سخنرانى سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان به مناسبت پنجمین سال گرد پیروزى در جنگ تابستان 2006 بر اشغال گران و مهاجمان اسرائیلی سخنانی را ایراد کرد. به گزارش دفتر بیروت شبکه پرس تی وی، سید حسن نصرالله در این سخنرانی اظهار داشت: خداوند در قرآن کریم مى فرماید: "بسم الله الرحمن الرحیم *واذکروا إذ أنتم قلیل مستضعفون فی الأرض تخافون أن یتخطفکم الناس فآواکم وأیدکم بنصره ورزقکم من الطیبات لعلکم تشکرون*". خداوند را سپاس مى گوییم به خاطر پیروزى اش و رحمت اش و لطف اش بر ما. و به همه شما این پنجمین سال گرد پیروزى الهى را تبریک مى گویم. ضرورت دارد از مادران تمامى شهدا، شهداى ارتش، شهداى مقاومت، خانواده همه مجروحان و همه اسیرانى که به وطن بازگشتند و از همه کسانى که با مشارکت خود، با قدم هاى خود، با اشک هاى خود، با لبخند خود و با دعاى خود در همه جهان اسلام در این پیروزى سهیم بودند، تشکر کنیم. تحلیل عوامل پیروزى ارزش زیادى دارد. یکى از مهم ترین عوامل پیروزى ما و شکست دشمن، پایدارى، ایستادگى و اصرار بر مواضع خود در همه جبهه هاست. ایستادگى و پایدارى مقاومان و مبارزان که معجزه اى حقیقى را در این جنگ رقم زد، ناشى از همین عامل است؛ چگونه چند هزار مبارز بدون هیچ پشتوانه هوایى، در همه دره ها و کوه ها و مرزها، در زیر همه نوع آتش هوایى، زمینى و دریایى، در مواضع خود ثابت ماندند، امرى که از دید علمى غیرقابل توجیه است. رزمندگان تا آخرین روز در هر مکانى که بودند، باقى ماندند، تا روز آخر اسرائیل توقع داشت در زیر هر سنگى در بنت جبیل، رزمنده اى را ببیند. همین ایستادگى و مقاومت رزمندگان باعث شک و تردید، دو دلى، و بى اعتمادى بین فرماندهان اسرائیلى و سیاست مداران و بین فرماندهان و سربازان و بین دولت مردان و مردم اسرائیل شد. این جنگ تاثیرات تخریب کننده بسیار زیادى بر اعتماد به نفس و اعتماد به مافوق در سرزمین هاى اشغالى داشت. و در مقابل، پایدارى و ایستادگى، باعث تاثیرات روانى بر همه کشورهاى منطقه شد؛ و همه منطقه، به بر حق بودن "راه و روش" مقاومت، و ضرورت جنگ با دشمنان ایمان آوردند. دشمنان در تمام این مدت در واقع به دنبال ترمیم همین نتایج جنگ بودند، آن ها تمام برنامه ها و اهداف خود را بر مبناى همین بازگرداندن اعتماد به نفس در سرزمین هاى اشغالى بنا گذاردند. این عامل در واقع عامل اصلى در پیش بینى هرگونه جنگى در آینده است. "تلاش" براى جبران شکست هاى نظامى اولین اقدام آن هاست. تلاش براى جبران هدف قرار گرفته شدن "ناو نظامى" در دریا، جبران هدف قرار گرفتن تانک ها در مرزهاى زمینى، جبران ناکامى هوایى آن ها در هدف قرار دادن مراکز مقاومت. در واقع تمام این مانورها، پیشرفت هاى نظامى و ... با همین هدف صورت مى گیرد. در واقع یکى از اصلى ترین اهداف این تلاش هاى فوق العاده براى بهبود وضعیت نظامى خود، جبران از بین رفتن اعتماد به نفسى است که در طى جنگ تخریب شده بود. اما وقتى موضع گیری هاى افسران را بررسى مى کنیم، مى بینیم آن ها در این امر ناکام ماندند. جداى از مشارکت ضعیف شهروندان اسرائیلى در این مانورها، فرماندهان تصمیم داشتند این مفهوم را به شهروندان اسرائیلى بفهمانند که اسرائیل با شیوه هاى نظامى و حتى با سیستم هاى ضدموشکى، نمى تواند مانع هدف قرار گرفته شدن پشت جبهه خود باشد؛ و همچنین، ارتش اسرائیل نیز قادر نیست منابع آتش افروزى مقاومت را در زمین مقاومت، خنثى کند؛ و وضعیت جدیدى بوجود آمده است که مشارکت فوق العاده شهروندان اسرائیلى را مى طلبد، فرماندهان ارتش به مردم خود بگویند که خود را آماده کنند براى وضعیت جدید و اعتماد به فرماندهان خود نیز داشته باشند. عامل دوم، رسانه اى است. رسانه هاى اسرائیلى در این مدت سعى کردند با دیدى متفاوت به جنگ نگاه کنند. از سال 2006 به بعد، همه رسانه هاى اسرائیلى از این جنگ به عنوان یک "شکست" نام مى بردند. اما در این مدت اخیر، آن ها سعى مى کنند براى آن جنگ موفقیت ها و پیروزی هاىی را نیز بیابند. به عنوان مثال، شیمون پرز که اکنون رییس جمهور اسرائیل است، تنها بازمانده از نسل قدیم فرماندهان بزرگ اسرائیلى به حساب مى آید، مى گوید در جنگ 2006، فلانى (سید حسن نصر الله) که من باشم را به درون پناهگاه ها کشاندیم، و موفقیت دومى که از آن یاد مى کند، این است که آرامش را به مرزها بازگردانده و از شلیک موشک ها به داخل اسرائیل جلوگیرى کردند. به یاد بیاوریم، شیمون پرز که در آن زمان جزو همان دولت شکست خورده بود و در کمیته وینوگراد صحبت مى کرد، گفت: "در این جنگ همه دنیا با ما بودند، نه به خاطر این که ما بر حق بودیم بلکه به خاطر این که ما را ضعیف دیدند، و با ما هم دردى مى کردند". باید یادآورى کنیم، هیچ گاه قبل و بعد از جنگ وارد کردن این جانب به پناهگاه ها هدف نبوده و در لیست اهداف آن ها نیز چنین هدفى بیان نشده است. خود آن ها اعتراف مى کنند که هیچ کدام از اهداف جنگ محقق نشده است؛ خود آن ها مى گویند که هدفشان در این جنگ نابود کردن حزب الله بود. هدفشان تاسیس خاورمیانه اى جدید بود، بازگرداندن دو اسیر بدون هیچ قید و شرطى بود که هیچ کدام محقق نشد. در مورد آرامش در مرزها، باید به آن ها بگوییم که قبل از جنگ نیز مرزها آرام بود و تا زمانى که آن ها جنگ افروزى نکنند، مرزها آرام خواهد ماند؛ و این آرامش به خاطر پیروزى مقاومت در سال 2000 بود، و به خاطر ترس آن ها از عملیات مقاومت است که مرزها آرام است و اسرائیل جرأت تجاوز به این سرزمین و مردم آن را ندارد. نیازى نبود که جنگى با این تخریب و کشتار به راه بیاندازند تا مسئله اى که تحصیل حاصل بوده را به دست بیاورند. این چگونه آرامشى است؟ چگونه موفقیتى است که خود آن ها مى گویند نتایج هر جنگى در آینده براى آن ها نامعلوم است؟ بلکه برخى از آن ها صراحتا مى گویند هر جنگى در آینده نتایج مصیبت بارى براى اسرائیل برجاى خواهد گذاشت. به همین جهت است که مجبور شدند به سازمان هاى بین المللى پناه ببرند تا افراد شریفى از حزب الله را ناجوان مردانه به ترور رفیق حریرى متهم کنند. تمام این ها براى این است که اعتماد به نفس خود را بهبود ببخشند، ولى ناکام ماندند. در مقابل، اعتماد به نفس مقاومت و طرفداران مقاومت اکنون در بهترین وضعیت آن است. مدتى است که آن ها سعى مى کنند ادبیات نظامى ما را تقلید کنند، مثلا مدتى است که مى گویند به لبنانى ها وعده مى دهیم در جنگ آینده شاهد امور غیرمنتظره اى باشید. این ادبیات به شما نمى آید، این ادبیات ماست؛ زیرا شما از پشتوانه تمام کشورها و قدرت هاى بزرگ جهان و هرگونه کمک نظامى و تسلیحاتى و سیاسى برخوردار هستید؛ و طبیعى است که در سایه این پشتیبانى هاست که وقتى ایستادگى مقاومت را دیدند شگفت زده شدند. ما به آن ها مى گویم به حرف ژنرال هاى خود گوش کنید، همین فرمانده جبهه شمال، در لبنان بود و مزه شکست را احساس کرد، وى در کمینى در لبنان محاصره شد و چهار گلوله در سینه اش جاى گرفت. ما جنگ طلب نیستیم، ولى بدانید، در صورتى که جنگى به راه بیافتد، ما دوباره پیروز خواهیم شد، و این وعده من است همان طور که همیشه به شما وعده پیروزى را مى دادم. موضوع دوم، مسئله نفت و گاز در مرزهاى آبى مشترک است، زیرا این موضوع به حمایت مردمى ملى و میهنى نیاز دارد، این مسئله جاى شک نیست که داشتن ثروت براى کشورى مانند لبنان هدفى حقیقى است، و خداوند لطف کرده و ثروتى بزرگ در منطقه آب هاى مرزى لبنان قرار داده است. حجم این منابع نفتى در حدود صدها میلیارد دلار است که رقم بزرگى است و ما در لبنان تا به حال چنین رقمى را نشنیده ایم؛ تنها رقمى را که شنیده ایم، وام 55 میلیارد دلارى کشورمان است. طبیعى است که براى استفاده از این منابع نفتى و بهبود وضعیت معیشتى لبنان، به بهره بردارى از این منابع نیاز داریم. حتى بازگشت مهاجران لبنانى به وطن خود به بهره بردارى از این منابع وابسته است. پیش بینى مى شود که از سال 2012 برنامه ریزى جدى براى بهره بردارى از این منابع درنظر گرفته شود، مساحت این منابع 22 هزار و پانصد کیلومتر مربع است، در این میان، 850 کیلومتر مربع را اسرائیل به طور یک جانبه به آب هاى مرزى خود ملحق کرده است که در این مساحت، منابعى در حدود میلیاردها دلار وجود دارد. و لبنان به طور رسمى بر این باور است که این منطقه نیز جزو آب هاى ساحلى لبنان است. قبل از این که موضع مقاومت را بگویم، لازم است توضیح دهیم که ما چیزى به اسم اسرائیل نمى شناسیم، و اصولا حقى را براى اسرائیل نه در بهره بردارى و نه در استخراج منابع نفتى قائل نیستیم. این دیدگاه ما یک دیدگاه استراتژیک است، ولى در عمل، دولت لبنان مجبور است بر اساس وقایع موجود، مسئله استخراج از منابع نفتى خود را حل کند. الف) قبلا گفتیم که هر سرزمینى را که دولت لبنان، خاک لبنان بداند، مقاومت خود را به حفاظت از آن ملزم مى داند، همین امر نیز در مورد آب هاى ساحلى لبنان نیز صادق است و هر آبى را که دولت لبنان جزو مرزهاى خود بداند، مقاومت به حفاظت از آن ملزم است. ب) ما از دولت لبنان مى خواهیم مسئله استخراج از منابع نفتى لبنان را یک اولویت ملى و میهنى خود قرار بدهد؛ مسئله وقت در این موضع خیلى مهم است. دولت کنونى لبنان، بهترین فرصت را براى بهره بردارى از این منابع در دست دارد. تعیین آب هاى مرزى با دولت لبنان است و ما اطمینان داریم که دولت لبنان در مسئله استخراج منابع نفتى از هیچ اقدامى فروگذارى نکرده و در این امر هیچ تعللى نخواهد کرد. ج) ما به همه کشورها و شرکت هاىی که تصمیم دارند در این بهره بردارى از این منابع نفت و گاز وارد شوند، مى گوییم که لبنان قادر است که از این پایگاه ها و ایستگاه هاى استخراج نفت و گاز حمایت کند، زیرا کسى که قرار است به این ایستگاه ها تعدى کند، خود داراى ایستگاه است؛ و مقاومت در برابر هر تعدى به این تاسیسات، مقابله به مثل خواهد کرد و در نتیجه به همگان با اطمینان مى گویم که مقاومت قادر است از تاسیسات نفت و گاز خود، حمایت کند. د) در مورد 850 کیلومتر مورد اختلاف، با توجه به این که دولت لبنان آن را جزو آب هاى مرزى لبنان مى داند ما آن را سرزمین اشغال شده مى دانیم و دشمن را از هرگونه بهره بردارى از این منطقه برحذر مى داریم. البته دولت لبنان با شیوه هاى دیپلماتیک تلاش خواهد کرد این منطقه را به آب هاى رسمى لبنان بازگرداند و این حق لبنان است. و بهره بردارى از این منطقه به نفع همه شهروندان لبنان از هر فرقه و مذهبى است. ما دشمن را نسبت به هر تعدى به آب هاى مرزى لبنان برحذر مى کنیم. آخرین کلام، لبنان ملزم است از همه علل و عوامل قدرت که به حفظ حقوق طبیعى لبنان منتهى و یا به بازگرداندن حقوق طبیعى لبنان منجر مى شود، استفاده کند و در این میان یکى از این مهم ترین علل و عوامل قدرت لبنان، معادله "ارتش ، ملت و مقاومت" است. ما در پایان از خداوند مى خواهیم که مردم منطقه را از شر هر فتنه اى ایمن سازد.