امروز 28 اسد سال 1391 هجری خورشیدی، 93 سال از آن روزی می گذرد که در اواخر سال 1297 هجری شمسی امان الله خان پس از مرگ مرموز پدرش امیر حبیب الله خان به جای او به قدرت رسید و در حالی که شمشیر برهنه ای را به کمر بسته بود در مسجد عیدگاه کابل در محضر شهروندان پایتخت، مقامات دولت و سربازان ، افغانستان را کشوری مستقل اعلام کرد و از بریتانیا خواست تا استقلال افغانستان را به رسمیت بشناسد. نود و سه سال قبل فرزندان آزاده و فداکار ما در وطن با دادن قربانی های گرانبها توانستند استقلال سیاسی این کشور را از خطر تجاوز بیگانگان حفظ کنند و با جنبش دلیرانه خود سرمشق دیگر ملل استعمار زده مشرق واقع شوند. لذا از این روز مهم بنام سالروز استقلال کشورمان تجلیل می نماییم . اما استقلالی که فقط نامش را شنیده ایم و آن را در رویدادهای زمانه می بینیم . نود و سه سال گذشت ، ولی هنوز هم افغانستان در حال سوختن میان آتش است. لحظه ای نیست که بمبی منفجر نشود و یکی را از آرزوهایش محروم نسازد. بیش از سی سال است که در افغانستان جنگ بوده و هست ، حال در جستجوی آن باید بود که استقلال چه معنی می دهد... نود و سومین سالروز استرداد استقلال افغانستان از استعمار انگلیس را در حالی تجلیل میکنیم که فقر و بدبختی، آوارگی، بی خانمانی، درد و رنج و مشقت هزاران انسان بیگناه این سرزمین، علی الخصوص جوانان، سیر رو به افزایش خود را سپری میکند. بزرگداشت سالروز استقلال افغانستان را در حالی برگزار مینماییم که نیروهای 37 کشور خارجی خود سرانه دست به هرنوع عمل جنایتکارانه ای که بخواهند میزنند. بمباران های هوائی خود سرانه نیروهای آمریکایی و متحدین شان درگوشه و کنار کشور، نمونه های بارزی از این خود سری ها است. تجاوز به حقوق زنان ، خودسوزی دختران، رشد روز افزون کشت و قاچاق مواد مخدر، اختطاف اطفال، ترور، اختناق، تورم اقتصادی، فساد اداری، بالا رفتن پی هم نرخ مواد ارتزاقی و بی کنترول شدن بازار اقتصادی افغانستان، بی امنیتی سرتاسری به شمول بی امنیتی در پایتخت، شهر های بزرگ و شاهراه ها، تزلزل و پاشیدگی در اردو و پولیس، این حقیقت را دیگر کاملا در عمل به اثبات رسانیده که ابرقدرتها بار دیگر نخواسته اند تا افغانستان یک کشور مستقل باشد. استقلالی که امروز از آن سخن می گوییم رایگان به دست نیامده و خونهای زیادی در این راه ریخته شده است و جانبازی و فداکاری های افغانهای قهرمان این نعمت بزرگ را نصیب ما ساخته است. اما شیطان استعمار و خیانتهای برخی دولتها همیشه در کمین کشور ما بوده است و برای بدست آوردن منافعشان حاضرند هر اقدامی علیه دولت و ملت افغانستان انجام دهند. در پاسخ به به کسانی که مدعی اند وجود خارجی در راستای بازسازی کشور تضادی با استقلال افغانستان ندارد باید گفت: پس از گذشت قریب به یک قرن از واقعه استقلال افغانستان ، اکنون مردم ما می دانند که استقلال یک مفهوم است که در شرایط متفاوت معنای مختلف را برمی تابد. لذا این سخن هر افغانستانی است که استقلالی که مردم ما خواهان آن هستند به این معناست که کشور ما بتواند در مدیریت درونی و در حفظ منافع و مصالح مردم و شهروندان خویش متکی به اراده و فکر و تدبیر خویشتن باشد و از سوی قدرتهای بیرونی و یا مجموعه های خارج از آن قلمرو و جغرافیایی تحت فشار قرار نداشته باشد که باید چه کند و چه نباید بکند و در یک کلام آمریکا و انگلیس و دیگران برای ما تصمیم نگیرند و رئیس جمهور و پارلمان ما معاش بگیر آنها نباشند. از سوی دیگر باید متذکر شد که یاد بود خاطرات جانباختگی های اجداد ما گویای این حقیقت است که بدون داشتن برنامه ملی و مردمی و نمیتوان به استقلال و آزادی حقیقی دست یافت و اگر دولتمردان ما واقعا به فکر به دست آوردن استقلال افغانستان هستند باید هر لحظه مردم را در کنار خود احساس نمایند و به خاطر منافع شخصی منافع ملی خود را به بهایی اندک نفروشند و غیرت افغانستانی بودن خود را حفظ نمایند. لذا ضمن گرامیداشت این روز، آرزو می کنیم که به همین زودی مردم ما شاهد افغانستانی آزاد، مستقل و پیشرفته باشند تا حداقل نسل جوان بعدی ما به داشتن چنین کشوری افتخار نمایند و دیگر آواره کشورهای همسایه و دولتهای غربی نباشند و تمام استعدادهای خود را صرف بازسازی و توسعه وطن خود نمایند. به امید آن روز