در آستانه خروج کامل نیروی ناتو از افغانستان هستیم، با اینکه زمزمه مکرر اعضای ناتو که حاکی از تداوم همکاری همه جانبه بخصوص در عرصه آموزش و پشتبانی لجستیکی به نظامیان افغانستان به گوش می رسد، مهمترین دغدغه مردم افغانستان این است که آیا اردوی ملی افغانستان در برابر تهدیدات داخلی " حملات انتحاری طالبان و تجنید پاکستان حامی خارجی شان" قادر به حفظ امنیت بعد از خروج نیروهای خارجی خواهد بود؟یا خیر؟ این تنها نگرانی مردم افغانستان است که باعث شده خیلی از فعالیتهای اقتصادی و سرمایه گذاریهای داخلی و خارجی به افغانستان به حالت تعلیق در آمده یا مختل شده باشد. برای حل این معادله اذهان مردم افغانستان به این سمت معطوف شده است که اردو و پلیس افغانستان از نظر کمی و کیفی در چه سطح قرار دارد و دولت افغانستان در زمنیه تقویت نیروی نظامی با کمک دوستان غربی شان در حدود 12 سال کار شبانه روزی تاچه اندازه ارتقاء یافته تا مردم افغانستان به همان مبنا نسبت به امنیت آینده کشورشان اطمنان حاصل کند. آن چه از زبان کار شناسان نظامی افغانستان به گوش می رسد حاکی از این است که آموزش و تجهیزات اردو و پلیس ملی افغانستان رضایت بخش نبوده و اتکا به پلیس و اردوی ملی در حال حاضر برای حفظ کامل امنیت افغانستان یک خیال و اغراق بیش نخواهد بود. احتیاج مبرم در حوزه های مختلف تجهیزات نظامی افغانستان از سلاح های سبک و سنگین زمینی"توپ های دور برد، موشکهای زمین به هوا و..." و هواپیماهای جنگی شاهد این مدعاست. به نقل از سایت خبری بی بی سی، شانزده هواپیمای نظامی کمکی آمریکا به ارتش افغانستان که خرید و انتقال این هواپیماهای سی ـ 27 از آمریکا به افغانستان شش صد میلیون دلار هزینه برداشته است به دلیل "کهنگی و فرسودگی" زمین گیر شده اند. ژنرال عبدالوهاب وردک فرمانده نیروی هوایی افغانستان گفت: آمریکا هواپیماهای فرسوده و ترمیم شده به افغانستان کمک شده به همین دلیل این طیاره ها ناکام بوده. در ادامه گفت: وقت ما ضایع شد، انرژی و اقتصاد ما مصرف شد. خلبان و مهندسانی را که برای این هواپیماها آموزش دادیم نتیجه اش صفر بود و هیچ دستاوردی نداشت." وی افزود به علاوه مصرف پرواز این هواپیماهای ساخت مشترک ایتالیاـآمریکا که به طول یک ساعت پنج هزار دالر آمریکایی است از توان اردوی افغانستان خارج می باشد." یک مقام دولتی دیگر تجهیزات نیروی هوای افغانستان را از نظر کمی و کیفی در حال حاضر به پایین ترین درجه توصیف کرد، وی گفت: بخش نیروی هوایی ارتش افغانستان اکنون فاقد هواپیماهای جت و رادار است درحالی که کارشناسان نظامی می گویند نیروی هوایی افغانستان در سالهای 1367 تا 1369 خورشیدی در سطح منطقه ممتاز بوده در حال حاضر ارتش افغانستان صاحب تعداد محدودی از هلیکوپترهای جنگی می 35 و می17 روسی است ولی هنوز برای حمل و نقل و حمایت از نیروی زمینی با مشکل جدی روبرو است. ارتش افغانستان بعلت کمبود هیواپیمای، بال ثابت برای جابجای نیروهای نظامی شان از هلی کوپترهای آموزشی که به دلیل سبک و کوچک بودن و عدم توانای پرواز در ارتفاعات به شدت خطر ناک است به ناچار استفاده می کنند. با اینکه قدرتهای حاضر در افغانستان جهت توانای نیروی نظامی افغانستان برای مقابله در برابر تروریسم و القاعده تصمییم بر تقویت اردوی افغانستان گرفته بودن این امر هنوز محقق نشده. آیا ارتش و نیروی نظامی که عاری از ابزار نظامی سنگین و هوایی باشد قادر به حفظ امنیت در کشور خواهد بود؟ آنچه از رفتار دو گانه غربیها نسبت به 1ـ تأکید به آموزش 2ـ تجهیز نیروی نظامی افغانستان واز طرف عدم ارائه سلاحهای سنگین و عدم تأمین نیازهای هواپیمایی افغانستان به دست می آید، به این نتیجه می رسیم که غربیها هرگز خواهان یک افغانستان مستقل و مقتدر نیست خواهان افغانستانی است که قدرت دفاع از خود حتی در مقابل گروه های شرور و تروریستهای داخلی را نداشته باشد سکوت غرب در مقابل پاکستان و تحویل تجهیزات نظامی موجود در ولسوالی گوشته ننگرهار افغانستان به پاکستان شاهد همین مدعااست، مبادرت غرب به ارسال هواپیماهای فرسوده و تعمیرشده نیز مبنای همین سیاست را تقویت می کند. می توان در چند سطر اینگونه عنوان کرد که: اجماع جامعه جهانی برای ارسال نیرو به افغانستان و شعار مبارزه با تروریسم، انسان دوستی و کمک های بی دریغ شان به افغانستان نه از سر دلسوزی برای ملت افغانستان یا اعتقاد به شعار انسان دوستی و یا ریشه کن کردن تروریسم، که جز طمع به منابع و وضعیت ژئوپولوتیک افغانستان، استیلاء در قلب آسیا به گفته اقبال لاهوری که می گوید: "آسیا یک پیکر آب و گل است * کشور افغان در آن پیکر دل است" در سایه شعار دموکراسی خواهی چیزی دیگری را نمی توان تصور کرد لذا کسانی که با شعار نابودی طالبان و القاعده با بیشترین هزینه اقتصادی و انسانی وارد افغانستان شدند، از رفتار دوگانه آنها این گونه استنباط می شود که آنها خواهان یک افغانستان ضعیف است که از آن به عنوان یک کشور مطیع و اهرم فشار در برابر رقبای خودشان در منطقه استفاده کنند. و این ملت افغانستان است که باید با هوشیاری از فرصت به دست آمده از گذشته تاریک و تلخ درس گرفته، دور از هرگونه تعصبات قومی، نژادی، زبانی و مذهبی از ملیت ها به ملت تبدیل شده با تحمل همدیگر اجماعی ملی به وجود بیاورند و باحل منازعات فی مابین همسایگان و ایجاد روابط دوستانه با کشورهای خارجی برای رسیدن به رفاه امنیت ملی و داشتن یک افغانستان سر بلند تلاش کنند. نویسنده: جواد امیری