رجوع
نخسـتین برگـردان "کلیله و دمنه" به پشـتو
ترجمه از هر زبانی که باشد، دریچه شناسایی و آگاهی تازه را به روی خوانندگان باز می کند. این خدمت ارزشمند فرهنگی در افغانستان آسیب پذیری های ناخواسته داشته است، زیرا به خاطر موجودیت دو زبان رسمی پشتو و فارسی ظاهرا چنین توقع برده می شد که افراد باسواد کشور با هر دو زبان آشنایی داشته باشند و ضرورت به ترجمه نخواهد بود.
تاريخ النشر: 1393/06/21 15:50رمز الخبر: 22185المصدر: خبرگزاری افغان ایرکا

<p style="text-align: justify;">ترجمه از هر زبانی که باشد، دریچه شناسایی و آگاهی تازه را به روی خوانندگان باز می کند. این خدمت ارزشمند فرهنگی در افغانستان آسیب پذیری های ناخواسته داشته است، زیرا به خاطر موجودیت دو زبان رسمی پشتو و فارسی ظاهرا چنین توقع برده میشد که افراد باسواد کشور با هر دو زبان آشنایی داشته باشند و ضرورت به ترجمه نخواهد بود.<br />
به همین دلیل رویدست گرفتن ترجمه زبانهای داخلی از همدیگر سابقه چندانی ندارد و آثار کمی از زبان فارسی به پشتو یا برعکس آن ترجمه شده است.<br />
سرگذشت ترجمه های پراکنده فارسی به پشتو برمی گردد به هشتاد سال پیش، هنگامی که صالح محمد قندهاری بنیان گذار هفته نامه "طلوع افغان" سروده های عبدالهادی داوی را به پشتو برگرداند و سپس در سال 1318 خورشیدی (1939) مثنوی معنوی مولانا جلال الدین بلخی را ترجمه کرد.<br />
<br />
<strong>رونق ترجمه از زبانهای داخلی افغانستان</strong><br />
بعد از رکود کمابیش چهل ساله، بار دیگر تلاشها برای ترجمه از زبانهای داخلی صورت گرفت و نویسندگان و شاعرانی چون فاروق فردا، لطیف بهاند، رحمت آریا و دیگران کارهایی در این زمینه انجام دادند.<br />
در میان کسانی که منظم و پیگیر به ترجمه آثار فارسی به پشتو می پردازند، نامهای دکتور صالح محمد زیری و نجم الرحمان مواج در سر فهرست می آیند.<br />
درین اواخر کتاب "کلیله و دمنه" که گنجینه بزرگ و ارزشمند سرزمین شرق شمرده می شود، از سوی دکتر صالح محمد زیری به پشتو برگردانده شده است.<br />
متن فارسی این اثر در افغانستان نه تنها در کنار گلستان، بوستان و دیوان حافظ در مسجدها خوانده و تدریس می شود، بلکه در بسیاری از خانه ها نیز میتوان آنرا دید.<br />
با آنکه "کلیله و دمنه" در عمر دوهزار ساله اش به بیشتر از 200 زبان ترجمه شده است، اما جایش در زبان پشتو تا کنون خالی بود.<br />
<br />
<strong>کلیله و دمنه بعد از شهنامه</strong><br />
صالح محمد زیری در مقدمه کتاب می نویسد: شمار زیادی از باشندگان مناطق شرقی و جنوبی افغانستان هنوز هم گنجینه های شکوهمندی چون شهنامه و کلیله و دمنه را به نام آثار ایرانی می شناسند و دلچسپی خاصی به آنها نشان نمی دهند؛ در حالی که هردو از دستاوردهای باستانی آریایی به شمار می روند.<br />
نامبرده می افزاید: بیشتر از همه به حال خود تاسف دارم که در هفتادوپنجمین سال زندگی کلیله و دمنه را خواندم و آنهم بر حسب تصادف.<br />
وقتی در سالهای خانه نشینی به داستان نویسی روی آوردم، خواستم به حکایاتی که از زبان حیوانات نقل شده باشند، دسترسی یابم تا از محتوا و چگونگی نگارش آنها استفاده کنم. روزی از نجیبه (دخترم) پرسیدم که از همچو منابعی اطلاع دارد. او بلافاصله گفت: کلیله و دمنه. به این ترتیب در صدد یافتن این کتاب شدم.<br />
وقتی هارون (پسرم) کتاب "کلیله و دمنه" نصرالله منشی را یافت و به خانه آورد، آن را به دقت خواندم و بهره ها بردم. از بس خوشم آمده بود، تصمیم گرفتم ترجمه اش کنم. باید گفت که کار نهایی را با مقابله و تصحیح بر اساس متن ترجمه احمد آجودانی به پایان رساندم.<br />
ترجمه "کلیله و دمنه" مانند برگردان شهنامه به پشتو از سوی همین مترجم، با امانتداری کامل و کاربرد زبان ساده و رسا فراهم آمده است و نادرستی تایپی اندکی دارد.<br />
دکتر صالح محمد زیری افزون بر کتاب کنونی، ده اثر چاپ شده در زمینه های گوناگون شعر، داستان، سیاست و جامعه شناسی دارد.<br />
<br />
<strong>شناسنامه کتاب</strong><br />
نام: کلیله او دمنه (پخوانی پنچه تانتره)<br />
مترجمان متن فارسی: نصرالله منشی و احمد آجودانی<br />
تعداد صفحات: 288<br />
شمارگان: 1000 جلد<br />
چاپخانه: قندهار<br />
ناشر: موسسه نشراتی علام ارشاد<br />
قیمت فروش در افغانستان: 250 افغانی </p>