرطان پستان در افغانستان نمیتواند تنها به نصب چند پوستر در شفاخانههای کابل محدود باشد.
برنامه مؤثر باید به زنان روستاها و والسوالیها نیز برسد و اطلاعات ساده و قابل فهم به زبانهای دری و پشتو ارائه کند.
در این زمینه استفاده از کارکنان صحی زن، قابلهها، مراکز صحی محلی، رادیو، تلویزیون، شبکههای اجتماعی و برنامههای جامعهمحور میتواند تأثیر بیشتری داشته باشد.
پیام اصلی باید بسیار روشن باشد: مشاهده یک توده یا تغییر غیرعادی در پستان به معنی مرگ یا قطعاً سرطان نیست، اما باید بدون تأخیر بررسی شود.
همچنین باید این تصور اشتباه اصلاح شود که سرطان همیشه دردناک است؛ بسیاری از تودههای سرطانی در مراحل اولیه ممکن است درد نداشته باشند.
نقش خانوادهها و مردان
در افغانستان تصمیم زنان برای مراجعه به مراکز درمانی در بسیاری از خانوادهها تحت تأثیر همسر یا دیگر اعضای خانواده است.
به همین دلیل آگاهیسازی فقط نباید زنان را هدف قرار دهد. مردان نیز باید بدانند که جلوگیری از مراجعه زن به پزشک یا تأخیر در تأمین هزینه سفر ممکن است فرصت تشخیص زودهنگام را از بین ببرد.
حمایت خانواده میتواند از نخستین مرحله مراجعه تا پایان دورههای طولانی درمان، نقش تعیینکننده داشته باشد.
چه اقداماتی میتواند وضعیت را تغییر دهد؟
برای کاهش مرگومیر سرطان پستان در افغانستان، چند اقدام بهطور همزمان ضروری است:
گسترش آموزش عمومی درباره نشانههای سرطان پستان و مراجعه زودهنگام؛ ایجاد مسیر مشخص ارجاع بیماران از مراکز اولیه به مراکز تشخیصی؛ افزایش تعداد پزشکان و کارکنان زن؛ توسعه پاتولوژی، ماموگرافی، التراسوند و نمونهبرداری در مراکز منطقهای؛ افزایش ظرفیت جراحی، کیموتراپی و رادیوتراپی؛ تأمین پایدار دواهای سرطان؛ کمک مالی و اقامتی به بیماران فقیر و خانوادههای آنان؛ تقویت ثبت ملی سرطان و جمعآوری دادههای قابل اعتماد؛ توسعه مراقبتهای تسکینی و ایجاد مراکز تخصصی سرطان در چند منطقه کشور بهجای تمرکز تقریباً کامل خدمات در کابل.
سازمان جهانی صحت در ابتکار جهانی سرطان پستان نیز سه محور اصلی را توصیه میکند: افزایش آگاهی و تشخیص زودهنگام، تشخیص بهموقع و دسترسی به درمان جامع و کامل.

و در آخر
افغانستان در سالهای اخیر اقداماتی برای ایجاد مراکز سرطان، آموزش کارکنان و توسعه تجهیزات آغاز کرده است، اما فاصله میان امکانات موجود و نیاز واقعی بیماران همچنان بسیار زیاد است.
سرطان پستان بیماریای نیست که تنها با ساخت یک شفاخانه یا واردکردن چند دستگاه مهار شود. مبارزه مؤثر با آن از آگاهی یک زن در یک روستای دورافتاده آغاز میشود و تا تشخیص سریع، پاتولوژی دقیق، جراحی، کیموتراپی، رادیوتراپی، حمایت روانی و پیگیری طولانیمدت ادامه مییابد.
تا زمانی که یک زن برای بررسی یک توده ساده مجبور باشد صدها کیلومتر سفر کند، برای یافتن پزشک زن منتظر بماند، هزینههای سنگین بپردازد و در نهایت با کمبود تخت یا دوا مواجه شود، سرطان پستان در افغانستان نه تنها یک بیماری طبی، بلکه یک مسئله جدی اجتماعی، اقتصادی و انسانی باقی خواهد ماند.
این در حالیست که سرطان پستان شایعترین سرطان در میان زنان افغانستان است و برآوردهای سال 2022 از بیش از 3500 مورد جدید در یک سال حکایت دارد. در مقابل، آگاهی عمومی پایین، نظام غربالگری محدود، تشخیص دیرهنگام، فقر، کمبود متخصصان زن و تمرکز خدمات تخصصی در شهرهای بزرگ، احتمال دریافت درمان بهموقع را کاهش داده است.
کاهش مرگومیر این بیماری بیش از هر چیز به تشخیص زودهنگام و فراهمکردن یک مسیر واقعی و قابل دسترس از «آگاهی» تا «درمان کامل» نیاز دارد؛ مسیری که در حال حاضر برای بسیاری از زنان افغانستان هنوز دشوار، پرهزینه و گاهی دستنیافتنی است.

دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.