<p style="text-align: justify;">هفته گذشته شمال کشور به‌ویژه ولایت قندوز شاهد یکی از تکان دهنده‌ترین رویدادهای اخیر کشور بود.<br /> این رویداد در طی سیزده سال گذشته بی سابقه خوانده شده است. در نخستین روزهای هفته گذشته طالبان در پی یک حمله تهاجمی چندجانبه توانستند شهرقندوز، مرکز آن ولایت را به تصرف خود درآورند. طالبان همانند گذشته و بر اساس خوی و خصلت توحشانه خود دست به ویرانی و غارت اموال مردم زده و حتا از تخریب ساختمان‌های عام المنفعه نیز خود داری نورزیدند. آنان هم‌چنین که توانستند شمار زیادی از زندانیان ولایت قندوز را که بخش عمده آن را تروریست‌های طالب تشکیل می‌داد از زندان فراری دهند و نیز شمار زیادی از ادوات نظامی نیروهای امنیتی و نظامی کشور را به چنگ خود درآورند.<br /> <span style="color: rgb(0, 0, 255);">رویداد قندوز از جهات مختلف قابل تأمل بوده و پیامدهای آن نیز هشدار دهنده می‌باشد. در این رابطه نکاتی چند شایان یادآوری است:</span><br /> 1- آنچه در ولایت قندوز اتفاق افتاد حادثه و رویدادی آنی دانسته نمی‌شود. سقوط قندوز توسط طالبان در واقع ادامه روند ناامنی‌های کشور و به ویژه کشاندن این ناامنی‌ها به ولایات شمالی می‌باشد. نکته مهم در این است که عناصر و دست‌های داخلی و خارجی بصورت سازمان یافته این روند را رهبری و حمایت می‌نمایند. این موضوع بارها از سوی آگاهان سیاسی و نمایندگان مردم و کارشناسان نظامی یاد شده است. شاید سقوط قندوز بدست طالبان یکی از مراحل اوجگیری این بحران از پیش طراحی شده بشمار آید. یعنی این‌که ما در آینده بایستی منتظر رویدادهای تلخ‌تر از این در برخی دیگر از ولایات کشور باشیم.<br /> 2- موضوع دیگری که در گسترش و ناامنی روزافزون کشور و بخصوص سقوط شهرقندوز جای پرسش و نگرانی جدی را موجب شده است سهل انگاری و حتا بی توجهی مشکوک مقام‌های اداری و امنیتی نسبت به مهار و کنترل وضعیت جاری و نیز اتخاذ تدابیر لازم برای پیش گیری از وقوع چنین رویدادهای می‌باشد. این‌که وضعیت عمومی کشور رو بسوی بحران دارد جای تردید و استدلال ندارد؛ اما در مورد احتمال سقوط برخی از ولایات کشور از جمله شهر قندوز بارها از سوی آگاهان امور در عرصه سیاسی و نظامی هشدار داده شده بود. از جانب دیگر وخیم بودن اوضاع امنیتی این قضیه را مشهود و قریب به یقین ساخته بود. اما متاسفانه مقام‌های ارشد از مرکز تا ولایات نسبت به این هشدارها بی توجهی نموده و هیچگونه تدابیر لازم و جدی را برای مقابله با آن اتخاذ ننمودند. همینطور نسبت به آن عده از مقام‌های اداری که در انجام مسئولیت سهل انگاری و بی توجهی نموده اند در هیچ موردی از جمله در مسئله قندوز واکنش جدی نشان ندادند. بطور نمونه در شرایطی که شهرقندوز در محاصره طالبان قرار داشته و انجام عملیات نظامی از سوی آنان کاملا معلوم بود، جناب والی قندوز برای خوشگذرانی به خارج از کشور سفر می‌کند؛ و شگفت آورتر این که در مرکز نیز مقام‌های ارشد غیرمستقیم چنین عناصر متخلف را تبرئه داده و توجیه می‌نمایند که سهل انگاری صورت نگرفته و این واقعه بصورت غیرقابل پیش بینی اتفاق افتاده است. گویا انتظار دارند که دشمن پیشاپیش زمان و مکان عملیات را اعلام کند!<br /> 3- در ارتباط با چنین قضایایی، عملکرد نیروهای خارجی نیز قابل پرسش است. هرچند پس از سقوط قندوز هواپیماهای ناتو مواضع طالبان را بمباران نمود و زمینه عملیات زمینی را سهل تر ساخت؛ اما پرسش این است با توجه به توان استخباراتی و نظامی آنان چرا قبل از وقوع چنین اتفاقاتی عملیات‌های پیش گیرانه صورت نمی‌گیرد تا فاجعه روی دهد و پس از آن اقدام‌هایی انجام یابد؟ به معنای دیگر نیروهای خارجی که با ادعای مبارزه با تروریزم به افغانستان لشکر کشیده اند در این ارتباط هرگز صادقانه عمل نکرده و نمی‌کنند. آنان هرگز در پی ریشه کنی قاطع تروریست‌ها نبوده اند. عملیات‌های آنان فقط اقدام‌هایی مقطعی و سطحی و حتا نمایشی تلقی می‌گردد. گویا چنین به نظر می‌رسد که آنان بخاطر توجیه حضور دوامدار خویش در منطقه و کشور ضرورت نمی‌بینند که دست به عملیات قاطع و سرنوشت ساز بزنند، بلکه مقابله با تروریست‌ها و انجام برخی عملیات‌ها به منزله بازی با سرنوشت مردم و تلف ساختن وقت می‌باشد.<br /> 4- سقوط قندوز نشان داد که حکومت وحدت ملی هم در عرصه اداری و هم در عرصه امنیتی و نیز تمثیل داعیه وحدت ملی کاملا ناکام و ناکارآمد می‌باشد. زیرا از هنگام روی‌کار آمدن این حکومت، تاکنون هیچگونه ابتکار و درایتی در جهت سامان بخشیدن به وضعیت جاری و نیز تحکیم امنیت و تضعیف مخالفین صورت نگرفته است. بلکه حکومت قدم به قدم و مرحله به مرحله عرصه را به مخالفین واگذار نموده است. تأسف در این است که در چنین شرایطی رهبران حکومت وحدت ملی مصروف رقابت‌های شخصی و جناحی خود بوده و سرنوشت مردم را به حال خود رها ساخته اند.<br /> بنابراین با توجه به وضعیت بحرانی کنونی و دقت در علل و عوامل سقوط شهرقندوز باید گفت پیامدهای این رویدادها بسیار تکان دهنده و مایوس کننده می‌باشد. رهبران حکومت وحدت ملی با این وضعیت هرگز قادر نخواهند بود که کشور را از کام بحران و ناامیدی نجات بخشند؛ بلکه نگرانی‌ها هرروز بیش از پیش افزایش یافته و فاجعه شهرقندوز احتمالا سرآغاز سقوط در پرتگاه خواهد بود.</p> <p style="text-align: justify;">عبدالله هروی</p>