این پرونده ها تنها حقوقی نیستند، بلکه حیثیتی نیز هستند. شما در برابر مردم، تاریخ و نسلهای بعدی وجدان تان به حراج گذاشته اید.
اینکه شما در دوبی خانه خریده اید، مشکلی ندارد. اما اینکه شما در مسند ماموریت یک دولت که باید فقیر ترین جامعه را در جهان آب و نان فراهم میکرد و شما خانه های مجلل در گرانترین شهرهای جهان خرید کرده اید، مساله دارد. این مسئله سه پرونده زخیم را بر شخصیت و وجدان شما باز میکند.
1. مگر شما مشغول جهاد و مبارزه برای آزادی نبودید؟ شما که با شکمهای گرسنه و پا های برهنه «جهاد» کردید، چه شد که یکباره ملیونر شدید؟ تفسیر و تعبیر شما از اسلام همین بود؟
یا اینکه شما از غرب به یک کشور فقیر برگشته اید که باید تخصص فراهم میکردید. چگونه شد که یک تکنوکرات به یک ملیونر مبدل شود؟ حالا در واشنگتن و لندن حاکمیت قانون را «تدریس» میکنید. شرم تاریخ!
2. شما به قدرت سیاسی که باید خدمات اجتماعی ارایه میکرد به عنوان امتیاز نگریسته اید و تا توانستهاید آنرا تاراج کرده اید. شما در حقیقت منابع مردم فقیر را برای خرید این خانه ها استفاده کرده اید. آیا شما از پشت شیشه های زخیم موتر های زره خود برون را نگاه نمیکردید؟ فقر را نمیدید؟ مادران پیر گدا را نمیدیدید؟ زنان جوان بیوه های سربازان را که برای همان نظام خون دادند، نمیدیدید؟ کودکان خیابانی را که پدران شان برای حفاظت دولت شما جان داده بودند، نمیدیدید؟
3. شما در پارلمان، حکومت و در مجموع نظام سیاسی، مکلف به رعایت حاکمیت قانون بودید، نه اینکه با زیرپا کردن قانون، منافع شخصیتان صدها بار بیشتر ترجیح دهید. زشتترین و وحشتناکترین نوع فساد را فسادی میسازد که توسط قانونسازان صورت میگیرد. شما قانون را برای کی میساختید؟ برای مردم فقیر که از ایشان رشوه بستانید، برای معلم بیچاره که 5000 افغانی حقوق داشت و یا برای مزدورکار که 200 افغانی درآمد داشت؟
این پرونده ها تنها حقوقی نیستند، بلکه حیثیتی نیز هستند. شما در برابر مردم، تاریخ و نسلهای بعدی وجدان تان به حراج گذاشته اید.
داکتر ملک ستیز
