امیر محمد احمدزی؛ مدیر ثبت احوال نفوس در غزنی:« ساکنان هزاره نشین شهر غزنی پیش من رسمیت ندارد، بروید از همان جایی که آمده اید تذکره بگیرید ..»

توتاخیل حکیمی؛ عضو هیات توزیع تذکره‌ی کاغذی از کابل:« جناب مدیر! این یک پروسه‌ی ملی است، تذکره برای همه‌ی مردم این سرزمین توزیع می شود، در مرکز تماس گرفتم، آنان وظیفه داده اند تا تذکره‌ی کاغذی برای همه بدهم»

در نشست روز (پنجشنبه) ساعت 9:30 دقیقه پیرامون تذکره‌های کاغذی در مسجد حضرت علی برگزار شد، اهمیت نشست جدی ست، در غزنی در هر صورت ممکن هزاره‌ها را از «حق رای» محروم می کنند، از 3 مرکز در ساحه های هزاره نشین هیچ مرکزی را در نظر نگرفته اند، وقتی در قبال این بی عدالتی واکنش نشان دادیم و پیش مسوولان توزیع تذکره رفتیم، توتاخیل حکیمی؛ مدیر عمومی پروسه‌ی توزیع تذکره از جدیت مردم ما در قبال شرکت در انتخابات تشکر کرد، او پیشنهاد کرد تا مساله را با مدیر عمومی ثبت احوال نفوس، امیر محمد (احمد زی) در میان بگذاریم، به دفتر او رفتیم، او بدون توجه به عرف و عنعنات، برخورد نیک و اخلاق انسانی به یک قوم خاص اهانت ورزید و صریح طینت درونی خویش را در میان گذاشت و در مرکز «تاجیکراسی» با نگاه حذفی و بی شرمانه در پاسخ موی سفیدان گفت: « من چه کار کنم که 11 وکیل در پارلمان دارید ...»؛ در همان لحظه آقای حمید الله سروری؛ وکیل شورای ولایتی آمد، حضور او در همان لحظه پرسش برانگیز بود! من باورم این بود جناب سروری شاید خویشتن را وکیل همه‌‌ی مردم غزنی بپندارد و به منطق گفتگو پای بند باشد؛ اما او هم به پشتیبانی از امیر محمد برخاست و به زعم خودش ما را «طرز العمل توزیع تذکره» درس می داد، او گفت: بروید مشکل تان را با همایون محتاط حل کنید ...»

پس از نزاع لفظی در اداره‌ی ثبت احوال نفوس با مدیر ثبت احوال و دخالت کارمندان آن اداره، همه از جای مان برخاسته بودیم، اهانت به یک قوم بزرگ! قابل تحمل نبود، احتمال خشونت وجود داشت،در نخستین بار با گوش و چشم خودم اهانت می شنیدم و تحقیر نژادی را حس می کردم! از این رو حساس شده بودم، دوستان هم زیادتر حساس شده بودند، سروری در فرجام، پس از واکنش‌های تندی که صورت گرفت، خطاب به من گفت: برو بیرون ...»!

اینگونه موارد چیز تازه ای در اداره‌های غزنی نیست، حضور مردم ما همواره مایه‌ی کینه توزی و حسادت گردیده است، بگونه‌ی که حتی تذکره فروشی بسان امیر محمد احمدزی، در فاسد ترین اداره‌ی دولتی در غزنی جرات می کند تا به هزاره‌ها اهانت ورزد، آن هم در پیوند به خواست قانونی ای که حق اساسی مردم ماست، او در اداره‌ی فاسد تذکره و از آدرس «تاجیکراسی» حکم می کند تا اعضای پنجاه هزار خانوار هزاره در غزنی، برای گرفتن تذکره به منظور شرکت در انتخابات به ناور، مالستان، جاغوری و ... برود و سپس در انتخابات شرکت نمایند!