در سال 2018 تلویزیون بی بی سی فارسی از یک معامله میان شرکت فیسبوک و ستاد انتخاباتی دونالد ترامپ پرده برداشت به اساس این معامله ستاد انتخاباتی ترامپ به کمک یک شرکت تخصصی سنجش افکار و روان شناسی کار بران شبکه های اجتماعی را به سه بخش (طرف دار، خنثی و مخالف ترامپ) تقسیم کردند.
بعد از شناسایی، شرکت یاد شده در یک برنامه پیچیده (ارسال عکس،فیلم کوتاه، متن کوتاه تاثیر گذار و...) عناصر خنثی و مخالفان ترامپ را به مرور زمان طرف دار ترامپ نمودند، بدون آن که کاربران یاد شده متوجه شوند و این کار بران در روز انتخابات برای ترامپ رای دادند.
فرایند فوق یک نمونه ی کوچک از توانایی بزرگ فکری دولت یا جامعه آمریکا به حساب می آید که تا بحال افشا شده است.
حالا به توافق نامه ی صلح میان آمریکا و طالبان توجه کنید، دولت آمریکا در یک فرآیند دوساله با گروه طالبان به توافق رسید. دولت آمریکا در این توافق به صورت بسیار ظریفانه طالبان را قانع ساختند که علیه کسانی(شبکه القاعده) برزمند که بیست سال قبل برای عدم تحویلی رهبر این شبکه امارت خویش را از دست داده بودند.
در این توافق نامه زلمی خلیل زاد دیپلمات کار کشته آمریکا با تیم تخنیکی خویش بالای طالبان قبول نمودند که بعد از این توافق طالبان بالای ارتش آمریکا حمله نخواهد کرد ولی مساله جنگ این گروه با دولت افغانستان را روشن نه ساخته بود.
حالا بعد از توافق دولت آمریکا با طالبان، ارتش این کشور را ازحملات طالبان مصئون است، ولی شلعه های جنگ هم چنان در افغانستان زبانه می کشند.
طالبان و آمریکا موافقه کردند که در صورت تخطی دو طرف از مفاد موافقت نامه باید از یک کانال رسمی آن را حل خواهد نمود، دوماه بعد از توافق گروه طالبان با نشر یک اعلامیه ی اعلام کردند که دولت آمریکا 13مورد از موافقت نامه را نقص کرده و بیش از پنجاه بار بالای این گروه حمله کرده است، اما نیروهای آمریکایی به این اعلامیه ی طالبان جواب سر بالا داد و از آنان خواست که خشونت ها را کاهش دهد.
این در حالی است که طالبان در این مدت یک حمله ی مسلحانه بالای نیروهای خارجی انجام نداده است و زمانی که هشت کارگر خدماتی پایگاه نظامی بگرام بگرام در برون از این مرکز از سوی مردان تفنگ دار کشته شدند، گروه طالبان بدون درنگ اعلامیه دادند که این حمله کار این گروه نبوده و طالبان به مفاد موافقت نامه پابند اند. وقتی به موقف طالبان توجه می کنید، می فهمید که امریکا طالبان را به گونه ی بسیار ماهرانه به دام انداخته است.
دولت آمریکا با طالبان توافق کردند که پنج هزار زندانی طالب از زندان های افغانستان را رها خواهد نمود، ولی بعد از گذشت دوماه دولت آمریکا این وعده خویش را عملی نکرده است در حالیکه دولت آمریکا این توانایی را دارد که اسیران طالبان را از زندان های افغانستان رها سازند، قسمی انس حقانی رها ساخت.
دولت آمریکا به زیرکی تمام ایدئولوژی طالبان را نشانه رفته است، وقتی یک جنگجوی طالب در ماه رمضان(ماه غزوات) از یک پایگاه نظامی آمریکا بدون حمله با آن می گذرد. ولی بالای عساکر افغان در زمان افطار عملیات انجام می دهد و دوباره از پهلوی همان پایگاه نظامی نیروهای خارجی دوبازه عبور می کند، در خلوت خودش حتمآ به فکر فرو می رود و از خودش می پرسد این چگونه جهاد و قتال است که در آن حق کشتن کفار را نداشته ولی امر سوختاندن پوسته نظامیان داخلی را که هم رنگ و هم دینش هست را دارد؟
فرمانده نظامی که دستور این حمله را داده است وقتی برای یک جلسه نظامی به سنگر دومی می رود و با موتر سایکلش از پهلوی کاروان نظامی نیروهای خارجی تیر میشود، و هم زمان از مخابره صدای جنگجویان تحت امرش را می شنود که می گویند:
- که هدف نابود شد و سپس عکس های سفره خونین سربازان که وی دستورقتل شان را صادر کرده بود را در شبکه های اجتماعی می بیند، م به تفکر وادار می گردد.با ضمیر ناخوداگاهش درگیر می شود.
روی هم رفته این مساله (ادامه حمله بالای افغان ها و عدم عملیات نظامی بالای نیروهای خارجی) سبب انشعاب ایدئولوژیک میان صفوف دون پایه نظامی، فرماندهان و حتا شورای رهبری طالبان خواهد شد.
آمریکا با زیرکی تمام طالبان را در میدان دیپلماسی به دام انداخته است در حالیکه طالبان در میدان نبرد آمریکا را با تمام ساز و برگ نطامی اش به زانو در آورده بود.
حالا طالبان فقط سه راه دارند:
1.ادامه وضع موجود، که بسیار خطرناک است و احتمال فروپاشی درونی، را مهیا کرده می تواند. که در آن صورت احتمال انشعاب قوی تر خواهد شد و ممکن است طالبان که تفکر سلفی دارند به ولایت خراسان گروه دولت اسلامی یا داعش اسبق بپیوندد.
2.لغو توافق نامه با آمریکا و برگشت به جنگ، این مساله باعث ایجاد دو دستگی میان طالبان می شود و به تقویت آن بخش از طالبان که به ادامه جنگ اصرار دارند میگردد و جناح صلح طلب را تضعیف می نماید.
3.آغاز مذاکره با دولت افغانستان، دولتی که در بیست سال طالبان آن را به رسمیت نشناخته بود و علیه آن به این دلیل رزمیده بود که گویا دست نشانده کفار است.
در صورتی که با دولت وارد مذاکره شود، این امکان وجود دارد که دولت با استفاده از امکانات خویش دست به خرید فرماندهان محلی طالبان بزند و سبب یک هرج و مرج میان صفوف،فرماندهان و حتا رهبری این گروه شود.
هر گزینه فوق که به کرسی بنشیند به نفع دولت امریکا است. نباید فراموش کنیم که جنگ و صلح با یک هژمون خطرهای پنهانی را در بر دارد که گروه های رزمنده غالبآ اط آن اگاهی نمی داشته باشند.
لطیف آرش
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
طالبان در دام آمریکا

در سال 2018 تلویزیون بی بی سی فارسی از یک معامله میان شرکت فیسبوک و ستاد انتخاباتی دونالد ترامپ پرده برداشت به اساس این معامله ستاد انتخاباتی ترامپ به کمک یک شرکت تخصصی سنجش افکار و روان شناسی کار بران شبکه های اجتماعی را به سه بخش (طرف دار، خنثی و مخالف ترامپ) تقسیم کردند.
زمان تقریبی مطالعه: 5 دقیقه
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.