اگر قبل از انتخابات ریاست جمهوری نامزدان انتخابات ریاست جمهوری و کمیسیون های انتخاباتی به صورت رسمی و کتبی فیصله کرده باشند که رأی با بایومتریک مدار اعتبار است و رأی بدون بایومتریک از اعتبار ساقط است در حقیقت رأی با بایومتریک تنها مدار اعتبار است و حتی جای بحث در مورد رأی بدون بایومتریک باقی نمی ماند.

اکنون مسلیم یار و مولوی تره خیل حامی رأی بدون بایومتریک هستند یکی از زور سخن می گوید و دیگری بایومتریک را با اصول اسلام در تضاد میداند ، حتماً مسلیم یار و مولوی تره خیل از جانب آنهای که به تقلب سالاری باور دارند چارج شده اند ورنه از نگاه حقوقی و قانونی هیچ کسی در جایگاه نیستند که برای کمیسیون های انتخاباتی تعیین تکلیف کنند.

اگر رأی با بایومتریک مساوی با رأی بدون بایومتریک باشد چرا با مصارف گزاف دستگاه بایومتریک را خریداری کردند لازم بود که مسابقه صندوق پری از اوراق رأی را میان کاندیداهای ریاست جمهوری برای یک هفته اعلام می کردند.

حالا مردم افغانستان با صد ها شک و تردید چشم به اعضای کمیسیون های انتخاباتی دوخته اند که چگونه با رأی مردم برخورد می کنند مانند کمیسیون های انتخاباتی گذشته تسلیم زور و تقلب می شوند و یا اینکه آرای بایومتریک شده را در نظر میگیرند و به صورت یک معجزه وظیفه ایمانی ، وجدانی و وطنی خود را ایفا می نمایند.

در چنین وضعیت خیلی دشوار است که کسی پیش بینی کند که سرنوشت انتخابات به کجا ختم می شود و چه عکس العمل را در میان نامزدان انتخابات ریاست جمهوری و مردم افغانستان بعد از اعلام نتایج انتخابات ایجاد می کند آنچه که معلوم است این است که متأسفانه مردم افغانستان تجربه خوبی از انتخابات ، شفافیت انتخابات و کمیسیون های انتخاباتی ندارند ، تقلب هم به اندازه سازمان دهی شده و گسترده بوده است که فعلا رسوای آن سرخط خبرهای داخلی و خارجی گردیده است ، در کابل و ولایات دستگاه های بایومتریک گم شده است ، زورمندان حافظه های بایومتریک را دزدیده اند و بالاخره در بعضی حوزه های رأی دهی اضافه از نفوس محل رأی دهی به صندوق ها رأی ریخته اند.

البته نقش پول های کثیف و معامله را نیز نباید بالای اعضای کمیسیون های انتخاباتی بی تاثیر دانست که آیا آنها می توانند در برابر پیشنهاد میلیون دالری نامزدان انتخابات ریاست جمهوری مقاومت کنند و یا تسلیم شوند تا روزی اعلام نتایج انتخابات صد ها اما و اگر پیش رو است.