هفت سال پیش که حمله وهابیان توسط لشکر «جهنگوی العالمی» به مراسم عاشورای 1390 در کابل انجام شد و متعاقب آن حمله به تجمعات شیعیان در افغانستان توسط داعش ادامه یافت، پیشبینی میشد که به زودی اهلسنت افغانستان نیز در آتش کینه این فرقه گمراه و ضالّه خواهند سوخت. این پیشبینی به حقیقت پیوست و در سه سال گذشته، بسیاری از علما و مردم عادی اهلسنت افغانستان توسط جریانهای تکفیری و سلفی در مناطق مختلف این کشور از جمله ولایت ننگرهار، جان خود را از دست دادهاند. در ادامه این حوادث، دیشب نیز دهها تن از هموطنان اهلسنت ما بر اثر حمله انتحاری در کابل به شهادت رسیدند.
قربانیان این حادثه که علمای اهلسنت و دانشآموختگان مدارس دینی بودند، در جشن میلاد پیامبر اعظم حضرت محمد(ص) در سالُن «اورانوس» کابل تجمع کرده بودند. این مراسم توسط «مفتی نعمان» از علمای «طریقه نقشبندی» و سایر پیروان این طریقه، ترتیب داده شده بود. طریقت نقشبندیه از سلسلههای تصوف شمرده میشود که توسط «محمدبخاری» مشهور به شیخ «بهاءالدین نقشبند» در قرن هشتم هجری، به میان آمد. در حال حاضر صوفیان نقشبندی در بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله افغانستان حضور فعالی دارند.
نقشبندیها میانهرو بوده و سالیان سال است که زندگی مسالمتآمیزی در افغانستان دارند. بااینوجود، علما و پیروان نقشبندی در سالهای اخیر، از گزند وهابیان و سلفیها در افغانستان در امان نبوده و تاکنون بارها مورد حمله قرار گرفتهاند. بهرغم آنکه تاکنون مسئولیت حمله دیشب را فرد یا گروهی به عهده نگرفته است اما مولوی «عبیدالله مهمند» از گردانندگان مراسم دیشب به «رادیو آزادی» گفت که حمله به مراسم میلادالنبی در کابل، کار وهابیها و سلفیها است.
دشمنی وهابیها با علمای اهلسنت بهخصوص پیروان طریقههای صوفیانه از یک طرف و حرام دانستن تجلیل از میلاد پیامبر اسلام(ص) توسط علمای وهابی، از سوی دیگر، اظهارات مولوی مهمند را به واقعیت نزدیک میکند. در حقیقت، دشمنی وهابیها با اهلسنت، موضوع جدیدی نیست بلکه از قرنها پیش وجود داشته است. بهرغم آنکه وهابیت مدعی است تفکر این جریان در آرای «احمد بن حنبل» یکی از امامان چهارگانه اهلسنت ریشه دارد اما واقعیت آن است که تفکر وهابیت به معنای واقعی کلمه از آرا و افکار «احمد بن عبدالحلیم حرانی» مشهور به «ابن تیمیه» متولد 661 و متوفای 728 هجری، گرفته شده است.
دو کتاب «الفتاوی» و «منهاجالسنه» ابن تیمیه بستری بود که بعدها «محمد بن عبدالوهاب نجدی» پیشوای وهابیان، جریان وهابیت را روی آن به حرکت درآورد. از بدو آشکار شدن عقاید ابن تیمیه در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری، اولین واکنشها را علمای اهلسنت به آن نشان دادند. این واکنشها تا جایی پیش رفت که ابن تیمه را تکفیر، تفسیق و زندانی کردند. «ذهبی» متوفای 774 هجری دانشمند بلندآوازه اهلسنت که از معاصران ابن تیمیه بود، پیروان ابن تیمیه را فرومایه و مکار نامیده است.(1)
«محمّد بخاری» عالم حنفی متوفای سال 841 هجری در بدعتگذاری و تکفیر ابن تیمیّه بیپرده سخن گفت تا آنجا که در مجلس خود تصریح کرد: "اگر کسی ابن تیمیه را «شیخالاسلام» بداند، کافر است."(2)
از علمای دیگر اهلسنت که در مخالفت با آرای ابن تیمیه برخاست، «تقیالدین سبکی» بود. وی در دو کتاب «شفاءالسقام فی زیاره خیر الانام» و «الدره المضیئه فی الرد علی ابن تیمیه» به شدت ابن تیمیه را محکوم کرد. همچنین «ابن شاکر کتبی» و «حصنی دمشقی» از علمای اهلسنت در قرن هشتم، «ابن حجر عسقلانی» در قرن نهم، «ابن هیثمی» در قرن دهم، «ملا قاری حنفی» در قرن دهم، «یوسف بن اسماعیل بن یوسف» در قرن سیزدهم و «محمود کوثری» عالم متأخر مصری، از دیگر علمای بزرگ و برازنده اهلسنت بودند که عقاید ابن تیمیه را مردود اعلام کردند.
ابنبطوطه سیاح و جهانگرد مشهور نیز در کتاب سفرنامه خود، داستان جالبی از عقیده عجیب ابن تیمیه ذکر کرده و نوشته است: "در دمشق شخصی به نام ابن تیمیه بود که در تمام علوم سخن میگفت اما عقلش مشکل داشت. من آن موقع در دمشق بودم و روز جمعه نزد او حاضر شدم. او روی منبر مسجد جامع، مردم را موعظه میکرد. او گفت که خداوند به آسمان دنیا فرود میآید همانگونه که من پایین میآیم. این را گفت و از پلههای منبر پایین آمد. در همین هنگام، یکی از فقهای مالکی به اسم «ابن الزهرا» به مناقشه با ابن تیمیه برآمد و فضا متشنج شد."(3)
ابنبطوطه سپس نوشته است که چندی بعد فقهای شافعی و مالگی، سندی از عملکرد خلاف ابن تیمه را تهیه کردند و در اختیار حاکم زمان که «ملک عبدالناصر» بود، گذاشتند. ناصر نیز ابن تیمیه را زندانی کرد تا در زندان درگذشت.(4)
سهم علمای اهلسنت شبهقاره هند نیز در مبارزه با پدیده وهابیت، چشمگیر بوده است. یکی از علمای طراز اول اهلسنت پاکستان مولوی «سید محمود حکیمی» است. وی کتابی به زبان پشتو تحت عنوان «وهابیت د قرآن او سنتو په رڼا کښی» یا «وهابیت در روشنی قرآن و سنت» نوشته و در 17 فصل مسلک وهابیت را نقد کرده است. منابعی که مولوی حکیمی در این کتاب استفاده کرده، همه از اهلسنت است. مباحثی چون «زیارت»، «شفاعت» و «توسل» را که این عالم بزرگوار سنی طرح کرده، تفاوتی با ادله فقه جعفری در رد مسلک وهابیت ندارد. کتاب مولوی محمود در سال 1412 هجری قمری در 204 صفحه در پاکستان به چاپ رسیده است. در نتیجهگیری باید تصریح کرد که با توجه به سیر تاریخی مبارزه با وهابیت، علمای اهلسنت پیشگام مبارزه با این معضل بودهاند؛ همانطور که اکنون نیز علمای واقعی اهل سنت، سد راه فعالیتهای سلفیها و وهابیها به شمار میروند. البته وهابیان نیز بیکار ننشسته و هرگاه فرصتی به دست آورند، اولین ضربه را به اهل سنت وارد میکنند که تاکنون بارها وارد کردهاند. خلاصه کلام اینکه وهابیت درد بیدرمان جامعه مسلمین است که اکنون برای جامعه انسانیت نیز به یک غده سرطانی تبدیل شده است.
منابع:
(1) الإعلان بالتوبیخ، صفحه 77 و تکملة السیف الصقیل، صفحه 218
(2) بدر الطالع، جلد 2، صفحه 260
(3) سفرنامه ابنبطوطه، جلد اول، صفحه 132، ترجمه محمد علی موحد، چاپ ششم تهران 1376
(4) همان منبع، صفحه 133
رجوع
وهابیت درد بی درمان انسانیت
هفت سال پیش که حمله وهابیان توسط لشکر «جهنگوی العالمی» به مراسم عاشورای 1390 در کابل انجام شد و متعاقب آن حمله به تجمعات شیعیان در افغانستان توسط داعش ادامه یافت، پیش بینی می شد که به زودی اهل سنت افغانستان نیز در آتش کینه این فرقه گمراه و ضالّه خواهند سوخت.
تاريخ النشر: 1397/09/01 10:34رمز الخبر: 68987المصدر: محمد مرادی
