زلمی خلیلزاد که معمار اصلی شکل دهی دوران جدید در افغانستان و به قدرت رساندن حامد کرزی گمنام به بالاترین سطح قدرت بود تنها در شایعه بازگشت به صحنه سیاسی کشور اولین قربانی خود را گرفت: شیرخان فرنود در زندان بگرام جان داد.

هرچند بازگشت وی به عنوان نماینده امریکا برای افغانستان هنوز رسمی اعلام نشده است اما مرد شرایط سخت سیاست امریکا و یکی از معتمدترین افراد کاخ سفید در سیاست خاورمیانه بخصوص افغانستان می تواند حلال مشکلات حکومت از هم گسسته اشرف غنی احمدزی باشد.

این در حالی است که حضور ویس برمک در وزارت داخله با وجود وابستگی به نظام قبیله ای اشرف غنی همچنان برهم زننده نظم تک بعدی حکومت می باشد که به احتمال زیاد با جایگزینی دیگر از صحنه حذف می شود و می ماند، کارنامه ای ضعیف از وزیری که به مانند بیشمار مقام غیرپشتون در فریب ارگ به قومیت خود و مردم افغانستان خیانت کرده است.

در این میان، با وجود تاثیر مستقیم خلیل زاد در نشست بن و پیامدهای آن از به قدرت رسیدن حامد کرزی تا شکل گیری قانون اساسی ناقض و حکومت استبداد قومی، امید بستن به دشمنی وی با سیاست پاکستان، خوش باوری برخی سیاستمداران و رسانه های می باشد که یا جنبه تبلیغاتی حکومت را به عهده دارند و یا تهی از فهم سیاسی و درک اوضاع دو دهه گذشته هستند.

سیاستمداری که بیش از افغانستانی بودن یک امریکایی حافظ منافع کاخ سفید از راه تقویت طالبان و تمرکز قدرت پشتون در حکومت است در بازگشت به صحنه سیاسی کشور ابتدا، جزیره های قدرت باقی مانده دیگر اقوام را از میان برده و سپس جبهه شمال را در آتش تروریسم نابود می کند.

در همین راستا، اشرف غنی که در انتهای ریاست جمهوری به نمادی از ضعف و طالب دوستی در کشور بدل شده برای رهبران پشتون و شخصی چون خلیل زاد دستاوردهای بزرگ به همراه داشت: از میان بردن و تضعیف رهبران قومی و سیاسی غیرپشتون، جابه جایی طالب و داعش از مناطق جنوب به شرق و شمال و ناامنی مناطق تحت حاکمیت دیگر اقوام، گسترش بی اعتمادی قومی تا جایی که از کمیسیون انتخابات تا پارلمان چیزی جز فساد و خیانت نمانده است.

و در حالی که بهترین زمان برای ادغام طالبان به قدرت افغانستان در حال جریان است و از جانب دیگر تنفر از رییس جمهور غنی در اوج، خلیل زاد وارد صحنه سیاست می شود تا با محو کامل هر نشان از تهدید قدرت پشتون، کشور پشتونیزم را از دل حکومت تک بعدی به وجود آورد.

در این میان، اگر شیرخان فرنود ده سال قبل، قربانی سیستم قدرتمندان پشتون در افغانستان شد و و سپس در زندان آنهم به گونه نامعلوم جان داد با بازگشت دوباره معمار دوران جدید به کشور، چه مقام های برکنار و کدام رهبران قربانی خواهند شد؟

ویس برمک با وجود تاجیک بودن از ابتدای ریاست در وزارت داخله، پشتون تر از هر مقام این قومیت همراه با ارگ برای تحقق اهداف پشتونیزمی تلاش کرد زیرا وی همچون دیگر سیاستمداران و رهبران دیگر اقوام چنان وابسته به مقام و الطاف حکومت تک بعدی می باشد که خیانت را راه بقا می داند در حالی که بدل به چوبه دار آنان می شود.

از جانب دیگر، شیرخان فرنود یک دهه قبل در فساد حکومت و حامیان کرزی راهی زندان شد تا پول های هنگفت دزدی شده هزینه انتخابات 2009 و بانک وابسته به خلیزاد ماندگار شود زیرا فرنودِ غیرپشتون، هم استعداد بی همتا در تجارت داشت و هم در یک قدمی بدل شدن به غول اقتصادی بود.

و زمانی که اشرف غنی در سیاست آشکار به حمایت و تمویل طالب به جدال با دیگر اقوام رفته و منفور جامعه شده است، امریکا و رهبران پشتون نیازمند مرد روزهای دشوار شده اند تا روند وارد کردن طالبان به نظام افغانستان را از راه سرکوب قدرتمندان قومی و سیاسی مخالف تسریع بخشد.

سیاستی که مانع شکل گیری ایتلاف ها در برابر حکومت غنی می شود و با نیروی طالب و داعش، بقایای جبهه شمال از میان می رود، سیاستمداری که حافظ منافع امریکاست و قبیله گراتر از هر رهبر و رییس جمهور پشتونی که افغانستان به خود دیده دوباره ظهور می کند.