خبرگزاری افغان ایرکاIRCA News Agency
فارسیEnglishالعربيةپښتو
فارسیEnglishالعربيةپښتو
  • صفحه اصلی
  • دسته‌بندی اخبار
  • آرشیو اخبار
  • چندرسانه‌ای
  • تصاویر
  • ویژه مهاجرین
  • صفحه اصلی
  • دسته‌بندی اخبار
  • آرشیو اخبار
  • چندرسانه‌ای
  • تصاویر
خبرگزاری افغان ایرکا
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
تاریخ انتشار: 1389/10/13 0:0کد خبر: 3409

صلح دولت افغانستان با طالبان

صلح دولت افغانستان با طالبان   - خبرگزاری افغان ایرکا

زمان تقریبی مطالعه: 30 دقیقه

* مقدمه از زمان روی کار آمدن حکومت کمونیست ها(خلق و پرچم) و قرار گرفتن افغانستان با بحران که تا به امروز ادامه دارد، گاه گاهی موضوع صلح و آشتی به میان آمده است. نظام کمونیستی مسئله آشتی ملی را با مجاهدین مطرح نمود ولی از آنجای که مبانی فکری و عقیدتی مجاهدین با آنها، هم خوانی نداشت، صلح عملاً به وقوع نه پیوست. بعد از سر نگونی نظام کمونیستی و روی کار آمدن مجاهدین و شروع جنگ های داخلی، بارها موضوع صلح مطرح گردید و نشست های متعدّدی در این زمینه انجام گردید. از آنجایکه طرف های در گیر اراده و تصمیم جدّی برای ایجاد صلح و امنیت در کشور را نداشته و هر کدام به دنبال کسب قدرت بیشتر بودند، صلح مقدمه ی خونریزی بیشتر گردید. بعد از سقوط حکومت ربّانی و به دست گرفتن قدرت توسط نظام طالبانی، افغانستان توسط گروهای داخلی و خارجی مانند القاعده، به نا امنی و بحران عمیقتر فرو رفت. بعد از سقوط طالبان توسط نیروهای غربی و روی کار آمدن حکومت کرزی، چندی سال است که جنگ علیه طالبان ادامه دارد. در این مدت نه تنها، جنگ مشکل افغانستان را حل کرده و منجر به شکست طالبان شد بلکه بر انسجام و قدرت آنها افزوده گردید. تا اینکه دولت افغانستان و ناتو به این نتیجه رسیدند که مشکل افغانستان را می شود از راه مذاکره و مصالحه با طالبان حل کرد. لذا در صدد پیشنهاد صلح با آنها در آمدند. فعلا این سئوال مطرح است، آیا صلح دولت افغانستان با طالبان تحقّق خواهد پذیرفت؟ و مردم ما از این بد بختی نجات پیدا خواهد کرد یا یا مانند گذشته صلح بازیچه سیاست مداران قرار گرفته و مقدمه برای یک بحران دیگر خواهد شد؟ این نوشتار در صدد پاسخگویی به همین سئوال خواهد بود. قبل از پرداختن به اصل بحث، از آنجای که مردم افغانستان مسلمانند و نظر اسلام در باره صلح، نزد آنان اهمیت دارد، لازم به نظر می رسد که مختصراً صلح از نگاه اسلام مورد بررسی قرار گیرد و بعد به ضرورت صلح در افغانستان و شرایط و مواد صلح بین دولت افغانستان و طالبان پرداخته خواهد شد. تعریف صلح صلح در لغت به معنی آشتی، سازش و در اصطلاح سیاست به معنای دست کشیدن از جنگ با عقد قرار داد است.1 هم چنین به معنای سلم، تراضی میان متنازعین، سازش، مقابل حرب و جنگ نیز آمده است.2 اهمیت صلح دراسلام 1.ازنگاه آیات قرآن، کافّه مؤمنین را دعوت به صلح و آرامش می کند و هیچگونه استثنایی در قانون صلح قایل نبوده و جنگ را بر خلاف تعلیمات اسلام می داند. جنگ از سوی قرآن به گام های شیطان «خطوات الشیطان» تعبیر شده است، به این معنا که عوامل جنگ ها وسوسه های جنّی و انسی می باشد.« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ»3 قرآن در آیه دیگر چنین می فرماید: «وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى‏ فَقاتِلُوا الَّتی‏ تَبْغی‏ حَتَّى تَفی‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطینَ»4 و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید، و اگر باز یکى از آن دو بر دیگرى تعدّى کرد، با آن طایفه‏اى ‏که تعدّى مى‏کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید، که خدا دادگران را دوست مى‏دارد. نکات که در این آیه وجود دارد یکی این است که مبارزه علیه کسانی که صلح را نمی پذیرفته و آن را به خطر می اندازند مبارزه شود. و دیگر اینکه صلح باید براساس عدالت باشد؛ زیرا در چنین صورت، صلح پایدار خواهند ماند. در غیر این صورت آتش زیر خاکستر خواهد بود.« قسط» یعنی دادن سهم هرکس را به صورت عادلانه. قسط مفهوم خاصی را دارد که تنها درمورد شرکت به کار می رود ولی عدالت معنای وسیعتری دارد که هم موارد شرکت و هم غیر آن را شامل می شود. آیاتی دیگری نیز در باره صلح و جود دارد5 2.ازنگاه روایات روایات در زمینه صلح و اهمیت آن زیاد وجود دارد. ذکر همه آنها از ظرفیت این مقاله خارج است لذا به ذکر چند روایت اکتفا می شود. علی (ع) خطاب به مالک اشتر چنین می فرماید: «...لَا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوٌّ لِلَّهِ فِیهِ رِضًى فَإِنَّ فِی الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِکَ وَ رَاحَةً مِنْ هُمُومِکَ وَ أَمْناً لِبِلَادِکَ وَ لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِی ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ وَ إِنْ عَقَدْتَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ وَ ارْعَ ذِمَّتَکَ بِالْأَمَانَةِ وَ اجْعَلْ نَفْسَکَ جُنَّةً دُونَ مَا أَعْطَیْتَ فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ شَیْ‏ءٌ النَّاسُ عَلَیْهِ أَشَدُّ اجْتِمَاعاً مَعَ تَفْرِیقِ أَهْوَائِهِمْ وَ تَشْتِیتِ آرَائِهِمْ مِنْ تَعْظِیمِ الْوَفَاءِ بِالْعُهُودِ...»6 از آشتى با دشمن وقتى او تو را بدان مى خواند و خشنودى خداوند در آن است، رو مگردان که آشتى مایه ى آسایش سپاهیان تو، و آرام بخش اندوه تو و موجب امنیت شهرهاى توست. اما بهوش باش و از دشمنى که با تو از در آشتى در آمده حذر کن، چه بسا که دشمن نزدیکى به تو را مایه ى فریب سازد و تو را غافلگیر کند. پس احتیاط و دوراندیشى را از دست مده، و به دشمن گمان نیکو مبر. اگر با دشمن پیمان بستى، به آن وفا کن. بر سر پیمان بمان و تا پاى جان بر آن استوار باش. چه هیچ یک از فریضه هاى خداوند مانند وفاى به عهد نیست که همه ى مردم با وجود اندیشه هاى گوناگون و اختلاف عقیده شان در احترام به آن یکدل باشند. همانا که مشرکان نیز در میان خود پیمان را گرامى دارند، چه، دریافته اند که پیمان شکنى جز تباهى حاصلى ندارد. مبادا که در پیمان استوار نباشى و عهد شکنى. دشمن را به آشتى خود مفریب که تنها تیره دلان با خداوند از در ستیز در مى آیند. و خداوند عهد و پیمان را به رحمت خود وسیله ى امنیت بندگان خویش قرار داده تا در حریم آن بیاسایند و در پناه او بیارامند. پس نباید که در عهد و پیمان تباهى و خیانت و تزویر راه یابد. پیمانى مبند که با ابهام و ناروشنى همراه باشد. و چون پیمانى استوار داشتى، آن را به نفع خود توجیه و تفسیر مکن. اگر وفادارى به پیمان خداوند را در جائى دشوار یافتى، بر آن مشو که به ناحق آن را فسخ کنى، چرا که بردبارى در برابر دشواریها و امیدوارى به رفع آنها بهتر از خیانتى است که از پیامدهاى آن بیمناک باشى. چه پروردگار وفاى به عهد را واجب گردانیده و در صورت خیانت تو را بازخواست کند و دنیا و آخرتت تباه شود.7 از فرمایشات امام علی (ع) چند نکته مهم در امر صلح به دست می آید: 1. صلح و آشتی برای رضای خداوند باشد. 2. صلح مایه آرامش و آسایش و آرام بخش اندوه ها است. 3. صلح مایه امنیت کشور است. 4. در صورت انعقاد و پیمان صلح، از نقض آن پرهیز گردد؛ زیرا پیمان شکنی تباهی به بار می آورد. 5. در صلح باید از در صداقت وارد شد و از دغل و فریب پرهیز گردد. 6. صلح باید خالی از هر گونه ابهام و اجمال باشد. در حدیث دیگر چنین آمده است:«أجر المصلح بین الناس کاالمجاهد فی سبیل الله.»8 پاداش کسی که صلح و صفا در میان مردم ایجاد کند هم چون پاداش مجاهدان در راه خداست. امام علی (ع) می فرماید: «من کمال السعادة السّعی فی اصلاح الجمهور»9 نهایت سعادت یک جامعه در این است که در راستای صلح همگانی سعی نمایند. در حدیثی دیگر از امام صادق (ع) چنین آمده است:« صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللَّهُ إِصْلَاحٌ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبٌ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا»10 اصلاح بین مردم زمانی که به طرف فساد و تباهی کشانده می شوند و نزدیک نمودن آنها بوسیله صلح، بهترین صدقه ای است که خداوند دوست می دارد. 3. ازنگاه عقل جنگ و خون ریزی و ویرانگری نه تنها با فطرت سلیم انسان سازگار نیست بلکه یک نوع بیماری و انحراف و توسّل به خشونت برای رسیدن به اهداف ظالمانه است. محصول جنگ همیشه اتلاف نفوس و سرمایه ها و ویرانی شهر ها و آبادیها و تشدید خصومت ها و دشمنی ها است. ولی صلح و امنیت باعث آبادانی شهرها و توسعه جامعه در ابعاد سیاسی، اقتصادی وفرهنگی می شود. اگر امر دایر بین این دو گزینه شود، هرعقل سلیمی گزینه صلح را می پسندد تنها مغز علیل و بیمار می تواند جنگ را موجّه جلوه دهد. ضرورت صلح در افغانستان علاوه بر تأکید اسلام بر صلح و آشتی، مردم افغانستان نیز ضرورت صلح را درک می کنند. جنگ و خون ریزی در گذشته و حال، جامعه افغانستان را فلج نموده و بنیان های اقتصادی و فرهنگی مردم از بین رفته است. بگونه که امروز جامعه افغانستان از فقیر ترین جامعه جهانی محسوب می شود. ثبات سیاسی در کشور و جود ندارد. نعمت امنیت، آسایش و رفاه از مردم گرفته شده است. تبعه ی این کشور در نقاط مختلف جهان آواره شدند. سطح بی سوادی مردم افزایش یافته است و ده ها مورد دیگر، بیانگر ضرورت صلح در افغانستان است. تجربه ی سالها جنگ وکشتار برای کسانی که جنگ را راه حل در مسائل افغانستان می دانند، کافی باشد و به این نتیجه رسیده باشند که راه بیرون رفت از این وضعیت، فقط از طریق مذاکره و مصالحه ممکن است. جامعه افغانستان نیاز به باز سازی کشور دارند تا در سایه امنیت و آرامش ریشه های خشک شده ی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی خود را دوباره احیاء کنند. پیشنهاد صلح کرزی بیانگر همین مطلب است که جنگ راه حل مناسب برای خاتمه دادن به بحران افغانستان نیست. صلح نزدیکترین راه حل مشکل نا امنی در افغانستان است. حتی فعالیت های قوای نظامی خارجی نتوانسته است مشکل افغانستان را ازطریق جنگ حل کند. شرایط صلح شرایط صلح، یکی از مهترین موضوع در برقراری و پایداری صلح بین طرفین مخاصمه است. در بحران افغانستان نیز این مسئله از اهمیت خاص بر خوردار است که به صورت خلاصه بیان می شود. 1.آمادگی واقعی طرفین صلح یکی از شرایط صلح پایدار، آمادگی واقعی، اراده و تصمیم جدّی طرفین برای ایجاد صلح و امینت است. در غیر این صورت، صلح مانند آتش زیر خاکستر بوده و مقدمه ی برای جنگ های بزرگتر و ویرانتر خواهد شد. متأسفّانه در افغانستان هیجگاه طرفین مخاصمه از اراده و تصمیم واقعی بر خوردار نبوده و برای ایجاد صلح واقعی و رفع بحران افغانستان پشت میز مذاکره و مصالحه نه نشستند. به همین علت، هرروز بر مشکلات مردم افزوده می شود. در زمان حاضر مذاکره و مصالحه دولت با طالبان در صورتی مثمر ثمر خواهد بود که این شرط رعایت شود. شاهد عدم آمادگی طرفین برای صلح واقعی، برگذاری جرگه صلح است که در کابل برگذار گردید. روز چهارشنبه 12 جوزای سال 1389 هجری خورشیدی، 1600 تن از سران سیاسی، اجتماعی، نظامی و مذهبی، نمایندگان و ریش سفیدان اقوام در کابل تحت جرگه مشورتی صلح که از طرف کرزی پیشنهاد شده بود، کنار هم آمدند. در این جرگه، نمایندگان رسمی مخالفین دولت از جمله طالبان، حزب اسلامی و شبکه حقانی حضور نداشتند. لذا می توان اینگونه گفت که گروه های مخالف دولت به فیصله های این جرگه اهمیتی ندادند.11 بنابر این جرگه صلح عملا کارایی نداشت زیرا جبه مخالف دولت هیچگونه آمادگی واقعی و علاقه به چنین نشستی نداشته است اگر چه ممکن است دولت در ادعای خود صادق باشد. لذا است که جرگه صلح عملا ثمره ای نداشته و نه تنها جنگ فروکش کرده بلکه درمناطق مختلف افغانستان شدت بیشتری پیدا کرده است. 2. به رسمیت شناختن همدیگر به رسمیت شناختن همدیگر یکی دیگر از شرایط صلح پایدار است. به این معنا که علاوه بر پذیرفتن وجود فیزیکی، جریان ها و نظام های سیاسی همدیگر را به رسمیت شناخته و در کنار یکدیگر در مدیریت و هدایت کشور سهم داشته باشند. این امر، در گذشته و هم اکنون، تحقّق نیافته و ازجمله عوامل فرورفتن جامعه افغانستان در گودال های بد بختی محسوب می شود. در ابتدا دولت افغانستان، جریان طالبانی را به عنوان یک جریان فاسد وغیر مشروع می شناخت بگونه ای که کنار آمدن با آنها را غیر ممکن دانسته و جنگ علیه آنان را با پشتبانی نیروی خارجی، یگانه راه حل بحران افغانستان می دانست. (البته این ذهینت بر أثر عملکرد افراطی طالبان به و جود آمد.) با گذشت زمان معلوم شد که جنگ هیچگاه راه حل معقول نیست. حتی حمایت های نظامی خارجی نتوانست این مشکل را حل نماید. به عقیده کارشناسان، پیشنهاد صلح کرزی با طالبان، خودش نوعی اعتراف به شکست فعالیت های نظامی قوای خارجی در افغانستان است. با توجّه به این مطلب، چندین بار، پیشنهاد صلح با طالبان از طرف کرزی مطرح می گردد. وی در بازگشت خود از سفر اروپایی در یک کنفراس مطبوعاتی بار دیگر از روند مذاکره با مخالفین دولت، حمایت نموده و تأمین امنیت را منوط به مذاکره و گفتگو با مخالفین می داند.12 متأسفّانه همان اشتباه را که دولت افغانستان در سیاست گذاری خود در قبال طالبان مرتکب شده بود، طالبان همان را مرتکب شده و راه تجربه شده ی را که هیچ بار مثبت نداشته می خواهند بپیمایند. باردّ پیشنهاد صلح و قرار دادن شروط نا ممکن، عملاً راه جنگ و کشیدن افغانستان را به بد بختی بیشتر،انتخاب نموده اند. هربار که آقای کرزی دعوت کرده از طرف مخالفین(طالبان و حکمتیار) این مسئله ردّ شده و آنها در کل مشروعیت آقای کرزی را زیر سؤال می برند. پشنهاد مصالحه کرزی با طالبان بیانگر به رسمیت شناختن ضمنی نظام طالبان است و لی باردّ پیشنهاد صلح از طرف طالبان در واقع انکار مشروعیت نظام سیاسی حکومت فعلی افغانستان محسوب می شود. طالبان و افرادی که در سطح رهبری طالبان قرار دارند، عزم خود را جذب کرده اند، و به لحاظ فکری سیستمی را که آقای کرزی از آن نمایندگی می کند، و آن انتخابات است که به کمک نیروهای بین المللی مستقر شده کاملاً قبول ندارند و افغانستان را یک کشور اشغال شده حساب می کنند و آنها از اصطلاحات جهاد و مبارزه علیه کفار استفاده می کنند. وجود چنین تفکًر، در سطح رهبری طالبان، عملاً صلح در افغانستان را غیر ممکن می سازد. 3.پای بندی به مواد صلح پای بندی و تعهّد به انعقاد صلح، یکی از شرایط مهم در استمرار آن است. متأسفانه سیاست مداران افغانستان در طول بحران افغانستان این شرط را رعایت نکردند.ظاهراً در جلسات مذاکره حاضر شده و به صورت صوری قراردادی صلح را امضاء می کردند ولی بعداً همه تعهدات فراموش گردیده و جنگ های خونین را به راه می انداختند که تاریخ چند ساله افغانستان مملو از چنین نقض تعهدات می باشد. صلح دولت افغانستان با طالبان اگرهم تحقّق پیدا کند، ضامن بقا و دوامش پای بندی طرفین به مواد صلح و عمل نمودن به تعهدات است. در غیر این صورت راه کجی که دیگران رفتند این ها نیز خواهند رفت. 4.صداقت در صلح صلح بین متخاصمین ممکن است به دو صورت انجام شود. یکی به منظور برچیده شدن دامنه های جنگ و خونریزی و ایجاد صلح و آرامش برای جامعه و دیگری برای فریب دادن طرف مقابل برای وقت گذرانی و تجدید قوا برای جنگ های بعدی. صورت اول، صداقت در ایجاد صلح را می رساند و باچنین انگیزه، حاضر شدن به مذاکره امنیت و صلح پایدار را به دنبال خواهد داشت. ولی صورت دوم که بر پایه دغل استوار است، غیر از فاجعه و بد بختی چیزی دیگری را به دنبال نخواهد داشت. ادامه بحران افغانستان، یکی از عواملش، دغل و عدم صداقت در نشست ها و مذاکرات صلح بوده است. صلح دولت افغانستان با طالبان نیز از این قاعده مستثنی نیست. ایجاد فضای آرامش، صلح و امنیت در جامعه افغانستان منوط به صداقت و دوری از هر گونه دغل کاری طرفین، در صلح خواهد بود. دولت افغانستان در راستای صلح باطالبان، پیش نویس طرحی را آماده نمود که در آن از رهبران طالبان خواسته شده یا با توقف جنگ موافقت نمایند و به دولت بپیوندند و یا به خارج از کشور تبعید شده و زندگی غیر سیاسی خود را ادامه دهند. در این پیش نویس آمده است که شبه نظامیانی که به روند صلح دولت بپیوندند و خشونت را کنار بگذارند، علاوه بر تامین کار، زمین نیز اعطا خواهد شد تا بتواند به زندگی عادی شان برگردند.13 ولی آنچه این طرح را مبهم جلوه می دهد، پیشنهاد دولت افغانستان به رهبران و جنگجویان طالبان است که از آنان خواسته شده تا محل زندگی یا اگر بهتر بگوییم محل تبعید خود را ریاض پایتخت عربستان انتخاب نموده و به آنجا نقل مکان نمایند، مشروط بر اینکه روابط خود را با القاعده به طور کل قطع نمایند. سئوال این است که اگر صلح با طالبان از سر صداقت و جدی و جامع باشد، چرا سران طالبان به خارج از افغانستان بروند؟ أثر صلح مگر غیر از این است که اتباع افغانی بتوانند با امنیت و آسایش در کشور زندگی کنند؟ ترک محل زندگی و رفتن در خارج صلح نسیت بلکه زورگویی از طرف مقابل محسوب می شود. به همین علت احمد متوکل، وزیر خارجه در حکومت طالبان ادعای دولت را زیر سئوال می برد و می گوید: اعتماد سازی میان دولت افغانستان و طالبان، تنها راه رسیدن به صلح در افغانستان است. آقای متوکل همچنین تاکید کرد دولت افغانستان برای آشتی با طالبان، نیاز دارد تا اراده قوی از خود نشان داده و بدگمانی ها را از میان بردارد و همچنین زبان صلح را آموخته و براساس آن مذاکره نماید اما دولت کنونی اراده خاص برای آشتی با طالبان را در خود ندارد14 4. بین الافغانی و بدون دخالت های خارجی باشد به نظر می رسد، ایجاد صلح جامع و پایدار بستگی به اراده جدّی خود مردم افغانستان و به دور از دخالت های خارجی دارد. هر جامعه، خودش باید در راستای سعادت و آبادی کشورش تحوّل ایجاد کند. قرآن کریم در این زمینه می فرماید:« ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم»15خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند. هرقوم و ملتی نسبت به سر نوشت خود دلسوزتر است. دیگران تا پای منافع آنها در کار نباشد، قدم مثبت بر نخواهد داشت. حتی اگر صلح در جامعه ای را برخلاف منافع خود تشخیص دهند، از انقعاد آن جلو گیری خواهند نمود. در ابتدای ورود خارجی ها در افغانستان، آنان هیچ نوع مذاکره ای را با طالبان نمی پذیرفتند و هر گونه صلح با آنها را بر خلاف منافع و سیاست های خود می دانستند، لذا هر کس که در این راه قدم بر می داشت مانع می شدند. آقای نعیم کوچی از کسانی بود که به کابل آمده بود و می خواست با دولت از در مصالحه و تفاهم وارد شود، صحبت هایی با آقای کرزی داشت، وی بزرگ قبیله احمدزی است که از قبایل بزرگ افغانستان است. اما این شخص پس از دیدار با آقای کرزی و رسیدن به تفاهماتی، توسط نیروهای خارجی دستگیر و به گوانتانامو انتقال داده شد و بالاخره آقای کرزی با تلاش بسیار توانست وی را تنها از زندان آزاد کند. آنها، ملاعمر رهبرطالبان را جزء از تروریست ها قلمداد کرده و مدت ها به تعقیب وی پرداختند ولی بعد از هفت سال جنگ با طالبان، به این نتیجه رسیدند که صلح برمصلحت و تأمین منافع آنهاست، لذا راه مذاکره را در پیش گرفتند. و تصمیم گرفتند که ملا عمر را از لیست تروریزم حذف کنند. مشاور خارجه امریکا در امور جنوب آسیا«پاتریک اسموند» می گوید:« امریکا قصد دارد نام ملا عمر را از فهرست افراد تحت تعقیب خارج کند. وی در ادامه می افزاید هدف از این اقدام فراهم شدن زمینه مناسب برای گفتگو با گروه طالبان است...»16 برهمین مبنای سیاست دو پهلوی خارجی ها و عدم دلسوزی واقعی آن ها برای افغانستان، آمریکا با درخواست رییس جمهوری افغانستان برای حذف نام اعضای گروه طالبان غیر مرتبط با گروه القاعده از فهرست سیاه گروه های تروریستی موافقت کرد. سوزان رایس نماینده آمریکا در سازمان ملل در این باره گفت: مقامات کاخ سفید در فهرست افرادی که شورای امنیت مجازاتهایی را علیه آنان در نظر گرفته که شامل رهبران برجسته جنبش طالبان از جمله ملا محمد عمر می شود، بازنگری کرده است و به منظور منافع افغانستان و تامین هرچه سریعتر ثبات با حذف نام چند تن از رهبران طالبان از لیست سیاه سازمان ملل موافقت به عمل آمده است17. خارجی، در فکر ما نسیت و نخواهد بود معیار برای آنها، مصالح ملی خودشان است و این ما هستیم که در فکر مردم و سرنوشت کشور خود نمی باشیم.آنها اگر زمانی لازم بدانند یک طرف قضیه را علیه دیگری مسلح نموده و زمانی دیگر طرف مقابل را تجهیز می نمایند.یکی از عوامل بحران افغانستان حمایت های تسلیحاتی طرف های در گیر ازطرف نیروهای خارجی است. سرتیپ«مارک کارلتون اسمیت» از فرماندهان بلند پایه ارتش انگلیس می گوید:«...واقعیت این است که نیروهای خارجی در جنگ داخلی افغانستان در حال حمایت از یکی از طرفین در گیری هستند.اگر جنگ را نتوان به پیروزی قطعی و تعیین کننده این طرف و یا آن طرف منتهی کرد، آنگاه این مناقشه باید منجر به صلحی از طریق مذاکره ای شود که برای هر دو طرف قابل قبول باشد.دلیل دیگر اینکه هیچ کدام ازطرفین در گیری در این جنگ نمی توانند پیروز شوند این است که آن ها توان و امکانات آنها بسیار همسنگ یکدیگر است...»18 اظهارا مارک کارلتون اسمیت، بیانگر این مطلب است که طرف های درگیر در افغانستان همیشه از ناحیه ای خارجی حمایت تسلیحاتی وسیاسی گردیده به صورتی که توازن تسلیحاتی برقرار بوده و امکان پیروزی یک طرف را غیرممکن می ساخته است. سخن آخر اینکه خواست و اراده خود مردم افغانستان و شرکت فعالانه آنها درپروسه صلح می تواند مقوّم صلح پایدار و ایجاد امنیت باشد. بجز خود افغانها، هیچ نهاد و هیچ شخص خارجی، نمی تواند صلح را در افغانستان تامین نماید ، هیچ نهاد، کارشناس، سیاستمدار خارجی،نمی تواند در این کشور صلح بیاورد. صلح را نمی توان از خارج، به افغانستان آورد، صلح پدیده ایست که در داخل افغانستان، می تواند رشد کند؛ زیرا مردم این کشور می دانند که با چه راه هایی، صلح در این کشور تامین می شود. با توجّه به آنچه گفته شد مصالحه دولت افغانستان با طالبان در صورتی تحقّق می پذیرد که طرفین به این باور رسیده باشند که صلح پایدار در گیرو اراده و تصمیم جدّی مصالحه بین الافغانی است نه در توصیه ها و تصمیمات خارجی و تحت تأثیر قرار گرفتن آنها. 5.خالی از ابهام یکی از شرایط صلح پایدار شفّاف و خالی بودن صلح از ابهام است. درجامعه افغانستان اگر صلحی صورت می گیرد، مردم افغانستان باید ازتمام زوایای آن با خبر باشند. متأسفانه مذاکره ای که بین نمایند گان دولت افغانستان و طالبان صورت گرفته کاملاً در پرده ابهام است. درابتدا، مقامات دولت افغانستان و نیز گروه طالبان از وجود چنین مذاکراتی بی اطلاعی می کرده؛ اما تلویحا به با آن اعتراف می کردند. در مذاکرات اولیه بین دولت و گروه طالبان هر دو طرف مذکرات را تکذیب می کردند تا بوسیله روزنامه الشرق الاوسط، این گفتگوها که با هماهنگی مقامات عربستان سعودی طی ده روز آخر ماه رمضان در شهر مکه صورت گرفته و سه روز طول کشیده است. ظاهرا قرار براین بوده که این مذاکرات تا رسیدن به نتیجه نهایی همچنان مخفی و سری باقی بماند، منتشر گردید. پس از افشای این نشست آقای کرزی چاره ای نداشت تا به صورت رسمی از دولت عربستان سعودی بخواهد که میان کابل و طالبان میانجی گری نماید. پس از آن که تاریخ اولین نشست افشا گردید چهره هایی که دراین بازی پشت پرده نقش داشتند نیز آشکار شدند، براساس نوشته الشرق الاوسط کسانی که از سوی دولت افغانستان برای انجام مذاکره با طالبان به عربستان سعودی سفر کرده بودند، عبارتند از: متوکل وزیر خارجه امارت طالبانی، مولوی ارسلان وزیر تحقیقات امارت طالبانی، ملا احمدیار وزیر مهاجرین امارت طالبانی، ملا عبدالسلام ضعیف سفیر طالبان در اسلام آباد و عبدالحکیم مجاهد سخنگوی ملا عمر در سازمان ملل. اما براساس مصاحبه ها و گزارش ها از سوی دولت افغانستان 17 نفر شرکت کرده بودند که در این جمع عارف نورزی نماینده پارلمان افغانستان و فضل الهادی شینواری رئیس شورای علمای افغانستان، حضور داشتند و ریاست این هیئت به دوش عارف نورزی بوده است. عبدالسلام ضعیف طی مصاحبه ای که انجام داده است جزئیات بیشتری را دراین زمینه بیرون داده است و آن این است که طی مصاحبه ای گفته است در این جلسه از پاکستان کسانی مانند: نواز شریف نخست وزیر پیشین پاکستان ، مولانا فضل الرحمن پدر معنوی طالبان و قاضی سمیع الحق یکی از حامیان سرسخت طالبان ، شیرپاو وزیر داخله سابق پاکستان حضور داشتند.19 روزنامه گاردین فاش ساخت که دولت افغانستان با سرپرستی عربستان و پشتیبانی انگلستان، بطور مخفیانه با طالبان وارد گفت و گو شده است تا با این گروه به صلح رسیده و به جنگ در این کشور پایان دهد. به نوشته این روزنامه به تازگی طالبان با حمایت های مالی عربستان سعودی وحمایت های دیپلماتیک انگلستان برسر میز مذاکره پنهانی با دولت افغانستان نشسته است. این روزنامه افشاکرده است که این مذاکرات نه تنها یک بار و یا در یک مکان صورت گرفته است؛ بلکه در طول زمان، متعدّد بوده و در مکانهای مختلفی صورت گرفته است. این روزنامه انگلیسی نوشته است: نماینده ی طالبان در این پروژه صلح مخفیانه که خود از اعضای سابق این گروه است مدام در حال سفر به کابل، مقر فرماندهی طالبان در پاکستان، عربستان سعودی وپایتخت های کشور های اروپایی می باشد ودر این بین انگلستان با کمک های دیپلماتیک خود راه را برای طالبان هموار می کند. براساس گزارش روزنامه گاردین هیچ گونه ارتباطی میان فرماندهان نظامی طالبان و دولت صورت نگرفته است؛ بلکه با تلاش دولت عربستان سعودی، سعی گردیده مذاکرات با رهبران و سران اصلی طالبان صورت گیرد، مرکز این تلاش ها در شهر کویته پاکستان قرار دارد و به شورای طالبان معروف است، جایی که ملاعمر رهبر طالبان در آن زندگی کرده و طالبان را رهبری می کند. براساس افشای این روزنامه این گفتگوهای مخفیانه بین دولت افغانستان وسران طالبان با پا درمیانی دولت عربستان سعودی در تابستان گذشته شروع شد ومناسبات سه جانبه ی کابل - کویته - ریاض از رونق خاصی برخوردار گردید. نماینده سعودی این پروژه در سفری به لندن با مقامات وزارت خارجه انگلستان نیز ملاقات کرده و وزارت اطلاعات عربستان هم نمایندگان خود را برای بازدید از کابل روانه ی افغانستان کرده است. ظاهرا تلاش برآن بوده تا این مذاکرات هم چنان در پرده اسرار باقی بماند.20 ملاحظه می شود که چنین مذاکرات کاملا مخفی و مبهم و دو از چشم و اطلاع ملت افغانستان بوده است. مسلماّ چنین مذکراتی غیر شفاف به نتیجه نخواهد رسید چناچه چنین شد. مواد صلح یکی از موضوعات که در صلح بسیار اهمیت دارد، مواد آن است. به این معنا که صلح بین طرفین برچه چیزی واقع شده و به توافق می رسند؟ آنچه از اخبار به دست می آید اهم مواد صلح دولت افغانستان با طالبان قانون اساسی فعلی، خروج نیروهای خارجی و شرکت در قدرت است. هرکدام با اختصار مورد بررسی قرار می گیرد. 1 قانون اساسی یکی از مواد مذاکره بین دولت افغانستان و طالبان، موضوع قانون اساسی فعلی است که در 14/10/1382 به تصویب رسید. دولت افغانستان برثبات و بقای قانون اساسی پا فشاری می کند؛ زیرا او را بر خواسته از آرای مردم و بهترین قانون اساسی در تاریخ قانون اساسی افغانستان می داند.ولی طالبان قانون اساسی فعلی را قبول نداشته وخواهان جایگزینی احکام و شریعت طالبانی به جای آن است. درپی مذاکرات در عربستان سعودی، ملاضعیف سفیر طالبان دراسلام آباد چنین گفت: هیچ کس از امارت اسلامی افغانستان آماده مذاکره با این دولت نیست.شرایطی که دولت و امریکایی ها پیشنهاد می دهند این است که طالبان قانون اساسی، حضور امریکایی ها وسایر نیروهای خارجی درافغانستان را بپذیرند شرایط ما هم عقب نشینی نیروهای خارجی است و بدون آن ما آماده مذاکره نیستیم. به این ترتیب طالبان قانون اساسی را که از طرف لویه جرگه افغانستان تصویب شده قبول ندارند. دیگرمقامات طالبان نیز بارها در ردً قانون اساسی سخن گفته اند. با بررسی اجمالی در گفتار طالبان راجع به ردّ قانون اساسی، چنین به نظر می رسد که متأسفانه طالبان روی کرد تحکّم در این مسأله دارند. به نظر می رسد بهترین راه این است که کار شناسان دینی و حقوقی از هر دو طرف و از تمام مذاهب بنشینند و مواد قانون اساسی را مورد بررسی قرار دهند و احیانا موادی که مخالف با ارزش ها و اصول کلی اسلام در تناقض باشند، حذف کنند. نه اینکه بدون بررسی همه جانبه قانون اساسی و نظر خواهی از کار شناسان دینی و حقوقی ردّ شود. تا زمانی که روی کرد طالبان راجع به قانون اساسی تعدیل نشود، بعید به نظر می رسد که بین دولت و طالبان در این مورد مصالحه و توافق صورت گیرد. 2. شرکت درقدرت یکی از مواد که مورد مذاکره است، شرکت طالبان درقدرت است. در گردهمای جهانی که در لندن راجع به بحران افغانستان برگذار گردید، علاوه بر پرداخت 10 میلیارد دلار دیگر به افغانستان، تنها طرحی که در کنفرانس به شکل جدی از سوی کرزی و دیگر دولتمردان کابل مطرح شد بحث مذاکره با طالبان و درخواست از جامعه جهانی برای حمایت رسمی از این طرح بود؛ در خواستی که ظاهرا با استقبال قاطبه اعضای شرکت کننده مواجه شده و امیدهای زیادی به آن بسته شد. در این کنفرانس، موافقت با کاندیداتوری ملا عبدالسلام راکتی ( یکی از فرماندهان سابق طالبان ) در دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری و انتصاب. وحید سباوون ( داماد گلبدین حکمتیار ) به عنوان وزیر مشاور و همچنین آزادی تعدادی از چهره های شاخص طالبان،بخشی از اقدامات کرزی را در راستای جلب اعتماد نیروهای طالبان برای پیوستن به نظام سیاسی جدید افغانستان بوده است.21 طرح پشنهادی دولت برای سهیم شدن طالبان در قدرت، رویگرد مثبت در راستای صلح افغانستان است. ولی به نظر می رسد، طالبان از این پشنهاد استقبال نکردند. و عملکرد نظامی و انتحاری بعدی طالبان، در شهرهای مختلف افغانستان بیانگر ردّ این پیشنهاد است. آنچه از اخبار و اطلاعات به دست می آید، متأسفانه طالبان در به دست گرفتن قدرت روش تحکّم و افراطی دارند بگونه ای که دیگران را در قدرت سهیم نمی دانند. نادیده گرفتن اقوام و مذاهب مختلف در افغانستان و هم چنین نادیده گرفتن حقوق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آنان نه تنها افغانستان را به یک صلح جامع می رساند بلکه زمینه را برای بحران های بیشتر و خطرناکتر فراهم می کند. در خواست های قبلی طالبان، بیانگر موضع گیری افراطی و نفی حقوق دیگر اقوام و مذاهب افغانستان است که ذیلا بیان می شود: 1. در خواست خود مختاری ولایات جنوبی افغانستان و در اختیار گذاشتن اداره این ولایات به گروه طالبان. 2.یکی دیگر از مواد مذاکره طالبان با دولت این بود که رهبران اتحاد شمال که از اقوام تاجیک، هزاره و ازبک نمایندگی می کنند باید از دولت کنار زده شوند. در خواست اول، جز ایجاد نفاق ملی و تنش های قومی و زبانی و فرورفتن افغانستان در گرداب نفاق ملی، دست آورد دیگری نداشت و ممکن است این روند به تجزیه کشور منجر شده و پیامد های بس دشوار و خونینی دیگری را به دنبال داشته باشد. در خواست دوم نیز روشن است که دولت به سادگی نمی توانست به این شرایط تن در دهد؛ زیرا پذیرش این شرایط از سوی دولت ممکن است تنش های قومی را چند برابر بسازد و حتی ممکن است به تجزیه کشور منجر گردد. طالبان اگر خواهان صلح واقعی می باشند باید پای بند به عدالت اجتماعی بوده به میزان حقشان مانند سایر اقوام افغانستان در قدرت سهیم گردند و این حق مسلم آنان است و هیچکس مخالف آن نیست نه اینکه شرکت نمودن آنها در قدرت باعث حذف دیگران از صحنه سیاسی و... گردد که برخلاف صلح و عدالت اجتماعی است. صلح جامع در افغانستان زمانی تحقّق می پذیرد که حقوق همه ای اقوام مدّ نظر قرار گرفته و تضییع نگردد. 3.اخراج نیروهای خارجی یکی از خواست مهم طالبان در مذاکره با دولت، خروج نیروهای خارجی از افغانستان است. چنانچه این در خواست، در پیش شرط11 ماده ای ملا عمر برای مذاکره با دولت، دیده می شود. یکی از مواد پیشنهادی، جدول بندی خروج نیروهای خارجی از افغانستان بوده است.22 همین مطلب را «ذبیح الله مجاهد» یکی از سخن گویان طالبان اعلام کرد وگفت: تازمانی که نیروهای خارجی در افغانستان حضور داشته باشند، این گروه با دولت مذاکره نخواهد کرد.23 شرط اخراج نیروهای خارجی از افغانستان فی نفسه خوب است و همه، خواهان این است که اداره کشور به دست خود مردم افغانستان سپرده شود. ولی سئوال این است که چرا نیروی های خارجی به افغانستان آمدند؟ مگر نه این است که اختلاف و جنگ خود ما، باعث آمدن آنها گردید؟ اگر مصالحه جدّی صورت گیرد، آن زمان جاه و بهانه ای برای حضور نیروهای خارجی باقی نخواهند ماند. پس گره این مشکل به دست خود ما حلّ وگشوده می شود. خواست همه مردم افغانستان اخراج نیروهای خارجی اعم از قوای ناتو و القاعده اعم از عرب و غیر عرب است. این شرط یک بخش آن به خود طالبان نیز بر میگردد. اگر طالبان صادقانه با دولت وارد مذاکره شود، قطعا در سایه و برکت صلح واقعی، جای برای دیگران در افغانستان باقی نخواهد ماند. صلح، امنیت، استقلال کشور افغانستان بستگی به همت، تلاش، هوشیاری،درگ هویت ملی و زدودن اختلاف ازبین خود ما، دارد. جامعه ای افغنستان اعم از طالب و غیر طالب تازمانی اختلاف و جود داشته باشد، خارجی در افغانستان باقی خواهند ماند و به غارت منابع و معادن بکر افغانستان خواهند پرداخت به تعبیر دیگر از آب گیل آلود ماهی خواهند گرفت. مردم افغانستان هم چنان در فقر و بد بختی به سر خواهند برد. چنانچه این مسأله را کرزای به طور ضمنی اشاره کرده است. ایشان خطاب به طالبان گفت: شما می گویید تا زمانی که خارجی ها از کشور بیرون نروند ما به جنگ خود ادامه می دهیم و خارجی ها می گویند تا زمانی که طالبان را شکست ندهیم خارج نمی شویم پس اگر این گونه باشد، هر دو ما را بازی می دهید و در این میان مردم هستند که قربانی می شوند. کرزی از طالبان خواست که بازیچه دست خارجی ها نشوند زیرا به گفته وی، نیروهای خارجی روزی به آنان سلاح می دهند و روزی دیگر آن ها را گرفتار و زندانی می کنند.24 صحبت های کرزی بیانگر دو چهره بودن سیاست های خارجی است که قبلا هم در این زمینه اشاره کردم. نتیجه نتیجه که از این مقاله گرفت قرار ذیل است: 1.دین اسلام صلح را به عنوان یک اصل قرارداده و جنگ را( مگر از باب ضرورت) از گام های شیطان قلمداد نموده است. این مطلب را می توان از آیات و روایات زیادی به دست آورد. 2. با توجّه به تأکید دین اسلام بر صلح و آشتی و وجود سال ها جنگ و خونریزی در افغانستان و آواره شدن مردم آن سرزمین، ضرورت مصالحه و مفاهمه بین متخاصمین را مبرهن می سازد. 3.ایجاد امینت و آرامش در افغانستان بستگی به اراده و تصمیم جدّی طرفین برای صلح پایدار دارد. این امر ممکن نخواهد شد مگر اینکه شرایط و مواد مذاکره و مصالحه، معقولانه و ناظر به و اقعیات عینی جامعه ای افغانستان بوده و حقوق همه اقوام و مذاهب افغانستان مد نظر قرار گیرد. 4. دولت افغانستان گامهای را برای صلح و آشتی ملی بر داشته و لی متأسفانه طالبان تاکنون جواب مثبت نه تنها نداده بلکه در مناطق مختلف افغانستان دست به عملیات نظامی بیشتر زده است. این امر افغانستان را به بحران عمیقتر فرو می برد. 5.خروج نیروهای خارجی، استقلال کشور، حفظ منابع و معادن، و عزت مردم افغانستان درگیرو صلح جامع بین الافغانی است. فهرست منابع 1 . حسن عمید، فرهنگ فارسی عمید، تهران: مؤسسه انتشارات امیر کبیر ،1381 2 . علی اکبر دهخدا،لغت نامه دهخدا، دانشگاه تهران، 1330 ه-ش 3 . البقرة (2)، 208 4 . الحجرات(49)،9 5 . (انفال -61،(نساء-128و94و90) 6 . نهج البلاغه، نامه 53 7 . همان 8 .ناصر،مکارم شیرازی وهمکاران،پیام قرآن،تهران:دارالکتب الاسلامیه،1381،ج:10،ص371 9 . همان 10 . محمد بن یعقوب، الکافی، دار الکتب الإسلامیة،1407 ه ق‏، ج‏2، ص: 210 11 . افغان پی پیر9/3/1389 12 . سایت رادیو دری یکشنبه 26/8/1387 13 . افغان پی پیر 30/1/1389 14 . افغان پی پیر9/3/1389 15 .رعد (13)،11 16 .روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه،6/8/1387 17 .افغان پی پیر4/4/1389 18 . روزنامه رسالت ،یکشنبه 5/8/1387 19 . بر گرفته از سایت روزنه 20 . سایت هفته نامه مشارکت ملّی، دوشنبه،15 میزان 1387 21 . همشهری چهار شنبه 25/1/1389 22 . بر گرفته از سایت روزنه 23 . سایت فارسی بی بی سی ،27/8/1387 24 . افغان پی پیر9/3/1389 * محقق: غلام سرور اخلاقی
  • منبع: آژانس خبری ایرکا
  • لینک کوتاه
گفت‌وگو با مخاطبان

دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟

دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.

نظرات مخاطبان

0 دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفت‌وگو باشید.

  • پرونده‌های ویژه خبری
  • اخبار ویژه مهاجرین
  • پربازدیدترین‌ها
  • گزارش
  • علاقه‌مندی‌ها
زبان:
فارسیEnglishالعربيةپښتو
  • تلگرام
  • یوتیوب
  • اینستاگرام
  • فیسبوک
  • ایکس
  • آپارات

© 2005–2026 تمامی حقوق برای خبرگزاری افغان ایرکا محفوظ است.