مزار شریف و ولایت باستانی و بزرگ بلخ این روزها دستمایه و بازیچه ی غفلت و ناآگاهی و لجبازی کودکانه ی ارگ ریاست جمهوری در کابل و والی ولایت مذکور در مزار شریف قرار گرفته است بگونه ای که هر آن احتمال وقوع خانه جنگی و سقوط آن می رود.

امتیازات و شرایط خاص این ولایت بزرگ و کلیدی در صفحات شمالی افغانستان موجب شده است تا همواره دندان های تیز شده و طمع حکمتیار، طالبان، داعش و دیگر مخالفان مسلح از یکسو و بازار رقابت تنگاتنگ اروپایی ها و یانکی های امریکایی از سوی دیگر، بر سر تصاحب مزار شریف همواره داغ باشد.

اما برخلاف برنامه ریزی ها و مهره چینی های ناتو و بنیادگرایان افراطی، هیچ یک نتوانسته اند چنان که باید و شاید از موقعیت خاص ژئوپولیتیک بلخ اعم از راه ابریشم و نیز معادن و منابع بیشمار آن و پل میانبر این ولایت برای رسیدن به مرز روسیه بهره مند و متنفع شوند و بتوانند تمام و کمال از آن بهره گیری نمایند تا اینکه...

تا اینکه اشرف غنی از چوکی ریاست جمهوری و ارگ کابل و عبدالله از چوکی کاخ سپیدار و ریاست اجرایی با عطا محمد نور از چوکی والی بی چون و چرای ولایت بلخ و عبدالرشید دوستم از چوکی معاونت اول و مرد شماره یک ازبک تبارها و ترک های صفحات شمال به جان هم افتادند و موقعیت بلخ را به مراتب متزلزل و تضعیف ساختند.

گرچه بهانه های واهی بسیاری برای خانه جنگی ارگ و دشمنی علنی و عینی افراد مذکور و بیشمار دیگر حامیان از قلم افتاده ایشان تراشیده می شود اما در اصل، همه ناخودآگاه و غفلت زده، بازیچه و عروسک خیمه شب بازی رقابت اتحادیه اروپا با امریکا بر سر منابع و منافع مزار شریف قرار گرفته اند و بی آنکه خود بدانند و آگاه باشند بلخ را دودستی تقدیم خارجی ها و مخالفان مسلح خواهند کرد.

همانگونه که پیش از این بارها و به مراتب شاهد و شنونده ی سوء استفاده یانکی ها و مخالفان مسلح از چنددستگی و تشتت و تفرق آرای مسوولین و ارگ نشینان و چهره های شاخص قومی مذهبی و حزبی بوده ایم؛ این بار نیز به جرات می توان مدعی شد که جنگ در مزار شریف نه جنگ پشتون ها و ازبک ها و تاجیک ها و هزاره ها بلکه جنگ امریکایی ها و اروپایی ها و زورآزمایی آنها در تصاحب هرچه بیشتر بلخ و شمال است و بس!