رجوع
متن کامل بیانه
سیده مژگان مصطفوی: میراث دارِ راستین مولانا افغانستان است
خانم مصطفوی در بیانیه ای نوشت: میراث داران راستین مولانا، شاعران و هنرمندان بزرگی اند که مخصوصا در افغانستان سهم به سزایی در ماندگاری اثر گرانسنگ مثنوی معنوی، و پاسداری از آن داشته اند.
تاريخ النشر: 1395/03/20 18:10رمز الخبر: 32857المصدر: خبرگزاری افغان ایرکا

<p style=\"text-align: justify;\">خانم مصطفوی در بیانیهای نوشت: میراثداران راستین مولانا، شاعران و هنرمندان بزرگیاند که مخصوصا در افغانستان سهم به سزایی در ماندگاری اثر گرانسنگ مثنوی معنوی، و پاسداری از آن داشتهاند.<br />
وی تاکید کرد که مثنوی معنوی مولانا باید به عنوان میراث مشترک فرهنگی هر سه کشور افغانستان، ایران و ترکیه ثبت یونسکو شود.</p>
<p style=\"text-align: justify;\"><strong>متن کامل بیانه سیده مژگان مصطفوی</strong><br />
ریاست محترم سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل(یونسکو)، و مسؤولان محترم فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه!<br />
بدون شک مثنوی معنوی مولانا جلالالدین محمد بلخی، در زمرهی آثار ماندگار و بینظیر ادب و معرفت بشری بوده، و عظمت علمی ـ عرفانی او فراتر از مرزهای اعتباری سیاسی است. مولانا به اندازهای بزرگ است که پهنهی گیتی برای او کوچک و اندک است، و گنجاندن او در حصار انحصار یکی دو کشور، به تعبیر خود مولانا همانند «گنجاندن بحر در کوزه» است.<br />
هم از آنجا که فراگیری پیام مولانا گسترهای به وسعت قلمرو زیست انسان را دربرمیگیرد ـ بدون توجه به زبان و فرهنگ و باورهای دینی او ـ، انحصار و اختصاص اثر جاودانهی خداوندگار بلخ، به میراث فرهنگی ـ معنوی تنها دو کشور، جفایی آشکار در حق مواریث ارزشمند و بینظیر معارف بشری و به ویژه زبان و ادبیات فارسی است.<br />
اگر قونیه زیستگاه مولانا بوده و هماکنون پیکر مطهر او در آنجا مدفون است، بلخ هم زادگاه وی است و شخصیت او در خانوادهی فرزانه و دانشمندی شکل گرفته که در رأس آن بهاءالدین ولد پدر بزرگوار و فاضل مولانا قرار داشته، و او را اینچنین بزرگ و برازنده، پرورده است.<br />
افزون بر این میراثداران راستین مولانا، شاعران و هنرمندان بزرگیاند که مخصوصا در افغانستان سهم به سزایی در ماندگاری اثر گرانسنگ مثنوی معنوی، و پاسداری از آن داشتهاند.<br />
در عصری که منطقه و جهان ما بیش از همیشه به همدلی و همگرایی نیازمند است، و اهرمهای زیادی برای بیگانهسازی و بریدن رابطهی خویشاوندی تاریخی ما و دامنزدن به ناهمسویی میان ما به کار گرفته شدهاند، اقدام برای ثبت مثنوی معنوی به عنوان میراث معنوی دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه، در مغایرت آشکار و آگاهانه با روح همگرایی منطقهای، و نیاز فوری و حیاتی مردمان این منطقه به بردباری همدگرپذیرانه و برادری دینی ـ فرهنگی قرار دارد.<br />
و در حالی که مأموریت و مسؤولیتی که مولانا خود بر عهدهی ما گذارده است وصل کردن دلها به یکدیگر است، نه ایجاد فاصله و جدایی میان آنها: ـ تو برای وصل کردن آمدی / نی برای فصل کردن آمدی ـ؛ این اقدام به مثابهی نقض و نفی اندیشهی مولانا و بیباوری به باورهای متعالی انسانی اوست.<br />
با وجود این، آیا درستتر این نیست که مثنوی معنوی به مثابهی حلقهی وصلی برای حداقل مردمان قلمرو زبان فارسی و جغرافیای فرهنگی متأثر از اندیشههای مولانا قرار گیرد؟<br />
برای همین است که اختصاص انحصاری مثنوی مولانا جلالالدین محمد بلخی به دو کشور ایران و ترکیه، و از قلمانداختن افغانستان در سهمداشتن در این میراث بیبدیل و تکرارناپذیر، به دور از انصاف و عدالت بوده و زمینههای پرظرفیت رنجش خاطر میلیونها انسانی را فراهم میآورد که تاریخی آمیخته با مثنوی و مولانا داشته و از علم و عرفان و ادب و حکمت او بهرههای بایسته و برترازنده برده است.<br />
بنابراین آنچه از سازمان محترم آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل(یونسکو)، و نیز از مسؤولان محترم فرهنگی کشورهای جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکیه انتظار میرود آن است که این اثر ارجمند معنوی را منتسب به هر سه کشور افغانستان، ایران و ترکیه بدانند، و با پرهیز از ثبت انحصاری آن به نام دو کشور ایران و ترکیه، مثنوی معنوی مولانا جلالالدین محمد بلخی را به عنوان فرصتی بینظیر برای تقویت برادری و همسویی و همبستگی فرهنگی ـ معنوی میان مردمان این سه کشور بسازند.</p>
<p style=\"text-align: center;\">با احترامات فایقه<br />
سیده مژگان مصطفوی<br />
معین امور نشرات وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان </p>