پس از رونیسانس دراروپا، تحول اجتماعی وخانوادگی دراروپا بعلت تغییرشرایط زندگی، بهترشدن رفاه مردم وکم شدن مرگ ومیر بوجود آمد.
بر خلاف حاکمان مسائل جنسی از دایرهی خانوادگی بیرون رفت و با پدید آمدن اومانیسم (اصالت انسان) آزادی فردی زن و مرد رو به گسترش بود و روسپیگری در سطح جامعه رو به ازدیاد میرفت. گرچند روسپیگری حلقه های زیادی داشت و از بین آنها تنها یک حلقهی کوچک بر اساس انتخاب و میل خود جهت رسیدن به ثروت و قدرت و با اعتماد به نفس وارد میدان گشته و ثروتمندان و پولداران را شکار نموده و با تیغزنی کیسه های بزرگ می دوختند. و این حلقه را عمدتا ماهرویان و زیباصورتان که اکثرشان هنرمندان و خوانندگان، شاعران و سیاستمداران افراطی تشکیل می دادند، اما اکثریت روسپیها به عوامل مختلف گرفتار بردگی جنسی گشته و از ثروت خبری نبود و این جماعت که خود را از دید اجتماعی پایین رتبه و کمارزش می دانستند و توان دسترسی به قدرت را هم نداشتند ناچارا گرفتار فشار جدی روانی گشته و عقدههای درونی خود را در قالب تساوی زنان با مردان خالی نموده و زمینهی شکلدهی چنین مبارزه جهت برپایی برابری با مردان را فراهم نموده و مکتب فمینیسم را بوجود آوردند.
فمینیسم گرچند شاخه های متعددی را بوجود آورد که هرکدام برای برابری با مردان استدلالهای خاص خود را داشته و دارند اما آنچه که از مجموع چنین اندیشه بیرون داده شده است این است که فمینیسم تلاش می نماید تا خانوادهی تکجنسی را جایگزین خانوادهی سنتی و ترکیبی نمایند، و چنین فرایند باعث گشته است که نه تنها وضعیت زنان بهبود نیافته است بلکه گرفتار باتلاق گشتهاند که توان بیرون آمدن از آن را ندارند.
از عمق چنین اندیشه همجنسگرایی سر زده و نتیجهی بسیار ناگوار و تلخی را بوجود آورده است که به صورت فشرده به چند مورد آن اشاره میشود:
1 – اولین اثر همجنس گرایی پدیدهی کشندهی (ایدز) هست که از آن بوجود آمده است و سالانه جمعیت زیادی را قربانی چنین عمل می نماید.
2 – فرار از بار مسئولیت خانواده و رو آوردن به تنپروری شخصی و همجنس گرایی و در نتیجه سرعت بخشیدن به قطع نسل انسان.
3 – گسترش فرزندان تک والد و تحمل سختیهای یک جانبه زنان.
4 – گسترش سقط جنین.
5 – گسترش آمار طلاق.
6 – گسترش ناامیدی در زندگی و پوکی حیات بشری و رو آوردن به خودکشی.
با توجه به چنین آثار مخرب که جنبش فمنیستی بوجود آورده است تمدن غرب از این جهت به بنبست رسیده و راه برگشت ندارد با تاسف باید گفت که جامعهی شرقی و بخصوص افغانستان در حال گریز از فرهنگ خود و مشتاق پیوند و رسیدن به فرهنگ غرب هستند کاری که غربیها توان نجات و فرار از این مهلکه را ندارند و ما داریم با سر و پا بسوی آن میدویم.
دختر خانمی که برای اولین بار عصیان هویتی خود را در کابل نشان میدهد و طلاق خود را جشن گرفته و کبوتر آزادی خود را به پرواز درمیآورد سر آغاز یک حرکت فاجعه آفرین در جامعهی افغانستانی ما خواهد بود و باید گفت که مردم افغانستان قربانی افراط و تفریط در زندگی خود گشته و این دام مردم ما را به این زودی رها نخواهد کرد و باید به چنین حالت تاسف خورد.
◘ اقبال صادقی
رجوع
فمینیسم ارمغان تمدن به بن بست رسیده ی غرب است که موجش گیسوی زنان مارا هم تکان می دهد!!
پس از رونیسانس دراروپا، تحول اجتماعی وخانوادگی دراروپا بعلت تغییرشرایط زندگی، بهترشدن رفاه مردم وکم شدن مرگ ومیر بوجود آمد.
تاريخ النشر: 1397/11/04 12:36رمز الخبر: 70180المصدر: خبرگزاری افغان ایرکا
