<p style="text-align: justify;">اذعان مقام هاي كاخ سفيد به اين نكته كه گزينه خروج كامل نيروها از افغانستان، همچنان روي ميز است، تنها تهديد و اهرم فشاري عليه دولت افغانستان است.<br /> روزنامه نيويورك تايمز اخيرا در پي افزايش تنش ميان باراك اوباما و حامد كرزي، رئيسان جمهوري آمريكا و افغانستان نوشت كه اوباما در صدد است؛ تا گزينه خروج همه نيروهاي امريكايي از افغانستان تا پايان سال ۲۰۱۴ را بررسي كند.<br /> بر اساس گزارش نيويورك تايمز به نقل از مقامات كاخ سفيد گزينه “خروج تمام نيروها” از افغانستان در دست بررسي است؛ اگرچه اولويت كاخ سفيد توافق با دولت كرزي بر سر پيمان امنيتي است كه نوع و تعداد حضور نيروهاي امريكايي در افغانستان را مشخص مي كند.<br /> به دنبال اعتراض كرزي به نحوه بازگشايي دفتر طالبان در قطر و احتمال مذاكره مستقيم امريكا با طالبان، روابط كابل – واشنتگن به تيرگي گراييد.<br /> كرزي در واكنش به اقدام امريكا در خصوص نحوه گشايش دفتر طالبان در قطر مذاكرات امنيتي با كاخ سفيد را به حال تعليق درآورد و اين بن بست، با وجود تماس هاي مكرر جان كري؛ وزير خارجه امريكا و تماس ويدئويي باراك اوباما با رييس جمهور كرزي، همچنان به قوت خود باقي است.<br /> به باور ناظران، از ديرباز نشانه هاي روشني وجود داشت كه امريكا بيش از اينكه نگران افغانستان باشد به دنبال حضور طولاني مدت در افغانستان و امضاي پيمان امنيتي با اين كشور است؛ زيرا امضاي اين پيمان افزون بر آنكه يكي از پيش نيازهاي اساسي تحقق اهداف استراتژيك ايالات متحده در افغانستان است، در درازمدت مي تواند زمينه هاي عملي برخي از برنامه هاي راهبردي امريكا براي آينده منطقه و جهان را نيز با استفاده از سكوي افغانستان، فراهم نمايد.<br /> به همين دليل نيز امريكا عجله و شتاب زيادي براي امضاي سريع و بي چون و چراي پيمان امنيتي با افغانستان را دارد.<br /> امریکا با توجه به وضعيت عراق و قدرت منطقه اي ايران، در عراق تمايل كمتري به امضاي پيمان امنيتي با بغداد داشت زيرا در پي مخالفت دولت و پارلمان عراق با اعطاي مصونيت قضايي به سربازان امريكايي، سريعا با عدم امضاي پيمان امنيتي با آن كشور كنار آمد و سربازانش را از عراق خارج كرد، اما در افغانستان عوامل و زمينه هاي دروني و بيروني زيادي وجود دارد كه موجب مي شود، امريكا اصرار و پافشاري زيادي بر امضاي سريع پيمان امنيتي با كابل داشته باشد. كه از آن جمله مي توان از تركيب قوميتي و مذهبي تا ساخت قدرت، سابقه تاريخي همسويي سازماني حكومت و حكومت مداران با قدرت هاي استعماري خارجي، معادن و ذخاير استراتژيك زيرزميني و همچنين ويژگي هاي ژئوپوليتيك افغانستان و تسلط جغرافيايي آن به مثابه چهار راه آسيا بر همه كشورهاي رقيب امريكا در منطقه، نام برد. <br />  </p>