Share/Save/Bookmark

کد مطلب :78733
تاریخ انتشار : پنج شنبه 25 ثور 1399 ساعت : 15:36:53

سرزمين فلسطين چگونه توسط صهیونیست ها اشغال گرديد؟

نخستين فردي كه موضوع مهاجرت يهوديان را به فلسطين مطرح مي كند شخصي است به نام داويد روبين و شاگردش به نام سولومون مولوخ او را همراهي مي كند و آنان از سال 1501 تا 1532 م مي كوشند يهوديان را براي مهاجرت به فلسطين متشكل كنند و از همين تاريخ، آيين يهودي به صورت ارتباطي قوي درآمده كه يهوديان را از هر ملت و كشوري به سوي خود مي خواند اين تحول را از جمله مهم ترين مقدمات ظهور صهيونيسم معرفي مي كنند كه بزودي پرده از روي ماهيت صهيونيستي خود برگرفت.

در سال 1650 م جنبش «منشه بن اسرائيل» پديد آمد. اين جنبش خواهان تجمع يهوديان در خاك انگليس بود تا از آن جا براي مهاجرت به فلسطين تجهيز شوند.

در سال 1810 سرمايه دار يهودي به نام «مايرآنسلم روچيلد» پولي هنگفت براي خريد زمين هاي فلسطين و بخشيدن آن به يهوديان پرداخت كرد تا از اين راه مقدمه استعمار «اراضي مقدسه» را فراهم كرده باشد. از آن پس تلاش يهوديان متنفذ براي كوچاندن يهوديان مقيم امپراطوري عثماني به منطقه فلسطين آغاز شد. از سال 1879 م بود كه تلاش يهوديان كه از سوي جلسات جمعيت دوستداران صهيون[1] هدايت مي شد بر اين مسئله متمركز گشت كه بايد گروه هاي متعددي در فلسطين تاسيس كنند و به فعاليت هاي تجاري و كشاورزي به نحو جدي بپردازند. در اين مسير خانواده روچيلد اقدامات بسياري به انجام رساندند و چنين گروه هايي كه مقدمه سلطه يهوديان را بر فلسطين فراهم مي كرد در لهستان و روسيه تزاري تاسيس شد. در پي كشتار يهوديان در روسيه به دنبال ترور الكساندر دوم امپراطور روسيه يكي از رهبران يهودي همه افراد يهودي را به مهاجرت به فلسطين دعوت نمود در اين مقطع سه هزار يهودي به فلسطين مهاجرت كردند. در دو دهه پاياني قرن 19 م يهوديان روسيه عمده ترين موج مهاجرت به فلسطين را به خود اختصاص دادند و در واقع هسته هاي اصلي گروه هاي استعماري سلطه صهيونيسم را تشكيل دادند و موفق شدند نخستين هسته هاي وطن ملي را بنياد نهند.[2]

البته ايده صهيونيسم و تشكيل دولت يهود توسط تئودر هرتزل لهستاني در قالب یک نظريه اي در آمد كه اين فكر در كتاب «دولت يهود» توسط هرتزل منعكس گرديد.

در ماه اوت سال 1897 م نخستين كنگره جهاني صهيونيست ها در سوئيس تشكيل گرديد و بزرگترين سرمايه داران يهودي در آن شركت جستند هرتزل در نطق افتتاحيه اين كنگره گفت: «ما در اين جا گرد آمده ايم كه نخستين سنگ بناي دولتي را كه پناهگاه ملت يهود خواهد بود، بر زمين نهيم» هدف اصلي هرتزل كه در واقع آن را مي توان مؤسس دولت صهيونيست اسرائيل دانست، ايجاد يك دولت يهودي با مليتي مجزا بود. تئودر هرتزل يهوديان را قومي غير قابل ادغام در ديگر اقوام مي دانست و آن ها را تشويق به افزايش يك روح ملي يهودي در درون خود مي كرد.

تئودر هرتزل براي ايجاد يك جو مظلوميت براي يهوديان نياز به روحيه يهود ستيزي ساختگي داشت تا از اين راه يهوديان را وادار به فرار و مهاجرت به اسرائيل نمايد لذا براي صهيونيسم مسئله قتل عام يهوديان در برخي كشورها و دامن زدن به آن مي توانست در ايجاد يك جو مظلوميت براي يهوديان مورد بهره برداري قرار گيرد تا اينكه يهوديان در قالب يك دولت يهود گرد هم جمع شوند و از ديگر اقوام جدا گردند.

براي همين است كه هرتزل مي گويد: «يهوديان قوم منحصر به فردي هستند كه نبايد با ديگر اقوام مخلوط شوند» و در همين راستا واژه هايي همچون «قوم برگزيده»، «اسرائيل بزرگ»، «از نيل تا فرات» و اين كه «اين زمين به ما وعده داده شده و ما بر آن حق داريم» اساس جنبش صهيونيسم قرار گرفت و با اين رويكرد نژاد پرستي نهضت جهاني صهيونيسم براي مهاجرت يهوديان به فلسطين و تشكيل دولت يهودي اسرائيل تلاش كرد و اين امر همان سوء استفاده اي بود كه صهيونيسم سياسي از برخي از باورهاي يهود داشت يعني در باور و اعتقاد يهوديان اين موضوع مطرح بوده است در آخر الزمان سلطنت خداوند شكل مي گيرد و بشريت به سوي سرزمين هايي كه تورات، آن را محل سكونت موسي (علیه السلام) و عيسي (علیه السلام) معرفي كرده است روانه خواهند شد امّا در اين اعتقادات هيچ گاه آرزوي ايجاد يك دولت و يا هر نوع سلطه اي بر فلسطين نبوده است امّا صهيونيسم و انجمن يهود همان طوري كه اشاره كرديم مدعي بودند فلسطين زمين وعده داده شده به ماست و ما بر آن حق داريم[3]

به رغم اين که به تحريك صهيونيسم جهاني، سيل مهاجران يهودي به سوي فلسطين در مدت زماني كوتاه عملي شد و صهيونيست ها به واكنش اعراب فلسطين هيچ توجهي نكردند در سال 1907 مراحل يورش يهوديان را به فلسطين و تشكيل گروه هاي مسلح طرفدار سلطه بر سرزمين فلسطين را شاهد هستيم. در سال 1914 با آغاز جنگ جهاني اول يهوديان فلسطين اقليتي هشتاد هزار نفري در فلسطين بودند، قابل ذكر است در همين سال ها يعني در سال 1916 آلمان ها در شهر فرانكفورت در آرشيو مخصوص خانواده «روچيلد» نقشه اي پيدا كردند كه به نام كشور اسرائيل تهيه شده بود اين نقشه شامل فلسطين، اردن، سوريه، لبنان، عراق، شبه جزيره سينا، دلتاي نيل و حومه آن در شمال حجاز بود البته نقشه هاي توسعه طلبانه امروز اسرائيل به هيچ وجه آن نقشه را تكذيب نمي كنند.

در سال 1917 «لرد بالفور» وزير خارجه انگليس اعلاميه معروف به خود را صادر كرد و به صهيونيست ها نويد داد كه از تشكيل وطن ملي يهوديان در فلسطين پشتيباني مي كند.

جمعيت مهاجران يهودي تا سال 1936 م كه انقلاب سراسري مردم فلسطين آغاز شد به حدود چهار صد هزار نفر رسيد كه در قالب گروه هاي طرفدار سلطه يهود و صهيونيسم به زندگي در اراضي اشغالي پرداختند. در اين روزها اعتصاب عمومي توسط مردم فلسطين انجام گرفت و تا شش ماه زد و خورد ميان مردم فلسطين و يهوديان ادامه داشت و افراد بسياري از هر دو طرف كشته شدند در واقع اين اقدام خود جوش ملت مظلوم فلسطين اولين گام در راه مقابله با مهاجرت يهوديان بود.

از سال 1917 م تا 1948 م فلسطين در اشغال انگليس بود يعني با فروپاشي عثماني و پايان جنگ جهاني اول در سال 1918 جامعه ملل حق سرپرستي و قيموميت فلسطين را به انگلستان واگذار كرد و اين كشور از سال 1921 تا اواسط جنگ جهاني دوم قدرت بلامنازع در امور فلسطين بوده است.

انگلستان و بعد از آن آمريكا كمك به يهوديان براي هجرت و اقامت در فلسطين و تشكيل دولت اسرائيل پرداختند. فلسطينيان هم به اين مسئله اعتراض كرده و به مبارزه برخاستند و به اين ترتيب انقلاب براق در سال 1929م و انقلاب قسام در سال 1935 م و انقلاب بزرگ (1936ـ 1939) انجام گرفت. [4]

بعد از عقب نشيني دولت انگلستان از سرزمين اشغال شده فلسطين، صهيونيست ها در تاريخ 14 5 1948 در اين سرزمين ها اعلام موجوديت كردند و به توسعه آن پرداختند.

البته در سال 1946، مجمع عمومي سازمان بين الملل، ضمن راي به تقسيم سرزمين فلسطين به دو كشور اسرائيل و فلسطين، قيموميت بيت المقدس را به سازمان ملل وانهاد. در سال 1947 دولت انگلستان سرزمين فلسطين را به سازمان ملل تحويل داد البته انگلستان به رغم همه اين اقدامات ظاهري، تا سال 1949 نفوذ خود را بر آن سرزمين هم چنان حفظ كرد و در حالي كه سازمان ملل متحد در حال طرح مسئله تجزيه فلسطين بود و دو طرح مطرح بود يكي فلسطين را به دو دولت عربي و يهودي تقسيم مي كرد و قدس به عنوان يك منطقه بين المللي تحت حمايت سازمان ملل متحد قرار مي گرفت و طرح دوم تشكيل يك دولت فدرال مركب از دولت هاي يهود و عرب بود و قدس به عنوان پايتخت انتخاب مي شد در اين زمان است كه تحركات صهيونيستي در سطح وسيعي انجام مي گيرد بدين ترتيب پس از تصويب قطع نامه تجزيه در نوامبر 1947 خشونت و درگيري بين اعراب و يهوديان به ويژه فلسطيني ها گسترش پيدا مي كند.[5]

با اعلام تجزيه اين سرزمين نمايندگان دولت هاي عرب و پاكستان به پاخاسته و به اين راي اعتراض مي كنند و در اين ميان بحران فلسطين اوج گرفته و نيروهاي داوطلب عربي براي نجات فلسطين در ژانويه 1948 وارد فلسطين شدند و بحران فلسطين وارد مرحله جديدي مي گردد و هشت سال بعد صهيونيست ها با حمايت انگلستان و فرانسه به مصر حمله مي كنند و در جنگ شش روزه بقيه فلسطين و صحراي سينا (مصر) و بلنديهاي جولان سوريه را به اشغال خود در مي آورند و سي و چهار سال از اشغال فلسطين هنوز نگذشته بود كه اين قوم طماع به لبنان نيز حمله كرده و به اشغال آن مي پردازند.[6]

البته فلسطينيان در اين سال ها ساكت نماندند و در سال 1964 ميلادي سازمان آزادي بخش فلسطين را تشكيل دادند و به مبارزه پرداختند و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، انتفاضه فلسطيني ها عليه صهيونيست هاي غاصب در سال 1987 به اوج خود مي رسد و جنبش مقاومت اسلامي (حماس) و حركت «جهاد اسلامي» از دل انتفاضه بيرون آمده و اين دو جريان شكل مي گيرد و به مبارزه ادامه مي دهد.[7]

در اين سال ها همواره آمريكا و انگليس از حكومت اشغالگر رژيم صهيونيستي حمايت كردند يعني در سال 1948 اعلاميه دولت آمريكا مبني بر شناسايي دولت اسرائيل صادر گرديد و اين در حالي بود كه مجمع عمومي سازمان ملل در حال بررسي مسئله بود پس از به رسميت شناختن اسرائيل توسط آمريكا، شوروي دومين دولتي بود كه اسرائيل را به رسميت شناخت در پي شناسايي اسرائيل، سردمداران آمريكا تصميمات متعددي در جهت حفظ منافع اسرائيل اتخاذ كردند و در اين باره كمك هاي مالي در قالب وام و كمك هاي نظامي و سياسي مي توان برشمرد و آمريكا اكثر قطع نامه هاي شوراي امنيت بر عليه اسرائيل را وتو كرده است و به كمك همين آمريكاست كه در 24 فوريه 1949، اسرائيل به عضويت سازمان ملل درآمده است.[8]

در پي تاسيس دولت اسرائيل جمعيت فراواني از فلسطيني ها اعم از مسلمان و مسيحي آواره شدند و پس از پايان جنگ اسرائيل اجازه ورود به اين آوارگان را به فلسطين ندادند.

در اين راستا در سال 1949 قطع نامه 194 سازمان ملل مبني بر بازگشت فلسطيني ها به سرزمين مادري شان مورد مخالفت اسرائيل قرار گرفت و حتي در مسئله بين المللي شدن بيت المقدس در قطع نامه 181، دولت اسرائيل مخالفت نمود. و اسرائيل بيت المقدس غربي را در جنگ 1948 و بيت المقدس شرقي آن را در 1967 به تصرف خود در مي آورد و آن را به طور رسمي پايتخت ابدي اسرائيل مي خواند.

اين سيري بود از تاريخ اشغال گري و تجاوزات رژيم صهيونيستي و سرنوشت فلسطيني ها و رانده شدن از سرزمين مادري شان و حمايت هاي انگلستان و آمريكا از رژيم اشغال گر و سكوت و مماشات جامعه بين الملل و بعضاً تاثيرات خيانت آميز سازمان بين الملل به ملت مظلوم فلسطين به اميد آن روزي كه فلسطيني ها با مبارزات خود سرزمين فلسطين را از چنگ اشغال گران در آورده و قدس شريف در اختيار مسلمانان قرار گيرد.



پی‌نوشت‌ها:
[1]. نام جنبش صهيونيسم از «کوه صهيون» (آرامگاه داود نبي(ع)) گرفته شده است که در اورشليم قرار دارد. (ر.ک: به دانشنامه سياسي، داريوش آشوري، انتشارات مرواريد، ص 226) همچنين براي صهيونيسم معاني ديگري چون کوه بر آفتاب، شهر برگزيده خدا، شهر مقدس آسماني، آرزوي قوم خداوند شده است (ر.ک: رسالت 5 / 9 / 84 «صهيونيسم سياسي، حسين محمدي سيرت، ص 7)
[2]. ر.ک: به ضميمه روزنامه رسالت (منشور 38) آبان 83، ص 6.
[3]. ر.ک به روزنامه رسالت «صهيونيسم سياسي»، محمدي سيرت، حسين، آبان 83، ص 7.
[4]. ر.ک: ضميمه روزنامه رسالت (نداي رهايي) 5 آبان 84، ص 11.
[5]. همان.
[6]. ر.ک: ضميمه روزنامه رسالت (نداي رهايي)، کسري صادقي زاده، س 3.
[7]. پيشين.
[8]. ر.ک: ضميمه روزنامه رسالت (نداي رهايي) کسري صادقي زاده، ص 3.


  خبرگزاری افغان ایرکا

• اخبار مرتبط:

• نظر شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری افغان ايرکا در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی و پشتو یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد