افغانستان برای پاسخگویی به نیازهای خود، سالانه صدها میلیون دالر آرد و گندم از کشورهای آسیای مرکزی و پاکستان وارد میکند. نان از آرد گندم در جمع غذاهای مهم مردم به شمار میرود و تقریبا 60 درصد از مواد خوراکی را در میان افغانها تشکیل میدهد. همچنان نزدیک به 70 درصد از زمینهای کشاورزی در افغانستان گندم کشت میشود و یکچهارم تولیدات ناخالص داخلی افغانستان را تشکیل میدهد. این در حالی است که تولیدات داخلی به تنهایی در سطح ملی پاسخگو نیست. براساس گزارش وزارت زراعت امریکا، مصرف گندم افغانستان 7٫5 میلیون تن بین سالهای 2016 تا 2017 میباشد. بدین اساس افغانستان نزدیک به 30 درصد نیاز گندم مورد ضرورت خویش را از کشورهای آسیای مرکزی و پاکستان وارد میکند.
نیمی از آرد و گندمی که به افغانستان وارد میشود، از کشور پاکستان است. سیاستهای زراعتی پاکستان اثر مستقیم روی امنیت غذایی در افغانستان دارد. پاکستان گهگاهی از طریق سیاستهای طراحی شده داخلی توسط دیپارتمنت غذایی ایالتی، دست به برهمزدن بازار گندم میزند. چنین پالیسیای، سبب به میان آمدن وضعیت متناقض در بازارهای گندم افغانستان میشود. بهگونه مثال، پاکستان در سال 2008 صادرات گندم به افغانستان را بهصورت کل منع قرار داد. گذشته از این، گندم ذخیره شده در پاکستان با گذشت زمان کیفیت خود را از دست میدهد، بنا این کشور گندم بیکیفیت را به اساس عرف معمول، به بازارهای افغانستان عرضه میکند. این در حالی است که افغانستان بر گندم و آرد وارداتی کنترول ندارد، این بدین معنا است که گندم درجه سوم و دوم در پاکستان به نام گندم درجه اول در افغانستان به فروش میرسد.
پاکستان سالانه میلیونها تن گندم خریداری کرده و سپس آن را سبسایدی ساخته و بهشکل سهمیهبندی به کارخانهها اختصاص میدهد، بنا این کشور ترجیح میدهد که آرد وارد افغانستان شود، نه گندم. این شرکتها عموما بهصورت استراتژیک در ایالتهایی قرار دارند که با افغانستان هممرزاند. ممکن است این کار پاکستان به نفع مصرفکنندگان افغان باشد، اما شرکتهای تولیدی افغانستان را ضربه میزند، همچنان شرکتهای افغانی را از رده خارج میکند و مانع دسترسی افغانستان به خودکفایی میشود.
در کنار سیاستهای تجارتی محدود پاکستان، اکثر تنشها بر سرخط دیورند میان افغانستان و پاکستان و سپس بسته شدن مرز تورخم برای هفتهها نیز میلیونها دالر به بازرگانان افغان ضربه وارد میکند. همچنان بندش مرز میان دو کشور، سبب نوسانات در قیمتهای مواد خوراکی در داخل افغانستان میشود. از آنجایی که دولت افغانستان ذخایر کافی گندم در اختیار ندارد، افزایش قیمت گندم مشکلات زیادی را برای مردم فقیر بهوجود میآورد. همچنان بیصداقتی و همکاری نکردن پاکستان در جنگ بر ضد تروریسم با افغانستان، سبب شده است تا مصرفکنندگان افغان، علاقهای به خرید اشیای پاکستانی نداشته باشند. که این بیعلاقی در خرید آرد و گندم نیز شامل میباشد. آنها گندم را از کشورهای آسیای مرکزی وارد میکنند. این اقدام یقینا پاکستان را در انزوا قرار داده و بیشتر افغانستان را مجبور میکند که گزینههای بدیل را برای خود جستجو کند.
حالا با رویکار آمدن و تاسیس بندر چابهار، مسیر ترانزیت به افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی باز شده است. هند میتواند در قسمت صادرات آرد و گندم، جایگزین پاکستان برای افغانستان شود. روابط دوستانه هند با افغانستان و نیز غنی بودن هند از گندم، میتواند هند را کاندیدای خوبی برای صادرات گندم به افغانستان بسازد. یکی دیگر از راههایی که افغانستان میتواند از آن بهره ببرد، تلاش برای بلندبردن تولیدات داخلی گندم است که این امر با تهیه امکانات و ابزار مدرن روز برای دهقانان میسر میشود. اگرچه، بررسیها نشان میدهد که افزایش تولیدات داخلی، بدون در نظرداشت تبادلات میان مناطق روستایی و شهری، کمکی به خودکفایی نمیکند. این در حالی است که در سال 2009 افغانستان از نگاه تولید گندم تقریبا به خودکفایی رسیده بود، اما شهرهای بزرگ هنوزهم به گندم و آرد وارداتی وابستهاند. بنابراین، یک پارچگی در بازار به شدت نیاز به افزایش آگهی از بازار و ساختن سرکهای منتهی به مناطق روستایی دارد، تا به این طریق، مواد به آسانی از مناطق روستایی به شهرها برسد.
بیشتر قسمتهای شاهراه کمربندی 2400 کیلومتر که قبلا اعمار شده، حالا رو به خرابی است. این جاده شهرهای کابل، بلخ، فاریاب، بادغیس، هرات، فراه و کندهار را به هم وصل میکند. نزدیک به 60 درصد زمینهایی که در آن گندم کشت میشود، به 50 کیلومتر سرک این شاهراه قرار دارد. بنا ترمیم و بازسازی شاهراه کمربندی در قسمت بهبود حملونقل و توسعه تجارت میتواند اثرگذار باشد و سبب شگوفایی در تولیدات داخلی شود.
برای یک استراتژی درازمدت اقتصادی، افغانستان میتواند مناطق بیابانی را برای زرع آماده کند. دشتهای وسیع نزدیک به شاهراه کمربندی کشور را میتوان با سیستمهای آبیاری مرکزی قابل کشت کرد. دشتهای وسیع موجود در افغانستان میتواند برای مدت طولانی تولیدات محصولات داخلی کشور را تضمین کند. سپس تولیدات داخلی از طریق شاهراه کمربندی به آسانی به مناطق شهری انتقال یابد.
نوسانات میزان تولیدات داخلی، با تغییر قیمتها در کشورهای صادرکننده، بازارهای آرد و گندم را در افغانستان بیثبات میسازد. بنا این نوسانات بهصورت مستقیم روی وضعیت زندگی افراد فقیر اثر میگذارد، زیرا بخش عمده مصرف آنها را آرد گندم تشکیل میدهد. برای تشویق سرمایهگذاری در سیستم زرع گندم، دولت باید سیاست سهامدادن و خصوصیسازی سیلوها و کارخانههای تولید را در دستور کار خویش قرار دهد، زیرا سیلوهای موجود، بهگونه اثربخش استفاده نمیشود.
تکنیکهای موثر پس از برداشت نیز میتواند تاثیر سیاستهای گندم پاکستانی را در بخش امنیت غذایی افغانستان کاهش دهد. منابع دولت افغانستان گزارش میدهند، که 15 درصد محصول غلات پس از برداشت زیان میبینند. بخش زیادی از این مشکل بهخاطر روشهای ضعیف نگهداری است. کوتاه اینکه افغانستان باید یک رویکرد جامع و قابل اطمینانتر را نسبت به منابع گندم خارجی روی دست بگیرد تا در کوتاهمدت بتواند به نیازهای داخلیاش پاسخ بگوید، و در عین زمان برنامههایی را طرح کند که در درازمدت باعث خودکفایی کشور شود. همچنان دولت رویکردی را در پیش بگیرد که محصولات پس از برداشت مدیریت شده و در بخش توازن در قیمتها نیز سرمایهگذاری کند تا از تغییرات آنی و دایمی در بازارهای آرد و گندم جلوگیری شود.
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
پاکستان منبع غیرقابل اعتماد آرد و گندم افغانستان

افغانستان برای پاسخگویی به نیاز های خود، سالانه صدها میلیون دالر آرد و گندم از کشورهای آسیای مرکزی و پاکستان وارد می کند. نان از آرد گندم در جمع غذاهای مهم مردم به شمار می رود.
زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.