حسنی مبارک، هر چند پوست کلفتی می کند و می گوید تا انتخابات بعدی بر کرسی ریاست جمهوری مصر تکیه می زنم و از کشور خارج نمی شوم، اما انقلاب مردم مصر اکنون به مرحله ای رسیده است که دیگر جائی برای او در جامعه مصر وجود ندارد و چاره ای غیر از ترک کاخ ریاست جمهوری برای وی نمانده است. در شرایط کنونی آنچه باید مورد توجه قرار گیرد علت تأخیر در کناره گیری حسنی مبارک است نه اندیشیدن به این سئوال که آیا او می ماند یا می رود. علت تأخیر در کناره گیری حسنی مبارک را باید در نگاه آمریکا و رژیم صهیونیستی به شرایط مصر بدون حسنی مبارک جستجو کرد. همانگونه که مقامات آمریکائی بارها در یک هفته اخیر گفته اند، حسنی مبارک خدمات زیادی به منافع نامشروع آمریکا در خاورمیانه عربی کرده که بی نظیر است و حذف او از قدرت در مصر موجب برهم خوردن تعادل سیاسی در منطقه به زیان آمریکا خواهد شد. صهیونیست ها نیز در کل خاورمیانه عربی مهره ای بهتر از حسنی مبارک ندارند و بر این نکته بارها تأکید کرده اند که کناره گیری او از قدرت ضربه بزرگی به اسرائیل خواهد بود. با اینحال، هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی اکنون این مرحله را پشت سر گذاشته اند که تاریخ مصرف حسنی مبارک به پایان رسیده و او دیگر نمی تواند در قدرت باقی بماند. اینکه آمریکائی ها سخن از انتقال قدرت در مصر می گویند به همین دلیل است و آنها حتی برای فهماندن این نظر خود به دیگران انگیزه نیز دارند. اما تاکنون مقامات آمریکائی هر وقت از ا نتقال قدرت در مصر سخن گفته اند یک قید هم با آن همراه کرده اند، اینکه این کار باید به آرامی انجام شود. آنها بارها نظر خود را با عبارت "انتقال آرام قدرت" به زبان آورده اند، عبارتی که مفهوم روشنی دارد و علت تأخیر در کناره گیری حسنی مبارک از قدرت را باید در آن جستجو کرد. تفاوت مصر با تونس اینست که تونس در معادلات سیاسی منطقه خاورمیانه به ویژه موضوع رژیم صهیونیستی که مسأله اول خاورمیانه عربی است، نقشی ندارد و حذف زین العابدین بن علی از قدرت تأثیری در این موضوع نداشت. اما دولت مصر، در 30 سال اخیر نقش اول را در توازن معادلات سیاسی به نفع رژیم صهیونیستی در منطقه داشته و سادات و مبارک، با هزینه کردن اعتبار کشور مهم مصر کمک زیادی به صهیونیست ها برای تحکیم موقعیت خود و عادی سازی روابط با سایر کشورهای عربی و حتی کشورهای اسلامی بعمل آوردند. سادات، با امضای قرارداد ننگین کمپ دیوید، جایگاه مصر را از کشور اول ضد رژیم صیهونیستی و قدرتمندترین حامی ملت فلسطین به کشوری که حامی رژیم صهیونیستی است و در مقابل آرمان فلسطین قرار دارد تغییر داد و مبارک راه او را با مشارکت با صهیونیست ها در سرکوب مردم فلسطین و محاصره غزه و توجیه جنایات رژیم صهیونیستی ادامه داد. سادات با گلوله های خالد اسلامبولی، افسر رشید ارتش مصر به سزای خیانت خود رسید ولی مبارک چند بار از مهلکه نجات یافت و توانست به همدستی با صهیونیست ها و نوکری برای آمریکا ادامه دهد. قیام سراسری مردم مصر علیه حسنی مبارک و شعارهای تندی که علیه او می دهند، کاری تر از گلوله های خالد اسلامبولی است. این قیام و این شعارها کار حسنی مبارک را چنان یکسره خواهد کرد که از این پس حتی جریان وابسته به آمریکا و رژیم صهیونیستی در مصر نیز به پایان عمر خود خواهد رسید. نگرانی آمریکا و صهیونیست ها اکنون همین است. مقامات آمریکا و رژیم صهیونیستی بر روی سادات و مبارک و جریان وابسته به خود در مصر سرمایه گذاری زیادی کرده اند و نمی خواهند آنچه را که در طول حدود 40 سال گذشته به دست آورده اند به آسانی از دست بدهند. برای آمریکا و رژیم صهیونیستی، مهره هائی همچون مبارک بعد از آنکه تاریخ مصرفشان به پایان می رسد دیگر اهمیتی ندارند، ولی اصل جریان را تلاش می کنند به هر قیمتی شده حفظ کنند و اکنون نگران از دست دادن این جریان هستند. بنابر این، طبیعی است که منظور آمریکائی ها از "انتقال آرام قدرت" در مصر این باشد که آنها ابتدا مهره مورد اعتمادی را پیدا کنند و سپس مبارک را از مصر خارج نمایند. وظیفه مهره مورد نظر اینست که نقش "محلل" را بازی کند و ضمن آرام ساختن مردم، در برگزاری انتخابات و هر اقدام دیگری که برای استقرار دولت جدید انجام می دهد بگونه ای عمل کند که به قدرت رسیدن عناصر متمایل به آمریکا تضمین شود. در چنان حالتی هر چند مصر از وابستگی کامل به آمریکا و رژیم صهیونیستی خارج خواهد شد لکن به یک کشور ضد آمریکائی و ضد اسرائیلی نیز تبدیل نخواهد گردید. اینکه آمریکا در این تلاش چقدر موفق خواهد شد، بستگی به هوشیاری مردم مصر دارد. رهبران احزاب و گروه های سیاسی موجود در مصر، حتی اخوان المسلمین، به دلیل برخورداری از روحیه لیبرالی به احتمال زیاد با همین طرح همراهی خواهند کرد و مصر را به طرف استقرار یک دولت غیرانقلابی به پیش خواهند برد. اما اگر مردم مصر حاضر به پیروی از احزاب این کشور نشوند و قیام خود را مستقلاً و بدون ملاحظات مورد نظر سران احزاب به پیش ببرند، این احتمال وجود دارد که مصر از یک دولت انقلابی کاملاً ضد آمریکائی و ضد صهیونیستی برخوردار شود، چیزی که آمریکا و رژیم صهیونیستی این روزها با تمام توان درصدد جلوگیری از تحقق آن هستند.