رجوع
آزادی قدس؛ استراتژی مقدس جهان اسلام
تاريخ النشر: 1390/05/31 0:0رمز الخبر: 6463المصدر: آژانس خبری ایرکا

قدس» شهر مقدسی است که «عمرو بن عاص بن وائل» در صدر اسلام آن را فتح و صلاح الدین ایوبی آن را در 1187 میلادی از چنگ صلیبی ها آزاد کرد و سلیمان قانونی در قرن 16 دیوارهای آن را بنا نهاد. این شهر جایگاه خاصی در میان مسلمانان دارد.
«قبه الصخره» و «مسجدالاقصی» دو مکان مقدسی هستند که در این شهر قرار دارند و نخستین قبله و سومین حرم شریف جهان اسلام و محل عروج پیامبر(ص) به شمار می آیند.
قدس از زمان اشغال صهیونیست ها در سال 1967، پایتخت ابدی اسرائیل اعلام شد. تمام نگاه ها به قدس دوخته شده و قلوب مسلمین و مسیحیان متوجه آن است، به همین علت یهودیان تلاش می کنند برای خود تاریخی بسازند و تمام تلاش خود را بر یهودی کردن آن متمرکز کرده و ادعا می کنند «دیوار ندبه» از آن ایشان است.
قدس را با توجه به اهمیت جایگاهی که از آن برخوردار است، باید از شهرهای بسیار مهم و حساس جهان تلقی نمود، به گونه ای که در حال حاضر تبدیل به اساس منازعه بین رژیم اسرائیل از یک سو و مسلمانان، بالاخص ساکنان و مالکان اصلی قدس و سرزمین های اشغالی از سوی دیگر، شده است. اهمیت اصلی این شهر از آن حیث است که مرکز سه دین آسمانی اسلام، مسیحیت و یهودیت می باشد؛ نقطه مشترکی که بیانگر و مجسم کننده مقوله اسلامی می باشد و با آیین ها و ادیان دیگر متفاوت است.
خداوند مسجدالاقصی را در این شهر قرار داد و آن را مبارک گردانید و این شهر را برگزید تا نقطه تماس و ارتباط سه دین آسمانی باشد. اما سیاست یهودی سازی و احداث شهرک های مسکونی یهودی و خود احتکارسازی و از بین بردن نمادهای اسلامی در کنار سایر سیاست های توسعه طلبانه و نژادپرستانه این رژیم که در حال حاضر در قدس در حال وقوع است، شدیداً با هویت، ماهیت و مفهوم این شهر مقدس، در تضاد و تعارض است.
بنابراین یادداشت حاضر در صدد بررسی و تحلیل سیاست های اعمالی صهیونیستی در سرزمین های اشغالی به ویژه قدس شریف در دهه های اخیر و همچنین نیم نگاهی گذرا به برنامه ها و طرح های عملیاتی این رژیم برای نابودی و از بین بردن این شهر مقدس و مصادره آن در راستای منافع صهیونیسم جهانی و نیز ارائه تحلیلی مختصر از چشم انداز سیاست های صهیونیستی در این نقطه از جهان است.
لازم به ذکر است محوریت یادداشت حاضر «قدس» می باشد، همچنانکه در معادلات سیاسی- امنیتی و برنامه های راهبردی اسرائیل هم از جایگاه فوق العاده ای برخوردار است. کاشت پدیده صهیونیسم و یا اصطلاح جهانی آن، یعنی «دولت یهودی» و همچنین رشد و توسعه و تقویت آن از مهمترین نتایج حاصل از پایان جنگ جهانی دوم بود که در سال 1948 در جهت پاره ای از منافع استراتژیکی و برنامه های راهبردی، توسط قدرت های بزرگ بالاخص بریتانیا و بعدها ایالات متحده آمریکا صورت گرفت.
قدرت های فاتح پس از خاتمه جنگ دوم جهانی، با برآورد ظریفی که از منافع و سیاست های تعدی گرانه خود در اقصی نقاط جهان بدست دادند، به این نتیجه رسیدند که در یکی از مهمترین و استراتژیکی ترین نقاط جهان یعنی خاورمیانه نیاز به یک واحد جعلی و دست ساخته سیاسی است که با مهار دولت های معارض و منافی منافع غربی در این منطقه، روند بهره برداری های سیاسی و اقتصادی در این نقطه از جهان را برای آنها تسهیل کرده، افزون بر آن به آرزوی دیرینه اشخاص و برخی گروه های افراطی و نژادپرست یهودی با تفکرات زننده صهیونیستی هم، جامه عمل بپوشانند.
بنابراین با یک تیر دو هدف را نشانه گیری و به آن شلیک کردند؛ «بهر برداری، حفاظت و تضمین منافع خودی» و «تأسیس دولت جعلی عبری» در قدس شریف.
اما نکته حائز اهمیت در این مبحث، کم و کیف شکل گیری و ادامه حیات این دولت جعلی است که نه تنها از پایه غیرقانونی است بلکه، در اساس هم از مبانی مشروع سیاسی، حقوقی و ارزشی برخوردار نبوده، و محققاً دوام و قوام حیات آن نیز نیازمند پرداخت هزینه های سنگین و گزافی است که باید توسط مسلمانان پرداخت شود، که کمترین هزینه آن همان مسئله ای می باشد که نظام بین الملل سال های متمادی است نظاره گر آن است، یعنی قتل و کشتار تعداد زیادی از مسلمانان آزادی خواه و بی گناهی که برای سال های طولانی، شاهد اشغال سرزمین های آباء و اجدادی شان از طرف گروهی نژادپرست، توسعه طلب و اشغالگر بوده که از خانه و کاشانه خویش با زور سرنیزه و توپ و تانگ بالاجبار باید اخراج شوند.
صهیونیست ها برای ادامه حیات و بقای رژیم شان در سرزمین های متعلق به فلسطینیان بالاخص در قدس شریف از زمان شکل گیری، بطور کلی و محققا ًبه دو دسته سیاست های سخت افزاری و طرح های نرم افزاری متوسل شده اند،که با حمایت های همه جانبه بازیگران مطرح نظام بین الملل و در رأس آنها آمریکا که متنفذترین و ثروتمندترین گروه های یهودی(در حدود 7 میلیون نفر) را در خود جای داده است صورت می گیرد.
استفاده از ابزارهای نظامی و تسلیحاتی، قتل و کشتار فلسطینیان و ساکنان سرزمین های اشغالی، ترور شخصیت های برجسته و تأثیرگذار هسته های مقاومت، دستگیری و زندانی کردن مبارزان و فعالان فلسطینی و توسل به اهرم های فشار از جمله محاصره و تحریم برخی مناطق حساس فلسطین همچون شهر باریکه غزه و قدس شریف و منع آمد و شد مسلمانان در آنها، مهمترین برنامه هایی است که در قالب طرح های سخت افزاری از نخستین روزهای شکل گیری این رژیم انجام می گیرد که بیشتر شامل رویکردهای نظامی برخوردار از ماهیت خشونت گرایانه است؛ مانند حوادثی که بصورت قتل عام فلسطینیان در صبرا و شتیلا و ده ها حادثة دیگر نظیر کیبیا (1953)، متیلا (1956)، باریکه غزه (1971) و هجوم خونین دوباره به ساحل چپ رود اردن (2002) و مواردی تکان دهنده از این قبیل انجام شده است.
اما توسل به برنامه های نرم افزاری و طرح های ظاهراً غیر نظامی مهمترین بخش از سیاست های صهیونیستی برای بقاء و استمرار دولت جعلی شان است که البته صهیونیست ها برای افزایش ضریب موفقیت آن ها هم، به زور و خشونت و کشتار متوسل شده اند. بنیانگذاران این رژیم از همان ابتدا به این امر کاملاً واقف بودند که استواری و بقاء پروژه صهیونیسم امکان پذیر نیست مگر اینکه طرح های نرم افزاری شان منجر به نتیجه گردند.
بصورت کلی ضعف یا تضعیف محیط پیرامونی، دریافت کمک های مالی و بخصوص اشغال اراضی فلسطینی و جذب بیشترین تعداد یهودیان از سرتاسر جهان را می توان در زمره اصلی ترین طرح های نرم صهیونیستی برای بقاء و دوام پدیده صهیونیسم نامید که در حال حاضر نیز تمام تلاش صهیونیست ها در این راستا کماکان ادامه داشته و همزمان در این مسیر از ابزارهای نظامی نیز استفاده می شود.
قدس شریف در طرح های نرم افزاری صهیونیست ها از جایگاه استراتژیکی برخوردار است. بویژه طی دو دهه اخیر رهبران صهیونیست بخش عمده ای از اولویت و محوریت برنامه های نرم و همچنین حجم سنگینی از توانشان را به ایجاد سامانه های مسکونی و یهودی سازی شدید مناطق اشغالی با محوریت قرار دادن قدس شریف اختصاص داده اند که در حال حاضر با صرف هزینه های میلیاردی دنبال می شود. در واقع تمرکز شدید بر گسترش شهرک های مسکونی و یهودی سازی مناطق اشغالی بویژه مناطق اطراف بیت المقدس، چکیده مجموعه برنامه های صهیونیستی برای نابودی قدس و تأسیس دولت صهیونیستی در اراضی اشغالی می باشد.
آریل شارون ژنرال پیر صهیونیستی، که در تمام جنگ های اسرائیل ضد اعراب و فلسطینی ها شرکت و نام خود را بر عناوین بسیاری از ترورها و قتل عام ها نیز حک کرد است، را می توان معمار سیاست شهرک سازی در سرزمین های اشغالی و شهر قدس نامید.
به هرحال ایجاد فزاینده سامانه های مسکونی و یهودی سازی قدس و الحاق آن به اسرائیل که با قوانین و مقررات بین المللی در تضاد بوده و مغایر قطعنامه های صادره در مورد فلسطین می باشد با سرعت بی وقفه دنبال می شود. همچنان که در مقدمه بیان شد شهر قدس علاوه بر تقدس و شأنیت مذهبی و اسلامی که برای مسلمانان دارد، از زوایای گوناگون برای صهیونیست ها نیز حائز اهمیت فراوان است بگونه ای که رهبران صهیونیستی و در رأس آن ها گروه های افراطی یهودی تأسیس و بقاء دولت عبری اسرائیل را در نابودی هویت و ماهیت اسلامی قدس و یهودی سازی آن می بیننند.
صهیونیست ها در وهله از زاویه مذهبی به اهمیت این شهر می نگرند. زمانی که تأسیس اسرائیل در کشورهای دیگر مانند اوگاندا، سیبری و یا اتریش برای یهودیان جهان مطرح گردید آن را رد کردند چون سازمان جهانی صهیونیسم ملاحظه نمود، تنها راه گرد آوردن یهود در یک کشور عامل مذهبی است. به همین علت بر فلسطین اصرار ورزیدند، نه از آن جهت که سرزمین فلسطین را دوست دارند، فقط از این جهت که بر قدس استیلا یابند، چون قدس نیرو، انگیزه و محرکی مذهبی برای یهودیان است.
با اینکه رهبران جنبش صهیونیسم و اصلاً خودجنبش، جنبشی لامذهب و لائیک بوده است اما آنها دریافتند تنها راه جمع آوری و گردآوری یهود، قدس است، به همین دلیل مقرر ساختند، دولت یهود در این کشور ایجاد شود این در حالی است که منافع استراتژیک از جمله منافع استراتژیک بریتانیا نیز در کنار این گرایش مذهبی قرار گرفت، بنابراین توأم شدن منافع مذهبی و استراتژیک باعث شد تا فلسطین قربانی طرح نژادپرستانه صهیونیسم شود.
اهمیت قدس برای صهیونیست ها را در این جمله معروف "بن گورین" نخستین نخست وزیر رژیم صهیونیستی می توان مشاهده کرد که «اسرائیل بدون قدس و قدس بدون هیکل (معبد سلیمان) وجود ندارد و این سه بدون یکدیگر بی معنا هستند». بنابراین ملاحظه می شود که قدس تا چه اندازه برای صهیونیست ها دارای اهمیت استراتژیکی است.
یهودی سازی قدس با قدرت تمام در همه زمینه ها در حال انجام است. حتی در خود ایالات متحده نیز تبلیغات بسیاری با صرف هزینه های میلیاردی برای غصب اراضی و یهودی سازی شهر قدس و نواحی اطراف آن صورت می گیرد. 35 سال از اشغال قدس شریف توسط صهیونیست ها می گذرد و در این مدت صهیونیست ها از هیچ کوششی برای یهودی سازی این شهر اعم از تخریب آثار و بناهای اسلامی، اخراج فلسطینیان، غصب اراضی، ایجاد سامانه های مسکونی و... دریغ نورزیده اند.
صهیونیست ها برای تحقق اهدافشان، اولویت برنامه هایشان را به ایجاد سامانه های مسکونی یهودی اختصاص داده اند بطوریکه فقط در کرانه باختری 334 هزار نفر یهودی ساکن این شهرک ها شده اند.کابینه اسراییل حدود دو میلیارد شیکل (واحد پول رژیم صهیونیستی) معادل 600 میلیون دلار برای ساخت و توسعه شهرک ها در دو سال آینده اختصاص داده است و این علاوه بر مبالغی است که در بندهای دیگر بودجه گنجانده شده است.
باوجود تعهدات بین المللی، دولت جعلی عبری در ماه مارس عملیات ساخت و ساز در دهها شهرک صهیونیست نشین را آغاز کرد و بدون هیچ ترس و واهمه و یا پنهان کاری، به صراحت از موافقت با اجرای این طرح ها در سراسر اراضی تحت اشغال خود در کرانه باختری که 50 درصد از اراضی این منطقه را شامل می شود، خبر داد. دولت عبری در این راستا، تقریبا با ساخت 1000 واحد مسکونی جدید در شهرک «گیلو» واقع در بخش شرقی قدس که برخلاف بخش غربی آن ،بیشترین سکنه یهود را در خود جای داده است و احداث 13 شهرک جدید در این منطقه و به ویژه در محله شیخ جراح موافقت کرده است.
همچنین مطابق گزارش های منتشره از سوی وزارت خارجه دولت فلسطین حدود 350 واحد مسکونی در شهرک های صهیونیست نشین «بیتار عیلیت» در جنوب غرب بیت لحم و «کارنیه شومروندر» نابلس در حال ساخت است. صهیونیست ها همچنین طرح ایجاد 30 شهرک جدید در قدس را در دست بررسی دارند و در هفته های اخیر نیز برای ساخت وساز 1600 واحد مسکونی در شرق بیت المقدس و 930 واحد مسکونی در حوالی منطقه حرهما در قدس مجوز صادر کرده اند و همزمان اعلام کردند در هفته های آتی طرح ساخت 2700 خانه جدید را ابلاغ خواهند کرد.
«سازمان یونسکو» که بزرگ ترین سازمان فرهنگی جهان به شمار می آید، بیانیه ها و درخواست های بسیاری برای جهانیان صادر کرده است تا بر اسرائیل فشار آورند و مانع یهودی سازی قدس توسط اسرائیل از طریق از بین بردن نشانه های اسلامی و مسیحی آن شوند.
قدس تا به آن حد مورد تاخت وتاز صهیونیست ها شده است که حتی محل تأسیساتی که خود سفارت خانه جدید آمریکا در قدس غربی ایجاد کرده است، بخشی از اراضی مورد استفاده آن متعلق به موقوفات اسلامی بوده و بخشی دیگر از آن خانواده ها و خاندان های اسلامی مانند «خاندان طالب» بوده است.
قدس در حال حاضر در مقابل دو موضوع اساسی قرار دارد، موضوع مذهبی و موضوع حقوقی. در ارتباط با بعد حقوقی، قدس شهری اشغال شده است و قطعنامه های سازمان ملل متحد همه خواهان عقب نشینی و خروج نیروهای اسرائیلی از اراضی اشغالی از جمله قدس هستند. اما در بعد مذهبی، قدس شهری سمبلیک برای مسلمانان و در عین حال مسیحیان است و نمی توان آن را بصورت یکجانبه و خودسرانه مصادره و یهودی سازی کرد.
به هر حال صهیونیست ها با شدت تمام به ایجاد سامانه های مسکونی یهودی نشین مبادرت می کنند. بخشی از عملیات یهودی سازی قدس در این خلاصه می شود که اطلاعات به مردم نرسد و آنان را تحریک نکند. مثلاً بسیاری از مراکز اطلاعاتی و خبری غربی و خود اسرائیلی دست به گمراه سازی کشورها و دولت ها و مردم می زنند، در حالیکه بلدوزرهای اسرائیلی در حال تخریب و نابودی قدس هستند. قدس سمبل و نماد فلسطین و جهان اسلام است و اسرائیلی ها با دست اندازی به این شهر، بقاء دولت جعلی شان را منوط به یهودی سازی آن کرده اند.
صهیونیست ها بارها در سخنانشان اعلام می کنند؛ «اسرائیل بدون قدس و قدس بدون اسرائیل» بی معناست. اهمیت قدس برای اسرائیل در این امر نهفته است که موجب ادامه حیات این رژیم است.
اما قدس در درجه اول متعلق به جهان اسلام بوده و برای مسلمانان حائز اهمیت مذهبی و استراتژیکی است.
جهان اسلام پیرامون قدس و مفهوم مذهبی آن گردهم می آیند، بنابراین مسلمانان نیز نمی توانند از اصول و مبادی اعتقادی خویش پیرامون قدس صرف نظر کنند و آن را به اسرائیلی ها بسپارند تا هر آنچه می خواهند انجام دهند، چون اگر اختیار به دست اسرائیلی ها بیفتد، آنها خود را محدود به قدس یا فلسطین نمی کنند، طرح صهیونیسم فقط محدود به قدس و فلسطین نیست، بلکه شامل تمام منطقه خاورمیانه می شود.
در هر صورت موج بی وقفه احداث سامانه های یهودی نشین در اراضی اشغالی بخصوص درکرانه باختری و در بخش شرقی بیت المقدس و یهودی سازی آن و ادامه عملیات ترور مبارزان فلسطینی را می توان از نشانه های جدی عدم آمادگی اسرائیل برای پذیرش موجودیت مستقل کشور فلسطین بر مبنای قطعنامه های شورای امنیت و در عین حال استمرار سیاست های نژادپرستانه در مناطق اشغالی با مرکزیت قدس دانست. اما نشانه های متعددی نیز آشکار شده است که صهیونیست ها را علیرغم تلاش های فراوانی که برای پابرجا نگه داشتن دولت جعلی عبری شان انجام می دهند در سراشیبی اضمحلال قرار داده است.
ظهور این متغیرها پیشاپیش فاتحه دولت صهیونیستی را خوانده است. چهار متغیر مخاطره آمیز راهبردی که از سال ها پیش توسط کارشناسان و استراتژیست های اسرائیل پیش بینی شده بود، محقق شده است که موجودیت این رژیم را به شدت تهدید می کند. این خطرات راهبردی را به این صورت می توان بیان کرد؛ رشد روزافزون نیروهای مقاومت اسلامی در داخل فلسطین اشغالی که از نتایج آن، می توان تصدی رهبری فلسطین، مختل کردن روند سازش و ناتوانی اسرائیل در تحمیل شروط خود بر فلسطینیان را بیان کرد.
دوم ضعف و فساد حکومت های عربی منطقه به موازات رشد نیروها و جریان های مردمی دموکراتیک که ممکن است جایگزین این حکومت ها شوند و در نهایت محیطی متخاصم برای اسرائیل فراهم سازند. طوریکه بدنبال این جریان های مردمی، صهیونیست ها مهمترین متحدان خود را از دست داده و در حال حاضر نیز شاهد سقوط پی در پی سایر متحدان منطقه ای خود هستند. اینکه اسرائیل بدنبال سقوط مبارک 700 میلیون دلار به بودجه نظامی خود می افزاید و ایهود باراک وزیر جنگ این رژیم درخواست کمک نظامی 20 میلیارد دلاری از آمریکا می کند حاوی پیام های مهمی است.
سوم رشد جمعیت فلسطینیان در فلسطین اشغالی در ازای کاهش مهاجرت یهودیان به این سرزمین که ظرف چند سال آینده (حدود سال 2015) تعداد فلسطینیان در فلسطین تاریخی بر تعداد یهودیان فائق خواهد آمد. بگونه ای که براساس آمارهای منتشره در خود اسرائیل در دو دهه گذشته بیش از یک میلیون نفر اسرائیل را ترک کرده اند.
و چهارم بحران ها و معضلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در داخل اسرائیل که موجب نارضایتی و اعتراض بیش از 80 مردم علیه دولت عبری و کابینه بنیامین نتانیاهو شده است. بنابراین صهیونیست ها بالاخص در ماه های اخیر برای نخستین بار از زمان شکل گیری شان در سال 1948 در وضعیت اسفناکی قرار گرفته اند و مشکلات و معضلات داخلی و تهدیدات خارجی دست در دست هم داده و ستون فقرات این رژیم را یکی پس از دیگری می شکنند.
در واقع وضعیتی که صهیونیست ها در حال حاضر دچار آن شده اند تاوان اقدامات توسعه طلبانه و نژادپرستانه ای است که شروع به پرداخت آن نموده اند. کشتار فلسطینیان بی گناه و آواره نمودن آن ها، اشغال اراضی فلسطینی، ترور رهبران مقاومت اسلامی، اشغال بیت المقدس این شهر سمبلیک و تاریخی مسلمانان و یهودی سازی آن و اقداماتی از این قبیل که طی سالیان دراز توسط صهیونیست ها انجام شده است مواردی نیستند که به این راحتی از اذهان جهانیان و حافظه بشری پاک شوند و مسلمانان نیز به این سادگی از آن نمی گذرند.
با بررسی اوضاع داخلی اسرائیل و خطرات بیرونی که متوجه صهیونیست هاست به وضوح می توان عمق بحران و تهدیدات علیه این رژیم را مشاهده نمود. تهدیدات و خطراتی که در حال تحقق هستند و در این بین انقلاب های عربی علیه سلاطین مستبد یا همان حکامی که از مهمترین ستون خیمه های استواری اسرائیل بودند بیش از بیش فرسایش این رژیم را سبب شده و آن را تشدید می کند.
بنابراین دریچه های امید برای آزادسازی قدس روز به روز در حال گشوده شدن است، و قدس این شهر مقدس و اولین قبله جهان اسلام که دفاع از آن مقدس ترین استراتژی مسلمانان برای نابودی صهیونیسم غاصب است در حال بازگشت به آغوش جهان اسلام است که البته این امر با درایت و سازش ناپذیری مسلمانان بویژه نظام های عربی تسریع خواهد شد.