جنرال چهار ستارۀ امریکایی، استنلی مک کریستال که بعد از فتح عراق به افغانستان فرستاده شد تا اوضاع این جا را هم آرام بسازد، بعد از مدتی تلاش و با طرح و برنامه های زیادی در مورد مهار جنگ، با اینکه مورد اعتماد کامل اوباما قرار گرفت و به درخواست اوبه ارسال نیرو های بیشتری به افغانستان تصمیم گرفته شد. اما چند روز قبل در یک مصاحبه با مجلۀ امریکایی رولینگ استون، حکام دولت اوباما را به مسخره گرفت و تیم او نیز بر این مسخره هرچه یاد داشتند، افزودند و به این خاطر از کار برکنار و عوضش جنرال چهار ستارۀ دیگر امریکایی، دیوید پتریوس که در سالهای اخیر نامی آشنا برای افغانها بود به این سمت از سوی رئیس جمهور امریکا برگزیده شد و سنای امریکا با اکثریت کامل این وظیفۀ او را تائید نمودند و بالاخره بعد از ملاقات با راسموسن منشی عمومی ناتو در بلژیک و مفاهمه در مورد جنگ افغانستان و ستراتیژی مک کریستال اینک به کابل آمد. پتریوس که جنرال کارکشتۀ است و تجارب جنگ عراق را با خود دارد، در حالی به افغانستان زمام فرماندهی را به دست میگیرد که اوضاع امنیتی افغانستان از هر زمانی اشفته تر میباشد. جنگ در شمال افغانستان گسترش یافته و ولایاتی چون کندز، بغلان، غزنی، قندهار و هلمند در بد ترین وضعیت امنیتی در هشت سال گذشته قرار دارند و به گفتۀ معین امنیتی وزارت داخله از 364 ولسوالی در کل کشور، 355 آن به درجات مختلف در گیر جنگ و نا امنی میباشند. علاوتاً درجۀ فساد از هر زمانی بیشتر میان کمک کنندگان غربی و ادارۀ افغانستان بالا گرفته و نارضایتی در میان تمام اقشار جامعۀ وجود دارد ونسبت به هر زمانی همه گیر شده است، علاوتاً برخی از اعضای پیمان ناتو از جمله کانادا، هالند، پولند و ایتالیا میخواهند تا نیرو های شان را در سال 2011 که چند ماه بیشتر به آن نمانده از افغانستان خارج سازند که بار جنگ بیشتر بر دوش امریکا و انگلیس خواهد ماند . اینکه جنرال پتریوس به عنوان مسئول اول امنیتی ومبارزه علیه تروریزم و مواد مخدر در افغانستان چگونه قادر به تغییر در وضعیت کنونی خواهد شد، باید در آینده و در عمل دیده شود. جنرال ستنلی مک کریستال که طرح های خاصی برای جنگ در افغانستان تدارک دیده و قبل از آنکه اقدام به عملی کردن آن نماید، از کار برکنار گردید و اینک پتریوس تصمیم دارد تا همان ستراتیژی کریستال که مبنی بر جلوگیری از قتل غیر نظامیان است را پیش ببرد، علاوتاً میگوید که تلاش خواهد کرد تا درین جنگ از قتل نظامیان خارجی نیز در افغانستان جلوگیری نماید. زیرا درین اواخر این گراف به شدت بالا رفته و درهمین ماه جون بیش از صد نفر از نیرو های ناتو در افغانستان به قتل رسیده اند که بیشتر آنان را سربازان امریکایی و انگلیسی تشکیل میدهند. مک کریستال میگوید که در مورد نحوۀ استفاده از قوای هوایی در افغانستان فکر خواهد کرد، چون مک کریستال درین اواخر استفاده ازین قوا را در افغانستان برای جلو گیری از قتل غیر نظامیان بسیار کاهش داده بود. با اینکه مک کریستال با حزم و احتیاط بسیاری در جنگ افغانستان حرکت میکرد و گراف قتل ملکی ها بعد از آمدن او بسیار کاهش یافت و با کرزی روابط بسیار نزدیکی بر قرار کرد و در هر مسافرتی عوض سفیر امریکا او کرزی را همراهی میکرد و کرزی برای دوباره ماندن او در افغانستان از اوباما در خواست کرد، اما دیده شد که با آمدن او طالبان تا دروازه های کابل رسیدند و برخی از مناطق شمال را تصرف کردند. این دو مسئله که یکی دیگری را تقویت و تکمیل میسازد، برای پتریوس مهمترین مشکل را خلق خواهد کرد و اینکه پتریوس این پارادوکس را چگونه حل خواهد نمود تا حال چیزی نگفته است. عملیات در مارجه نتیجۀ ملموسی برای امنیت نداشت و عملیات امید در قندهار به راه نیافتاد تا دیده میشد که پلان های کریستال چقدر درست است و به چه پیمانه برای تغیر وضعیت کمک میکند. پتریوس نمیتواند این ناکامی ها را نادیده بگیرد و اینکه برای سنجش هایش چقدر زمان میخواهد باید آنرا در عمل دید. مک کریستال تیم خاصی برای اداره جنگ در افغانستان تشکیل داده بود و اینکه آیا این تیم مورد پسند پتریوس هم قرار خواهد گرفت و یا دران تغییری به وجود خواهد آورد بازهم به زمان نیاز دارد. پتریوس باید از سد تمام این موانع و مشکلات بگذرد و روشی در پیش گیرد که ازیکطرف به تنش میان کرزی و امریکا خاتمه دهد و از سوی دیگر طالبان را بیشتر هدف قرار داده و مانع کمک های ایران و پاکستان برای طالبان گردد، مرز ها را مستحکم کند و بر حکومت داری نسبتاً خوبی تاکید نماید و آهنگ باز سازی در افغانستان را سرعت بخشد و بالاخره از نارضایتی شدید و گستردۀ مردم در افغانستان بکاهد، با اینکه عبور ازین همه مشکلات بی شباهت به گذر از هفتخوان رستم نیست، اما ناممکن به نظر نمیرسد.