همزمان با سفر هیات اسلام آباد و پس از پابوسی و رسوایی روسای امنیت، مناطق مرزی زیر راکت های پاکستان به خاک و خون کشیده شد اما چرا باید در حاکمیت هفتاد درصدی طالبان به ارگ نشینانی که حتی توان حفظ امنیت پایتخت خود را ندارد، پاسخ بگوید؟
راکت های پرتاب شده از آن سوی دیورند بر مناطق مرزی که سبب کشته و زخمی شدن مردم ملکی می شود، یکی از دلایل تیرگی روابط میان اسلام آباد و کابل عنوان شده اما سوال اساسی، چرا پاکستان بدون اطلاع و بی اعتنا به حکومت افغانستان هر از چندگاهی با راکت پراکنی در تجاوز به خاک کشور، حتی حاضر به پاسخگویی نیست؟
همزمان با سفر هیات پاکستانی به کابل که بنا به گفته این مقامات در پیوند با نگرانی ها و تعهدات دوجانبه مبنی بر مبارزه قاطع با تروریسم است و ارتباطی در خصوص پاسخگویی به حکومت وحدت ملی برای حمله های پایتخت و سفر مقام های امنیتی ندارد، 180 راکت از سوی این کشور به چهار روستای مرزی، چهار عضو یک خانواده شامل پدر، مادر و دو کودک را زخمی کرده است.
در همین رابطه، اگر چه این مناطق تحت کنترل طالبان می باشد اما بنا به گفته منابع محلی، از این منطقه تحریک علیه پاکستان انجام نشده است در حالی که این کشور همواره هدف این موشک ها را مواضع شورشیان و طالبان پاکستانی عنوان کرده اند که در مناطق مرزی میان دو کشور مستقر هستند.
حکومت اسلام آباد از مرز دیورند که خط قرمز مقام های ارگ نشین می باشد نیز پا را فراتر گذاشته و آشکارا به راکت باران مناطق مرزی می پردازد و هیچگاه پاسخ روشنی در این خصوص نمی دهد که ریشه در دولت ضعیف وحدت ملی دارد، کرزی و غنی به عنوان روسای جمهور افغانستان با سفر و خوش خدمتی های به تکرار در مقابل جنرالان اسلام آباد هیچگاه موضع قدرتمندی در برابر آنان اتخاذ نکردند.
با وجود رییس جمهور خلاصه در جیغ و فریاد در تهدیدهای توخالی و ارگ نشیانی که بیش از هر شهروند پاکستانی، وابسته و محتاج حکومت اسلام آباد هستند چگونه می توان امید به کاهش حمله های طالب و خشونت داعش داشت و پایان یافتن راک پراکنی از آن سوی مرز؟
در همین راستا، پاکستان تحت فشار جامعه جهانی برای کاهش حمایت از گروه های تروریستی برای فرافکنی و نشان دادن اینکه قربانی تروریسم است به جایِ مامن طالب و شبکه حقانی، اقدام به حمله بر مناطق تحت حاکمیت طالبان اما نه در خاک خود بلکه راکت های را بر مردم بی دفاع مرزی افغانستان شلیک می کنند.
زمانی که اقدامات علنی پاکستان از تمویل تا جذب طالبان در خاورمیانه زیر حاشیه امن حمایت امریکا صورت می گیرد و افغانستان به مانند یک مستعمره برای این کشور می ماند که هفتاد درصد جغرافیای آن تحت حاکمیت و نفوذ طالبان می باشد چرا باید به خود زحمت پاسخگویی به حکومت را بدهد.
خط دیورند که بدل به حیثت حکومت در سیطره رهبران قبیله گرای پشتون می باشد نیز دستمایه ای برای اهداف شوم قدرت شده است، حکومتی که این مرز را غیرقابل قبول می داند در تناقض بزرگ در برابر حصارکشی مرزی پاکستان و حتی پیشروی فراتر از دیورند واکنشی نشان نمی دهد.
برای روسای حکومت وحدت ملی چه اهمیتی دارد که چند خانواده از مرزی ترین مناطق تحت حمله راکتی پاکستان کشته و زخمی می شود در حالی که بیخ گوش ارگ، صدها تن در حمله های انتحاری طالب و داعش به کام مرگ می روند و خون در خیابان های پایتخت جاری می شود اما استانکزی و برمک برای پابوسی تا اسلام آبادی رفته و رسوا باز می گردند.
سال های جهاد، حکومت طالبان و دوران پسا طالبان، دهه هایی را تشکیل می دهد که زمان زیادی برای کوبیدن میخ نفوذ اسلام آباد در قدرت کشور می باشد به طوری که از ریاست جمهوری گرفته تا مقام های با نفوذ در حکومت بدون وابستگی به پاکستان فرصت رسیدن به مقام و قدرت را کسب نخواهند کرد.
پاکستان بی هیچ دلیلی، مناطق مرزی افغانستان را زیر بمباران راکت قرار می دهد و اراده کند، کابل را در حمله و انتحاری طالب و داعش به خاک و خون می کشاند زیرا گروه های تروریستی این کشور بر بیش از هفتاد درصد کشور تسلط و نفوذ دارد و دیگر چه نیازی به پاسخگویی و یا اهمیت قایل شدن به حکومتی است که حتی توان حفظ امنیتِ پایتخت خود را ندارد.
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
چرا پس از پابوسی رؤسای امنیت، مناطق مرزی زیر راکت های پاکستان به خاک و خون کشیده شد؟

همزمان با سفر هیات اسلام آباد و پس از پابوسی و رسوایی روسای امنیت، مناطق مرزی زیر راکت های پاکستان به خاک و خون کشیده شد اما چرا باید در حاکمیت هفتاد درصدی طالبان به ارگ نشینانی که حتی توان حفظ امنیت پایتخت خود را ندارد، پاسخ بگوید؟
زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.