در پیوند به حادثهی تلخی که یکی دو روز قبل در محلهی آبسرد شهرستان دماوند تهران، اتفاق افتاد و در کل در موضوع برخوردهای نیروی انتظامی ایران با مهاجرین افغانستانی چند نکته را شایان توجه و ذکر میدانم.
1-از میزبانی چندین سالهی دولت و ملت مسلمان ایران از مهاجرین و آوارگان بیپناه افغانستان، سپاس گزاریم و حادثهی تلخ آبسرد و نظایر شان هیچگاه باعث نمی شود که ما نیمهی پر پیمانه را نبینیم و یا نادیده انگاریم.
2- در میان برادران ایرانی ما اعم از افراد ملکی و دولتی، شخصیت های متدین، اخلاقمدار، دارای مروت و برخوردار از احساسات نیک انسانی فراوان است؛ کما اینکه نظام این کشور، در سطح رهبری، در جهان معاصر بینظیر است.
3- ما ظرفیتها و محدودیتهای ایران و شرایط دشواری را که تحریمهای ظالمانه بر اقتصاد این کشور تحمیل نموده، کاملا درک و لمس میکنیم....
4- در باب مهاجرت ما نمی گوییم چون اسلام مرز ندارد، باید مرزها باز باشد و مهاجرین اعم از قانونی و غیر قانونی کاملا مثل شهروندان این کشور از تمام مزایا برخوردار باشند؛ چرا که این امر با اقتضائات و واقعیت های سیاسی و اجتماعی و روند های پذیرفته شدهی کنونی همخوانی ندارد و لذا قوانین موضوعه و تمامی تصامیم مدیران و گردانندگان امور این کشور را از ساماندهی تا اخراج، محترم می شماریم.
5- امروزه مهاجرت، یک واقعیت جهانی است و کشورهای مختلف با این پدیده مواجهاند و اما آنچه به عنوان نورم و روال معمول است این است که کشورها یا مهاجرین را طی تشریفات و مراحل قانونی میپذیرند و یا دیپورت می کنند و انتظار ما نیز از جمهوری اسلامی این است که تا جایی که ظرفیتها و سیاستهای کشور اجازه میدهد مهاجرین را بپذیرند و اگر ممکن نیست، با حفظ کرامت انسانی شان برگردانند.
متاسفانه در ایران نه مهاجرین قانونی و پذیرفته شده از مزایای لازم برخوردار است و نه با فاقدین مدارک به شیوه درست برخورد میشود و حتی در عنوانگزاری ها نیز بدترین تعبیرات انتخاب می شود؛ مثلا به جای کلمهی محترمانه مهاجر، اتباع بیگانه و به جای اخراج، طرد و... به کار برده میشود.
6- مردم افغانستان و ایران ضمن اشتراکات دینی و فرهنگی، همسایه هم هستند و نحوهی تعامل حکومت ها و مردم این دو کشور پیامدها و آثار زیادی دارد که عدم توجه درست به امور مهاجرین، روابط دو ملت را در عرصههای مختلف، دچار چالش و تنش میکند.
7- آنچه طی روزهای اخیر در آبسرد دماوند اتفاق افتاد، برای ما از جهات مختلف باعث تاسف شد؛ از اینکه کرامت و عزت یک نوجوان مسلمان و پیرو اهل بیت علیهم السلام و حتی حیات و سلامتی اش با مخاطره مواجه شد، اینکه حادثهی مذکور دستمایهی سؤ استفاده دشمنان همگرایی دو ملت قرار گرفت و اینکه این رخداد به آبروی میزبانان ما لطمه وارد کرد و اینکه برخی افراد به این بهانه حتی به ساحت دیانت و فقاهت توهین روا داشتند ما از تمام این جهات متأثر و اندوهگین شدیم؛ اما جای کتمان نیست که نه این حادثه قابل توجیه است و نه برخورد نیروی انتظامی با مهاجرین افغانستان تا کنون در تراز نظام و انقلاب اسلامی بوده و امیدواریم این حادثهی تلخ انعکاس یافته، سبب شود مسئولین عالی رتبه جمهوری اسلامی، که ما در حسن نیت و خیر خواهی شان تردید نداریم متوجه این امر شود و نیروی انتظامی را به رعایت مروت و انصاف و اخلاقمداری وادارند.
8- هرچند نظام ایران در جهت تحقق عدالت علوی پایه گذاری شده و شعار نیروی انتظامی آیهی "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ" است؛ ولی ما از یک سو عدالت کامل را از حکومت غیر معصوم انتظار نداریم و از سوی دیگر اتفاقات این چنینی را عمل شخصی می دانیم و هرگز به پای نظام و رهبری بزرگوار حساب نمی کنیم اما انصافا توقع رنگ و بوی عدالت علوی از کارگزاران نظامی که در راس آن یک مجتهد جامع الشرایط است نابجا و بی مورد نیست.
در پایان به مسئولین محترم نیروی انتظامی و مقامات قضایی، این دو قطعهی کوتاه از دیالوگ ماندگار سریال مختار نامه را تقدیم می کنم.
دولتِ تو اگر رنگ و بوی علے را ندهد، مفت نمی ارزد...
بخدا قسم اگر در حکومت علے چنین اتفاقی می افتاد پوست از تن خودکامگان خود رأی میکَنْد....
عبادے
