
بدانیم اگر کشورهای غربی بالخصوص آمریکا اصرار دارند فقط اخبار ویکی لیکس به گوش مردم سایر کشورهای دنیا برسد پس بطور یقین این بخشی از یک بازی بزرگ است.
هنگام مطالعه ویکی لیکس باید دو چیز را مدنظر قرار داد۔ اول اینکه بدانیم اگر کشورهای غربی بالخصوص آمریکا اصرار دارند فقط اخبار ویکی لیکس به گوش مردم سایر کشورهای دنیا برسد پس بطور یقین این بخشی از یک بازی بزرگ است چون کشورهایی که بخاطر اهداف قومی یا سیاسی خود حاضر اند آدمهای خود را بکشند از نگرانی یا بی آبرویی دیپلماتیک هم هیچ واهمه ای ندارند۔
ما زمانی ویکی لیکس را قبول خواهیم کرد که بگوید حادثه 11 سپتامبر را خود آمریکا رقم زد یا کشته شدن اسامه بن لادن یک بازی بوده یا بگوید که آمریکا می دانست در عراق هیچ اثری از سلاحهای کشتار جمعی وجود ندارد یا اینکه هدف حمله نظامی آمریکا به افغانستان فقط کشتن اسامه بن لادن نبوده بلکه هدف اصلی از بین بردن توان اتمی پاکستان و تسلط بر منابع انرژی ایالت بلوچستان بوده است۔
نکته دوم اینکه خبرهای منتشر شده توسط ویکی لیکس برای ما تازگی ندارد و فقط چیزهایی که ما آن را حدس می زدیم را تایید می کند۔
اول مسئله کشمیر را بررسی می کنیم۔ هندوستان چندین بار تاکید کرده است که خواهان پاکستان قدرتمند می باشد ولی در عین حال می گوید که کشمیر جزء لاینفک اوست۔ آیا این حرف قابل باور کردن است که ژنرال پرویز مشرف موفق شده باشد هندوستان را متقاعد کند کشمیر جزء لاینفک او نیست و یک منطقه مورد منازعه است که باید طبق قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل توسط برگزاری انتخابات آزاد حل و فصل شود۔
این درحالیست که هندوستان بر این باور است که کشمیر جزء لاینفک اوست و قطعنامه های شورای امنیت بعد از پیمان شمله بی اثر شده اند۔ اکنون مرز را باز می کنیم، تجارت انجام می دهیم، جزئی از کشمیر که تحت کنترل شماست مال شما باشد و جزئی که تحت کنترل ما است مال ما باشد۔
آیا از بین 250 هزار خبر ویکی لیکس یک خبر بر این دلالت دارد که هندوستان یا آمریکا در مورد حل مسئله کشمیر درباره اهمیت دادن قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل حرفی زده باشند؟۔ لذا هر چه از قول پرویز مشرف درباره مسئله کشمیر گفته شد برای پاکستان خبر خوشی نبوده است۔ رهبران هندو به این خاطر خوشحال بودند که پرویز مشرف راضی به عقب نشینی از موضع اصولی خود شده بود۔
نکته قابل تامل این است که اجتماع افراد با سلیقه و طرز تفکر مختلف در دولت پرویز مشرف که نتوانستند مشکل سد کالاباغ را حل کنند و آن را پیچیده تر هم کردند، چگونه قادر به حل مسئله به مراتب سنگین تر و پیچیده تر کشمیر بودند؟۔ آنها برای حفظ قدرت خود مسئله مهم در سطح کشور ، یعنی مساله کالاباغ را واگذار کردند و حتی برای طول بخشیدن به دوره حکومت خود مرتکب جرم نابخشودنی زندانی کردن رئیس قوه قضائیه هم شدند۔
اکنون نگاهی به دخالتهای آمریکا در مسایل داخلی پاکستان می افکنیم۔ متاسفانه از بدو تاسیس پاکستان تاکنون این دخالتها ادامه دارد و در عصر دمکراتیک حاضر تمام رکوردهای گذشته شکسته شده است۔ در این مورد فقط آمریکا مقصر نیست بلکه ما هم مقصریم۔ اگر تمام رهبران سیاسی و دیکتاتورهای نظامی برای دستیابی حمایت آمریکا، پذیرفتن هر خواسته مشروع و نامشروع آن را باعث افتخار خود می دانند، دیگر آمریکا چه می خواهد۔
آنقدر که سفیر آمریکا در پاکستان آزادی برقراری ارتباط با مردم را دارد هیچ سفیری در کشورهای دیگر دنیا ندارد۔ چیزی که باعث شرم است اینکه بعد از حادثه جنایتکارانه ریموند دیویس نیز سفیر آمریکا با آزادی کامل به ایالت بلوچستان سفر کرد۔ ایالتی که آمریکا مدتها است چشم طمع به آن دوخته است۔ هیچکس جلودار سفیر آمریکا نبوده۔ اکنون او درباره تاسیس کنسولگری در شهرهای کویته و مولتان حرف می زند۔ اگر این اجازه به او داده شد در حق کشور خیانتی بزرگ است یا نه؟۔
من نمی دانم که نواز شریف درباره افراد تروریستی که در حادثه شهر بمبئی هند دست داشتند چه گفت ولی موضع اصولی پاکستان این است که افراد تروریست در تمام مناطق دنیا از جمله آمریکا وجود دارند و دولت و سازمانهای امنیتی پاکستان هیچ نقشی در این ماجرا نداشتند و پاکستان به شدت آن را محکوم می کند۔
به نظر من نواز شریف غیر از این چیز دیگری نگفته است و از شخصی مانند او که نخست وزیر سابق پاکستان بوده و وطن دوست است انتظاری غیر از این هم نمی رود و اینکه او اشاره ای به دست داشتن دولت پاکستان در اینچنین حوادث بکند۔ همچنین یکسری حرفها منسوب به بی نظیر بوتو که او در ظاهر حامی آزمایشات هسته ای پاکستان بوده ولی مخفیانه به آمریکا گفته بود که حزب مردم مخالف این آزمایشات بوده۔ پاسخ این حرف را خود او می تواند بدهد ولی متاسفانه او در این دنیا نیست۔
ولی من شاهد این واقعیت هستم که بی نظیر بوتو در دوره حکومت خود از 1993 تا 1996 مسئله کشمیر را بخوبی در سطح بین المللی مطرح ساخت و توان اتمی پاکستان را نیز مستحکم تر ساخت۔
یک خبر این است که وزیر کشور پاکستان برای تحویل تمام اطلاعات "نادرا" [سازمان کامپیوتری داده ها و اطلاعات مردم پاکستان] به آمریکا اعلام آمادگی کرده بود۔ ذوالفقار مرزا با قاطعیت می گوید که منصب وزارت کشور به شخصی سپرده شده است که اصلا قابل اعتماد نیست۔ وقتی از او پرسیده شد که چه کسی مسئول گماردن همچنین شخصی به این منصب مهم است پاسخ عجیبی داد و گفت که این جزء آن پیمانی بود که رئیس آن را به ارث برده است۔ معنای این حرف این است که وزیر کشور پاکستان رحمان ملک از همان افرادی نمایندگی می کند که باعث بخشش رئیس جمهور شده بودند۔
با در نظر گرفتن این واقعیت ارتباط نزدیک رحمان ملک با بی نظیر بوتو با وجود مخالفت دوستان مخلص بی نظیر مانند واجد شمس الحسن و بشیر ریاض، محافظت ناقص از شخص بی نظیر بوتو و درنتیجه قتل مظلومانه او، آزادی کامل به افراد بلک واتر در کشور، کشتن دو تن از شهروندان پاکستانی از جانب ریموند دیویس در پوشش دیپلماتیک، مصونیت بخشیدن به قاتلان در شهر کراچی و اتحاد با حزبی که بدنبال ضربه زدن به سازمان آئی ایس آئی و ایجاد زمینه مداخله بیگانگان در مسایل داخلی پاکستان می باشد، شک و شبه زیاد ایجاد می کند۔ اگر رحمان ملک متهم به این همه اتهام است، در سپردن امنیت ملی کشور به او چه وطن دوستی وجود دارد؟۔
http://islamtimes.org/vdch--nw.23n-wdl4t2.html
نویسنده: ژنرال عبدالقیوم از پاکستان