در سالهای اخیر بساط پایاننامهنویسی در دانشگاههای افغانستان به یک کسب و کار پر رونق تبدیل شده است.
داکتر عبدالعلی محمدی در یادداشتی از تجربه خود در مواجه با این آسیب بسیار بزرگ علمی و فرهنگی چنین بیان می کند: مطابق برنامههای آموزشی، محصلان موظفند در ختم دوره تحصیلات تکمیلی، کار تحقیقی انجام دهند که از آن به پایاننامه(Dissertation/Thesis) تعبیر میشود. اهمیت پایاننامه در نظام تحصیلی تخصصی به حدی است که برابر و چه بسا برتر از مرحله آموزشی و درواقع، سند تحصیلی و سنجه آگاهی دانشجو دانسته میشود.
به بیان دیگر، بخشی از دوره تحصیل تخصصی به نگارش یک اثر پژوهشی اختصاص دارد که افزون بر امتیاز علمی برای محصل، میتواند نسخه موثری برای حل برخی معضلات و مسائل مهم جامعه باشد. از همین رو، مراکز علمی و دانشگاههای جهان در راستای رشد و توسعه علمی، به نحوی تدبیر میکنند که تحقیقات علمی دانشجویان به سوی گرهگشایی از مشکلات جامعه سوق یافته سرانجام، هر دانشجو در ختم دوره تحصیل تخصصی، سهمی در رشد و توسعه علمی جامعه خود داشته باشد؛ از این روست که من همواره تاکید دارم تنها دانشگاه است که میتواند ناجی افغانستان باشد و بس.
اما دریغ و درد که پایاننامهنویسی در دانشگاههای افغانستان نه یک فعالیت تحقیقی که یک عمل تجاری است و در نتیجه، نه تنها گرهگشای جامعه بلکه گرهفزای آن است؛ امروزه، به ویژه با ورود غیرقابل مهار بخش خصوصی در عرصه تحصیلات عالی و تجاری شدن آن، پایاننامه به متاع رایجی میماند که در بازار مبادله میشود و چهبسا همانند بسیاری از مواد موردنیاز جامعه افغانی، از کشور همسایه وارد میگردد؛ مضحک و دردآور این است که به عنوان متن تولیدی در داخل و حاصل فعالیت بهظاهر علمی یک دانشجو و یک دانشگاه ثبت، و خریدار بهنام فارغالتحصیل، از امتیاز مادی و معنوی آن بهرهمند میشود.
به عنوان یک معلم، طی دهه اخیر، که دورههای ماستری دایر شده است، از پایاننامهنویسی، خاطرات تلخ و آزاردهنده دارم و اینک به ناچار به مقتضای تعهد اخلاقی نسبت به جامعه، تصمیم گرفتم راهنما یا داور هیچ پایاننامهای نباشم.
1. نخستین بار زمانی متوجه این خیانت بزرگ شدم که حدود هفت سال پیش، داور پایاننامه یک عضو فعلی یکی از کمیسیونهای انتخاباتی بودم. اما متاسفانه با گواهی و اصرار استاد راهنمای شان که خارجی بود، کوتاه آمدم و با اعتماد به ایشان، نمره دادم.
2. به عنوان داور، پایاننامههای برخی به شمول رئیس دانشکده … دانشگاه کابل، رئیس دفتر یکی از معاونان ریاست جمهوری و بعضی کسان دیگر را که فعلا در مناصب دولتی هستند، به گونه مشروط نمره دادم اما بعدها متوجه شدم بدون اصلاحات و تایید هیئت داوران، سند فراغت ماستری گرفتهاند!
3. تا کنون به عنوان داور، بیش از ده مورد پایاننامه بازاری و خریداری شده را رد کرده نمره صفر دادم اما در بسا موارد، مدتی بعد همین افراد به شکل دیگری سند فراغت ماستری گرفته قاهقاه به ریش من و امثال من میخندند!
4. همچنین، به عنوان راهنما، نزدیک به بیست مورد پایاننامه به شمول پایاننامه برخی اعضای پارلمان را رد کرده از تایید آنها برای دفاع خودداری یا از خیر راهنمایی آنها گذشتم؛ این در حالی است که راهنما از بابت راهنمایی هر پایاننامه بیش از معاش ماهانه یک مامور بست 2 خدمات ملکی پول دریافت میکند!
5. سرانجام، به ناچار تصمیم گرفتم دیگر راهنما یا داور پایاننامه نباشم؛ از دید من، راهنمایی و داوری این پایاننامهها و سرانجام، تایید یک بیسواد به عنوان فرد دارای درجه تحصیلی ماستری، خیانت به وطن و مردم است. زیرا همین افراد، با توسل به سند فراغت و پایاننامهی خریداری شده، مناصب دولتی را غصب و با سرنوشت مردم بازی میکنند؛ تباهی کشور از نادانی و بیسوادی متصدیان امور است و بس!
6. دولت در کل و وزارت تحصیلات عالی به گونه مشخص در این رابطه، نه تنها هیچ ابتکاری ندارد بلکه با راهاندازی روند صوری اعتباردهی به شدت این موج میافزاید؛ هرچه بگندد نمکش میزنند/ وای بر آن روز که گندد نمک!!
خبرگزاری افغان ایرکاAfghan IRCA News Agency
ابتذال آموزش و استهزای دانش؛ نگاهی به تجارتی پر سود پایان نامه نویسی در دانشگاه های افغانستان

در سالهای اخیر بساط پایان نامه نویسی در دانشگاه های افغانستان به یک کسب و کار پر رونق تبدیل شده است.
زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
- منبع: خبرگزاری افغان ایرکا
- لینک کوتاه
دیدگاه شما درباره این خبر چیست؟
دیدگاه خود را محترمانه و روشن با دیگران به اشتراک بگذارید.
نظرات مخاطبان
0 دیدگاههنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ شما آغازکننده گفتوگو باشید.