بازگشت
به مناسبت ولادت حضرت فاطمه زهرا(س):
دوران کودکی حضرت زهرا علیها السلام / حجاب و پوشش حضرت زهرا علیها السلام
دستور به حجاب و عفاف نه تنها یک ضرورت اجتماعی برای حفظ عفت جامعه است، بلکه مهمترین راهکار حفظ عفت، کرامت و شخصیت انسانی زنان در عرصههای گوناگون میباشد...
تاریخ انتشار: 1392/02/10 13:49کد خبر: 14174منبع: خبرگزاری افغان ایرکا

دوران کودکی حضرت زهرا علیها السلام
-------------------------------------------------
اکثر علمای امامیه مانند کلینی در اصول کافی، ج1، ص458 و ابن شهر آشوب در مناقب، ج3، ص357، مجلسی در بحار الانوار، ج43، ص6 و حیات القلوب، ج2، ص149 و فیض کاشانی در وافی، ج1، ص173 نوشته اند: که فاطمه پنج سال بعد از بعثت تولد یافت مدرک آن روایتی است که ابو بصیر از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت کرده که فرموده: مادرم فاطمه در بیستم جمادی الثانی در هنگامی که پیغمبر چهل و پنج ساله بود به دنیا آمد هشت سال با پدرش در مکه بود و ده سال در مدینه با پدرش زندگی کرد. [1]
پس فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ در دوران کودکی پیش پدر عزیزش رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و مادر گرامیش بانوی بزرگ اسلام خدیجه کبری زندگی می کرد ؛ دوران شیرخوارگی و ایام کودکی زهرا ـ علیها السلام ـ در محیط بسیار خطرناک و اوضاع بحرانی انقلابی صدر اسلام گذشت ؛ بدون شک در روح آن کودک تأثیرات شایانی داشته است با شرایط سختی که اسلام در آغاز راه بود و سخت ترین مراحل را باید سپری می کرد تا پایه ریزی شود و مشرکان محیطی ترسناک و وحشتناک برای مسلمانان نوپا مهیا کرده بودند و آنها را شکنجه می دادند تا از اسلام دست بردارند، و نقشه های مختلف برای قتل پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ کشیدند. فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ در چنین روزگاری بحرانی و در چنین محیط خطرناک و وحشت آوری به دنیا آمد و رشد و نمود کرد، مدتی از دوران شیرخوارگی او در شعب ابوطالب سپری شد و در آنجا از شیر خوردن باز گرفته شد و در همان ریگستان سوزان راه رفتن را یاد گرفت. و در همان محیط قحطی غذاخور شد، بانویی که شایستگی مادر یازده امام (علیهم صلوات الله ) را داشت باید چنین آزمونهایی درپیش داشت ودر چنین محیطی رشد می نمود.
فاطمه ـ علیها السلام ـ در سن پنج سالگی بود، که پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و بنی هاشم از محاصره اقتصادی و تنگنای وحشتناک شِعْب نجات یافته و به خانه و زندگی خودشان برگشتند، این زندگی برای زهرای مرضیه تازگی داشت، اما افسوس که این شادی دوامی نداشت، چرا که حادثه ی جانسوزی روح حساس فاطمه کوچک را افسرده نمود و بزرگترین ضربه ی روحی را بر خود دید، در این حال بود که هرازگاه سراغ مادر را می گرفت و گریه می نمود و از پدر مهربانش مادر را می خواست. لذا بعد از مرگ مادر تنها امید و تکیه گاه زهرا ـ علیها السلام ـ پدر مهربانش بود.
پدرش نیز از غم مرگ یار عزیزش خدیجه و پشتیبان بزرگش ابو طالب در اندوه و سوگ بود. بعد از این زهرا باید غمخوار و یار پدر باشد و شاهد تمام تلخی ها و آزارهایی باشد که توسط مشرکان مکه بر پدرش روا می شد. روزگاری بسیار غمبار در خانه و زندگی برای فاطمه ـ علیها السلام ـ حاکم بود، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بعد از خدیجه با زنی به نام «سوده» ازدواج کرد، و زنان دیگری هم اختیار نمود که دربارة حضرت زهرا ـ علیها السلام ـ اظهار علاقه می نمودند، اما هیچ محبت و علاقه ای جایگزین مهر و علاقه مادر نمی شود، اما رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ با درک شرایط و موقعیت روحی دختر گرامیش اظهار محبت بیش از پیش درباره او می نمود و جبران فقدان مادر کرده و دربارة او بسیار سفارش و خیلی او را دوست وگرامی ، می داشت، و در کنار خویش او را تربیت می نمود. لذا این حوادث خللی بر روح آن حضرت وارد نساخت بلکه بر عکس گوهر وجودش را صیقل و تابناک نمود و برای هرگونه مبارزه ای آماده و نیرومندش گردانید.
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بر اثر فشار و اذیت مشرکان تصمیم به مهاجرت از مکه به یثرب شد و علی ـ علیه السلام ـ را مأمور ساخت تا فاطمه و مادرش و دختر پیامبر و فاطمه دختر حمزه سید الشهداء را به یثرب بیاورد. علی با شجاعت و شهامت این وظیفه را انجام داد و به سلامتی امانت رسول الله را به او رسانید.
پیامبر بعد از ازدواج با ام سلمه، فاطمه ـ علیها السلام ـ را به او سپرد تا در تربیت او کوشش کند و از او مواظبت کند ولی ام سلمه می گوید: «رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فاطمه را به من سپرد تا او را تربیت کنم من هم از تربیت او دریغ نورزیدم، اما به خدا سوگند او از من با ادبتر و داناتر بود.[2]» بعد از هجرت، دیگر دوران کودکی حضرت زهرا ـ علیها السلام ـ سپری می شد و کم کم به سن بلوغ، و جوانی می رسید، و بعد از مادرش پدر اولین غمخوار و تربیت کننده او بود و نیز که دو تن از زوجات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ یعنی (سوده و ام سلمه) که هر دو مورد احترام پیامبر بودند. برای زهرا وظایف مادری را انجام می دادند.
حجاب و پوشش حضرت زهرا علیها السلام
----------------------------------------------------
دستور به حجاب و عفاف نه تنها یک ضرورت اجتماعی برای حفظ عفت جامعه است، بلکه مهمترین راهکار حفظ عفت، کرامت و شخصیت انسانی زنان در عرصههای گوناگون میباشد و پارة وجود رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ کاملترین اسوه و الگوی حیا، عفت و حجاب است. دختری که پدرش کانون همة حوادث سیاسی و اجتماعی آن روزگار بود و او در کنار پدر، چون مادری مهربان، در همة این صحنهها حضور داشت. چه در دوران کودکی در شرایط طاقتفرسای مکه در حصر اقتصادی در شعب ابی طالب، چه در دوران بعد از هجرت به مدینه و کشاکش جنگهای پر شمار و حوادث بیشمار، و چه در خانة علی ـ علیه السّلام ـ که محل آمد و شد فراوان اصحاب و یاران رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ بود و حضرت صدیقة طاهره (س)، در همة این صحنهها حضور داشت، اما با همة این احوال عفاف و حجاب او در اوج یگانگی و بیمثالی بود. جلوههای بسیار زیبا و دیدنی از رفتار و گفتار حضرت فاطمه زهرا (س) در عرصة حجاب و عفاف در منابع گزارش شده است که حقیقت هر یک از این رفتارها و گفتارها میباید سرمشق دختران و زنان در زندگی قرار گیرد.[3]
روایات وارد شده از صدیفه طاهره (س) در رابطه با حجاب مؤید این مطلب است که خود حضرت زهرا (س) از کودکی به این مطلب اهمیت میدادند و از همان اوان کودکی پوشش ظاهری خود را حفظ میکردند در روایتی آمده است که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به فاطمه (س) فرمود: چه چیزی برای زن بهتر و نیکوتر است؟ فاطمه (س) گفت: اینکه او مردی را نبیند و مردی نیز او را نبیند.و اما راجع به کیفیت حجاب حضرت زهرا (س) در منابع آمده است که آن حضرت در خارج از خانه از پوششی استفاده میکرد که تمام بدن را از سر گرفته تا پاها را میپوشانید و با چنین پوششی در جامعه حاضر میشد. امید است که این شیوة عملی حضرت زهرا (س) و تمام سیره ایشان در زندگی، الگوئی باشد برای تمامی زنان با ایمان و با عفاف جهان اسلام.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . نظر شیخ مفید این است که در سال دوم بعثت بانوی دو عالم متولد شده که مختار حضرت استاد نیز همان است ولی بنده به خاطر روایت امام صادق ـ علیه السلام ـ آن را قبول میکنم اما نظر استاد مورد نظر باشد بهتر است.
[2]. دلایل الامه، ص11.
[3] . ر.ک: بحارالانوار مجلسی، ج 101، ص 36 و ج 100، ص 238 و ج 37، ص 69 و ج 43، ص 84.