رجوع
آسمان جود و کرامت
آسمان جود و کرامت
تاريخ النشر: 1391/07/24 17:21رمز الخبر: 11856المصدر: آژانس خبرگزاری افغان ایرکا

شرح فراق
چه آرام و سبکبال پرگشودی، ای مرغ زخم خورده آشیانه عشق. داغ فراق تو را چگونه در تصور آوریم که بیتو، زندگی کردن و زنده ماندن مایه شرمساری است. ای حجت الهی و ای امام مهربانیها، هجران تو، غروب همه خوبیهاست و پروازت، آغاز صحیفه درد و رنج در دل شیعیان. ای لاله داغدار مدینه، از کنار تربت پاک پیامبر و جگرِ پاره پاره مجتبی و دل داغدار صادَقین و قبر ناپیدای پهلو شکسته تاریخ رفتی، تا در جوار امن الهی بیاسایی و از تنگنای ظلمت دنیا رها گردی. اینک، ماییم و شام تیره جدایی از تو و گرد غم و اندوه که بر میفشانیم و این همه، چاره درد فراق تو نتواند بود. ای مظلوم غریب، رهایی گوارایت؛ ولی، التماس دیدگان ما را در غربت تنهایی خاکدان دنیا بیپاسخ مگذار و ما را نیز که مدّعیان محبت تواییم، در جوار خویش جایگاهی کرامت فرما، ای ماه مهربان آسمان جود و کرامت.
رفع شبهه
در میان دوازده نور پاک امامت، عصر امام رضا علیهالسلام دوران ویژهای به شمار میآید، به طوری که آن امام رئوف، در تعیین جانشین خویش و معرفی امام معصوم بعد از خود به شیعیان، با مشکلات فراوانی روبه رو گردید که هیچکدام از این مسایل، در زمان امامان معصوم پیش از ایشان سابقه نداشت. از یک سو پس ازشهادت جانگداز امام موسی کاظم علیهالسلام، گروهی از اصحاب ایشان براساس انگیزههای مادی و تصاحب غاصبانه اموال آن حضرت، از مسیر امامت و ولایت منحرف شده، امامت حضرت امام رضا علیهالسلام را انکار کردند و از دیگر سوی، آن حضرت تا حدود 47 سالگی صاحب فرزند نشده بود و این دو مسئله بیسابقه، زمینه شک و توهم شیعیان را تا حد زیادی فراهم آورد و نیز دستاویز بدخواهان و منحرفان برای تضعیف مذهب تشیع شد، تا آنکه طلوع پر مهر حضرت جواد علیهالسلام به تمامی این مشکلات پایان بخشید و موضع امام رضا علیهالسلام و شیعیان که از این نظر در تنگنا قرار گرفته بودند، تقویت گردید و اعتبار و وجهه تشیع بالا گرفت.
امام خردسال
کمی سن امام جواد علیهالسلام و امامت آن حضرت در این سن،مطلبی بود که شگفتی و حتی شک و تردید عدهای را برانگیخته بود. ریشه این سؤال و تردید، در این بود که روابط موجود در عالم، با معیارهای مادّی و ظاهری سنجیده میشود و دست قدرتمند الهی، به چشم ظاهربین آدمیان نمیآید. به راستی چه مانعی دارد که خدای قادر حکیم، برای مصالحی، دوران شکوفایی رشد عقل و اندیشه و کمالات انسانی را، در بعضی از بندگان برگزیده و خاص خویش کوتاه سازد. کار الهی، با کارهای مخلوقات و آدمیان عاجز و ناتوان متفاوت است و آنچه او بخواهد، خواهد شد؛ نه آنچه آفریدگان بخواهند، چنانکه به فرموده خدای تعالی در قرآن مجید، این امر در امتهای پیشین نیز سابقه داشته است. نبوت حضرت یحیی علیهالسلام در کودکی و سخنگویی فصیح و عالمانه حضرت عیسی علیهالسلام در گهواره، نمونههایی قرآنی از این دست به شمار میرود.
عظمت علمی
در زمان امامت پربرکت حضرت جواد علیهالسلام مناظرات علمی دشمنشکن آن حضرت، شگفتانگیز مینمود؛ چه آنکه ایشان، نخستین امامی بود که در خردسالی به منصب امامت رسید و در همان سن اندک، مناظرات و بحث و گفت و گوهایی داشت که برخی از آنها بسیار پر سر و صدا و هیجانانگیز بود و هر کدام، دلیل محکمی بر اثبات امامت آن حضرت به شمار میآمد؛ چرا که مشاهده قدرت علمی بالای آن حضرت که همگان، حتی بزرگترین و دانشمندترین عالمان آن زمان را در برابر ایشان مجبور به شکست و سکوت میکرد، هم تردید شیعیان را برطرف میساخت و هم، سم پاشیها و توطئههای دشمنان را در شکست مقام علمی و معنوی ایشان نقش بر آب مینمود.
نمونهای از علم امام
مجلسی توسط مأمون عباسی به درخواست عباسیان برای زیر سؤال بردن حضرت جواد علیهالسلام صورت گرفت، و در آن، «یحیی بنِ اَکثَم» یکی از دانشمندان نامدار زمان مأمون، سؤالی در مورد شکار کردن شخص مُحرم از حضرت پرسید و ایشان برای آن سؤال، حدود 22 فرع مطرح فرمود که هر کدام به نحوی در پاسخ به سؤال نقش داشتند و از احاطه عجیب و غیبی حضرت به احکام دینی خبر میدادند و موجب سر افگندگی و شکست آن عالم عباسی شدند.
مدح مخالفان
علم غیبی و گستردگی دامنه دانش امام محمدتقی علیهالسلام، که در سخنان گهربار و مناظرات شگفتانگیز و روشنگر آن حضرت بازتاب مییافت و هر کدام مشکلات بزرگ و حل نشده فقهی و علمی را حل و فصل میکرد، شگفتی دانشمندان و پژوهشگران اسلامی، حتی مخالفان مذهب تشیع را برمیانگیخت تا بدانجا که نمیتوانستند از اظهار فضل، برتری و بلندای مقام علمی و معنوی آن حضرت خودداری کنند. آنان به عظمت والای علمی امام اعتراف میکردند و هر کدام به نحوی، آن حضرت را میستودند. به راستی هم که نور خدا خاموش شدنی نیست، بلکه هر روز بیش از بیش روشنتر و پرفروغتر میدرخشد؛ هر چند دشمنان در صدد خاموشی و سردی آن باشند.
مهرامام
امام جواد علیهالسلام با توجه به موقعیت پیش آمده و نزدیکی ایشان با دربار و حکومت و نیز با تمام محدودیتهای موجود، از راه فرستادن وکیلان و نمایندگان، ارتباط خویش را با شیعیان حفظ میکرد و به هواداران خویش اجازه میفرمود که به درون دستگاه حکومت نفوذ کند و با دست گرفتن مناصب حساس، از سختگیری و شدت عمل بر شیعیان بکاهند و برای ایشان تاحد ممکن آسایش نسبی فراهم آورند. مرحوم کلینی در این زمینه نقل میکند که حضرت جواد علیهالسلام بنا به درخواست یکی از شیعیان، نامهای به والی منطقه او نوشت که در گرفتن مالیات بر او سخت نگیرد. والی هم که از پیروان امام بود، نه تنها بدهی او را نگرفت، بلکه اعلام کرد تا زمانی که بر سر کار است، آن مرد از پرداخت خراج معاف میباشد و افزون بر این، دستور داد برای او مستمری نیز تعیین کنند.
حیله دشمنان
مأمون، خلیفه حیله گر عباسی، بعد از آنکه با اغراض سیاسی و برای فرار از تنگناهاو مشکلات، ولایتعهدی خویش را به امام رضا علیهالسلام تحمیل کرد، پس از به شهادت رساندن آن حضرت، در زمان امام جواد علیهالسلام ترفند دیگری اندیشید و با تظاهر به مهربانی و دوستی با امام جواد علیهالسلام، یک سال پس از شهادت امام رضا علیهالسلام دختر خویش امالفضل را به ازدواج تحمیلی امام جواد علیهالسلام درآورد و او از این ازدواج، تنها و تنها اغراض سیاسی را دنبال میکرد. حسین مکاری، یکی از یاران آن حضرت در این باره میگوید: در بغداد خدمت امام جواد علیهالسلام شرفیاب شدم و زندگیاش را دیدم. در ذهنم خطور کرد که: اینک که امام به این زندگی مرفّه رسیده است، هرگز به وطن خود، مدینه باز نخواهد گشت. امام لحظهای سر به زیرافکند، آنگاه سر برداشت و در حالی که رنگش از اندوه زرد شده بود، فرمود: «ای حسین، نان جوین و نمک خشن در حرم رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نزد من از آنچه مرا در آن میبینی محبوبتر است». به همین دلیل، امام در بغداد نماند و با همسرش ام الفضل به مدینه بازگشت و تا سال 220 ق، همچنان در مدینه میزیست.
همنشینی با اشرار
دوری از افراد بیایمان و پرهیز از دوستان ناباب، تا بدان جا تأکید و سفارش شده که امام جواد علیهالسلام آن را موجب رهایی از جراحت شمشیر و هلاکت با تیغ برنده آن دانستهاند، آنجا که میفرمایند: «از رفاقت با آدم بد بپرهیز، به درستی که او به شمشیر کشیده میماند، منظرش نیکو و آثارش زشت است». نیز ایشان در فرمایش دیگری از همنشینی با اشرار نهی فرموده، آن را موجب سوء ظن معرفی میفرماید: «مجالست با اشرار و مردمان بد، سبب بدگمانی به مردان نیک و برگزیدگان است». جدایی آن حضرت از دربار مأمون و پشت سر انداختن تمامی ناز و نعمت و آسایش آن و هجرت و زندگانی در مدینه پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای دوری از همنشینی با مأمون ستمگر، نمونه گویایی است از این پیام در سیره عملی آن امام همام.
الگوی تقوا و پاکدامنی
امامان معصوم علیهمالسلام جملگی الگوی تقوا و پرهیزکاریاند که خود را در همه احوال، به خدای متعال سپردند و جز او دیگری را کفیل امور خویش قرار ندادند و اینگونه، درس توکل و اتکا به پروردگار را به پیروان خویش آموختند. به همین دلیل است که دشمنان و مخالفان حق و حقیقت، هر چند در ضایع کردن مقام روحانی و شأن والای آنان کوشیدند و در این راه از هیچ کاری دریغ نکردند، به نتیجهای نرسیدند و جز سیاهرویی برای خودشان، حاصلی به کف نیاوردند. حضرت امام جواد علیهالسلام در این باره میفرماید: «آن که خدای تعالی پذیرا و قبول کننده تعهد اوست، هیچ گاه ضایع و تلف نمیشود؛ ولی آن کس که از خدا برید و به دیگری دل سپرد، خداوند نیز او را به دیگری وامیگذارد». شاهد بر صدق فرمایش آن حضرت، رسوایی مأمون است در حیله هایی که برای تمایل امام جواد به دنیا و اهل آن و به فسق و لهو به کار بُرد، اما هیچیک از آنها، کمترین تأثیری در امام و ابهت او نداشت.
یکرنگی
آدمی را خوشایند است که در منظر مردمان، به خودآرایی و جلوهگری بپردازد و افعال و رفتار نیک از خود نشان دهد، تا مگر در دیده دیگران مقبول افتد و دارای مقام و منزلت اجتماعی شود و در پی آن، مشکلات و موانع امور مادّی و دنیاییاش برطرف گردد؛ اما چون از دیدگاه مردمان خارج شد، زحمت خوشرفتاری و زندگانی طبق رضایت الهی را به کلی فراموش میکند و به پشت سر میاندازد. زشتی و نادرستی این صفت رذیله و این عادت ناپسند بر کسی پوشیده نیست و هم از این روست که اولیای الهی، همواره بندگان خدا را به یکرنگی و توجه به حضور در محضر پروردگار در همه احوال سفارش میفرمایند؛ چنان که حضرت امام جواد علیهالسلام میفرماید: «آنگونه مباش که در آشکارا (و در منظر مردمان) دوست خدا باشی، اما در نهان (و دور از چشمدیگران) دشمن او به شمار آیی».
شهادت مظلومانه
به هنگام تولد جواد الائمه علیهالسلام، امام رضا علیهالسلام او را در آغوش پر مهر خویش کشید و همان دم خبر از فاجعه تلخ و جانکاه شهادت مظلومانهاش داد. آن حضرت فرمود: «این فرزند من به جور و ستم کشته خواهد شد و اهل آسمانها بر او خواهند گریست و حق تعالی بر دشمن او غضب خواهد کرد، و کشنده او و ستم کننده بر او بعد از قتل او از زندگانی بهره نخواهد دید و به زودی به عذاب الهی واصل خواهند گردید». هنگامی که معتصم عباسی به خلافت رسید، از آوازه فضیلتها و کمال امام جواد علیهالسلام کانون حسد در سینه ناپاکش شعلهور شد و آن حضرت را از مدینه به بغداد طلبید. وقتی حضرت وارد بغداد شد، معتصم زهری به همسر آن حضرت داد و او نیز آن را درانگور به کار بُرد و نزد آن امام مظلوم نهاد. چون حضرت از آن تناول فرمود، آثار زهر در بدن مبارکش ظاهر گردید و هم از آتش همان زهر، غریب و مظلوم به شهادت رسید و در نزد اجداد والا مقامش به دیدار پروردگار شتافت.
* محمد جواد نوری