خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
فضایل و کرامات امام صادق علیه السّلام

حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ که نام مبارکش جعفر بوده افضل و داناتر از همة برادرانش و شایستهتر به منصب خلافت پدر بزرگوارش. ایشان براساس وظیفهی الهی به امر امامت قیام کردند و از نظر فضل و دانش بر دیگران برتری گرفتند و همه جا از وی به عظمت یاد میشود.
زمان تقریبی مطالعه: 9 دقیقه
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ که نام مبارکش جعفر بوده افضل و داناتر از همة برادرانش و شایستهتر به منصب خلافت پدر بزرگوارش. ایشان براساس وظیفهی الهی به امر امامت قیام کردند و از نظر فضل و دانش بر دیگران برتری گرفتند و همه جا از وی به عظمت یاد میشود. منزلت و مقامش از همه عالیتر و در میان عامه و خاصه به جلالت قدر معروف بوده و اهل سنت علوم و اطلاعات بسیاری از وی نقل کردهاند و طالبان علم و دانش از اطراف و اکناف برای فیض کمالات او بر در سرای او بار افکندند و آوازة او در شهرها پیچیده بود و از هیچ یک از اهل بیت او به اندازهای که دانشمندان از خرمن فضائل او استفاده کردهاند، بهرهمند نشدهاند، دانشمندان به قدری که از آثار و اخبار آن حضرت نقل کردهاند از دیگر کسی نقل نکردهاند. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">میلاد آن حضرت سال هشتاد و سوم هجرت در مدینه منوره بود و در ماه شوال سال صدوچهل و هشت در سن شصت و پنج سالگی رحلت فرمود و در بقیع کنار جد و پدر و عمویش حسن ـ علیه السّلام ـ آرمید. مادرش ام فروه دختر قاسم بن محمد است. مدت امامتش سی و چهار سال بود. پدر بزرگوارش او را بالصراحه وصی خود قرار داد و علناً مقام امامت او را امضاء کردند.[1] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"><strong>فضائل امام صادق علیه السّلام </strong></div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">برای امام صادق فضائل زیادی نقل کردهاند که به برخی از آنها اشاره میشود؛ </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">1. بخشش و بزرگواری آن حضرت: از مشکوه الانوار نقل است که مردی خدمت حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ رسید و عرض کرد پسر عمویت فلان اسم جناب تو را برد و نگذاشت چیزی از بدگوئی و ناسزا مگر آن که برای تو گفت. حضرت کنیز خود را فرمود که آب وضو برایش حاضر کند پس وضو گرفت و داخل نماز شد، راوی گفت من در دلم گفتم که حضرت نفرین خواهد کرد بر او، پس حضرت دو رکعت نماز گذاشت و گفت: ای پروردگار من این حق من بود من بخشیدم برای او، و تو جود و کرمت از من بیشتر است پس ببخش او را و مگیر او را به کردارش و جزا مده او را به عملش؛ پس رقّت کرد آن حضرت و پیوسته برای او دعا کرد و من تعجب کردم از حال آن جناب[2]. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">2. صدقات پنهانی و امداد از بیچارگان بصورت نهانی: ابن شهر آشوب از ابوجعفر خثعمی نقل کرده که گفت حضرت امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ همیانی زر به من داد و فرمود این را بده فلان مرد هاشمی و مگو کدام کسی داده. راوی گفت آن مال را چون به آن مرد دادم گفت خدا جزای خیر دهد به آن که این مال را برای من فرستاده که همیشه برای من میفرستد و من به آن زندگانی میکنم و لکن جعفر صادق یک درهم برای من نمیدهد با آن که مال بسیاری دارد.[3] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">3. عطوفت و مهربانی امام: از سفیان ثوری روایت شده که روزی به خدمت آن حضرت رسید آن جناب را متغیّرانه دیدار کرد سبب تغّیر رنگ را پرسید آن حضرت فرمود: که من نهی کرده بودم که در خانه کسی بالای بام برود، این وقت داخل خانه شدم یکی از کنیزان را که مسئول تربیت فرزند من بود دیدم که طفل مرا در بر دارد و بالای نردبان است چون نگاهش به من افتاد متحیر شد و لرزید و طفل از دست او افتاد بر زمین و مرد و تغییر رنگ من از جهت غصّه مردن طفل نیست بلکه به سبب آن ترسی است که آن کنیزک از من پیدا کرد و با این حال آن کنیزک را فرموده بود تو را به جهت خدا آزاد کردم، باکی بر تو نیست، باکی نباشد تو را.[4] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">4. از حضرت ابوجعفر سوالی کردند امام پس از شما کیست؟ </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">حضرت دست بر پشت مبارک امام صادق زده فرمود سوگند به خدا این همان کسی است که باید آئین آل محمد ـ علیهم السّلام ـ را احیا، کند.[5] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">5. طاهر، مصاحب امام ابوجعفر ـ علیه السّلام ـ گفت حضور حضرتش شرفیاب بودم، جعفر وارد شد حضرت باقر علیه السلام فرمود: این آقا، بهترین آفریده خداست.[6] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">6. تواضع در پوشش: روزی یکی از اصحاب حضرت صادق بر آن حضرت وارد شد آن جناب پیراهنی پوشیده که گریبان او را وصله زدهاند. آن مرد پیوسته نظرش بر آن پینه بود و گویا از پوشیدن آن حضرت آن پیراهن را تعجب داشت، حضرت فرموده چه شده تو را که نظر به سوی من دوختهای؟ گفت نظرم به پینهای است که در گریبان پیراهن شماست فرمود بردار این کتاب را و بخوان آن چیزی که در او نوشته است. راوی گفت. مقابل آن حضرت یا نزدیک آن حضرت کتابی بود پس آن مرد نظر افکند در آن دید نوشته است در آن: </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">«لا ایمان لمن لاحیاء له و لامال لمن لاتقدیر له و لاجدید لمن لاخلق له» </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">ایمان ندارد کسی که حیاء ندارد و مال ندارد کسی که در معاش خود تقدیر و اندازه ندارد و نو ندارد کسی که کهنه ندارد.[7] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"><strong>معجزات و کرامات امام صادق ـ علیه السّلام ـ: </strong></div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">1. ابوبصیر گوید وارد مدینه شدم و همان وقت کنیزکی همراه من بود کامی از او گرفتم. خواستم به حمام بروم دیدم اصحاب ما که شیعیان حضرت صادق بودند بدیدن آن حضرت متوجهاند. من ترسیدم هرگاه به حمام بروم و برگردم ممکن است از زیارت آن جناب و تشریف به خدمتش محروم بمانم. به همین مناسبت از رفتن به حمام منصرف شده و همراه آنان وارد منزل حضرت صادق شدم چون برابر آن جناب رسیدم به من توجهی کرده فرمود: ای ابوبصیر مگر نمیدانی آدم جنب حق ندارد به حال جنابت به خانه انبیاء و فرزندان آنان وارد شود. من از این فرموده شرمنده شده عرض کردم چنان است که میفرمائید لیکن هنگامی که میخواستم به حمام بروم یاران خود را در راه ملاقات کردم که آهنگ حضور حضرت شما را دارند ترسیدم هرگاه به حمام و مراجعت کنم از زیارت شما محروم شوم و اکنون متعهد میشوم بار دیگر با این حال حضور حضرتت شرفیاب نشوم و مرخص شدم.[8] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">2. علم امام بر اسرار: شیخ طوسی از داود بن کثیر رقّی روایت کرده که گفت نشسته بودم خدمت حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ که ناگاه ابتدا از پیش خود به من فرمود ای داود به تحقیق که عرضه شد بر من عملهای شما روز پنجشنبه پس دیدم در بین اعمال تو صله و احسان تو را به پسر عمّت فلان پس این مطلب مرا خشنود گردانید. همانا صلة تو مردم او را سبب شود که عمر او زود فانی واجل او منقطع شود. داود گفت مرا پسر عمّی بود معاند و دشمن اهلبیت و مردی خبیث، خبر به من رسید که او و عیالاتش بد میگذرانند، پس برای نفقه او براتی نوشتم و نزد او فرستادم پیش از آن که بسوی مکّه توجه کنم چون به مدینه رسیدم خبر داد مرا بدین مطلب حضرت امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ [9] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">3. در زنده کردن امام، گاو مرده را به اذن خدا: درخراجیست که روایت شده از مفضل بن عمر که گفت راه میرفتم با حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ در مکه، یا گفت: در منی که گذشتیم به زنی که در مقابل او ماده گاو مردهای بود و آن زن و بچههایش میگریستند حضرت فرمود: چیست قصة شما؟ آن زن گفت که من و کودکانم از این گاو معاش میکردیم و الحال مرده، است و من متحّیر ماندهام که چه کنم؛ فرمود دوست میداری که حق تعالی او را زنده گرداند، گفت ای مرد با ما تمسخر میکنی؟ فرمود: چنین نیست من قصد تمسخر نداشتم. پس دعائی خواند و پای مبارک خود را به گاو زد صیحه زد به او پس آن گاو مرده زنده شد و برخاست بشتاب، آن زن گفت به پروردگار کعبه این عیسی است. حضرت خود را در میان مردم داخل کرد که شناخته نشود.[10] </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">4. در علم امام به زبان حیوانات: روایت است از صفوان بن یحیی از جابرکه گفت نزد حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ بودم پس بیرون شدیم با آن جناب که ناگاه دیدیم مردی بزغالهای را خوابانیده که ذبح کند. آن بزغاله چون حضرت را دید صیحه کشید. حضرت فرمود به آن مرد که قیمت این بزغاله چیست؟ گفت: چهار درهم. حضرت از کیسة خود چهار درهم درآورد و به او داد و فرمود: بزغاله را رها کن برای خودش پس گذشتیم. ناگاه برخوردیم به شاهین که پرندهای را تعقیب میکرد تا صید کند، آن پرنده صیحه کشید. حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ اشاره کرد به عقاب با آستین خود. آن شاهین از صید پرنده دست برداشت. من گفتم: ما امری عجیب دیدیم از شما. فرمود: بلی همانا آن بزغاله که آن شخص او را خوابانیده بود ذبح کند چون نظرش بر من افتاد گفت: أستجیر باالله و بکم اهل البیت مما یراد منّی، طلب میکنم از خدا و شما اهلبیت که مرا رهایی دهید از کشتن. و درّاج نیز همین را گفت و اگر شیعیان استقامت داشتند هر آیینه میشنوانیدم به شما منطقطیر را. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;"> </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">-------------------------------------------------------- </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[1] . الارشاد شیخ مفید: ترجمه و شرح فارسی حاج شیخ محمد باقر ساعدی خراسانی، کتابفروشی اسلامیه؛ 1376؛ ص 526. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[2] . منتهی الآمال؛ شیخ عباس قمی؛ انتشارات هجرت؛ ج 2؛ بهار 1376؛ ص 243. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[3] . همان، ص 244. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[4] . منتهی الآمال؛ شیخ عباس قمی پیشین؛ ص 245. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[5] . الارشاد؛ شیخ مفید؛ ص 526. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[6] . همان، ص 527. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[7] . منتهی الآمال: شیخ عباس قمی پشین، ص 241. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[8] . شیخ مفیدپشین، ص 531. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[9] . شیخ عباس قمی، پیشین ص 264. </div>
<div style="direction: rtl; text-align: justify;">[10] . شیخ عباس قمی؛ پیشین ص 272. </div>
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.