پس از آن که امان‌ به پدرزنش تماس گرفت، خسرش با هراس‌تمام تماس را قطع کرد و بلافاصله به خانۀ دخترش شتافت. اما به محض رسیدن به خانۀ وی، تن‌ بی سر نواسه‌اش را یافت.
پیش از رسیدن این پیرمرد، امان سر پسر هفت ماهه‌اش به اسم رحمان را از تن‌اش جدا کرده و تن بی‌سر را همانند زباله از خانه بیرون انداخته بود.
همسایه‌های امان می‌گویند که امروز نیز مثل هر روز دادوفریاد امان بالا گرفت و آنان هم از سر عادت این سروصداها را نشنیده گرفتند؛ بی خبر از آن که این مرد خشمگین و به گفتۀ مردم محل «این معتاد، این بار از خیرجان فرزندش نیز گذشته است.»
امان و همسرش به همراه دو دختر و پسر مقتولش، در ولسوالی بهسود ننگرهار زنده‌گی می‌کردند. جدا از اعتیاد و روان‌پریشی، امان از توان مالی چندانی نیز برخوردار نیست و بارها بر سر این مسایل خانه را به آشوب می‌کشید و دست آخر زنش را از خانه بیرون کرده است.
اما امان در اعترافاتش روایت دیگری از این سلاخی بیان کرده و خسرش را متهم می‌کند که قصد داشته به زور همسر و فرزندانش را از وی بگیرد. امان هم به خشم آمده و با بریدن سر پسرش، تلافی می‌کند.
حضرت‌حسین مشرقی‌وال، سخنگوی فرماندهی پولیس ننگرهار می‌گوید، با این که امان به جرمش اعتراف کرده، اما نیروهای امنیتی تلاش‌هایش‌شان را برای بررسی تمامی ابعاد این پرونده آغاز کرده‌اند.