غنی، خلیلی، محقق، دانش، گلبدین، نعیم کوچی و سید بحر بدانند که علیپور قوماندان نظام نیست، او اکنون برای هزاره ها ستیغ آزادی است و اگر تار موی او خیانت شود، افغانستان به یک جنگ تمام عیار داخلی خواهد رفت. چون دیگر طاقت طاق شده است و هزاره ها نمی توانند که هروز شاهد مرگ تدریجی خود باشند.

هزاره ها می دانند که در پشت این توطیه ای خطرناک، غنی، نعیم کوچی (کاکا خوانده غنی)، گلبدین و کریم خلیلی قرار دارند تا جبهه مقاومت هزاره ها را در هم شکنند و خلیلی این تحفه را به بادار خود غنی تقدیم کند. اگر این مساله بسیار حاد گردد، هزاره های کابل قبل از هرچیزی پشت دروازه خلیلی باید اردو زده و یخن او را سفت نموده و وادار به پاسخگویی نمایند.

چرا خلیلی، محقق و دانش سکوت کرده اند؟
دولت چرا با چرخبال ها و نیروهای ارتش و کماندو و پولیس بر مردم لعل حمله ورشده اند؟
چرا جنرال مراد که زادگاهش لعل است، جلوی این عملیات وحشیانه و ددمنشانه را نگرفت؟
آیا او از این عملیات بی خبر بود و یا بخاطر کاندید شدن پسرش به نحوی با این عملیات همآهنگی کرده است؟
اگر بی خبر است، چرا اعلامیه نمی دهد و محکوم نمی کند؟ و یا اینکه سکوت موجب رضا است.

مگر کرسی داران دولتی ما از این عملیات خبر ندارند؟
چرا برای توقف کشتار و تعقیب مردم خود اقدام نمی کنند؟
چرا فرزندان شان در کمپاین های انتخاباتی شان از جنگ تمام عیار در ولسوالی لعل و سرجنگل سخن نمی گویند؟
چرا امروز دولت تظاهرات مدنی مردم بامیان را در دفاع از قوماندان علیپور، با خشونت تمام عیار سرکوب نمود؟

این را همه باید بدانند که کمپاین تمام نامزد وکلای هزاره با حمایت و یا عدم حمایت از جبهه مقاومت و قوماندان علیپور محک زده می شود.
جامعه باید بداند که این توطیه علیه فرمانده علیپور، مدتها قبل طراحی شده بود و فقط دنبال بهانه بودند.

اما این پرسش را باید غنی پاسخ بدهد که دست گرفتن از تعقیب و یا بازداشت فرمانده علیپور و جلوگیری از جنگ و کشتار مردم در لعل و سرجنگل و یا دامن زدن به یک جنگ داخلی تمام عیار؟