وحید مژده در حالی که پس ادای نماز مغرب از مسجد خارج می شد از سوی دو نفر موتر سایکل سوار هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. با این که من و مژده در مسایل سیاسی؛ تفاوت فکری زیادی داشتیم اما رابطه بسبار دوستانه میان ما برقرار بود. در روز میلاد النبی(ص) -به تقویم اهل سنت- برایش زنگ زدم و مولود شریف را تبریک گفته و به طنز گفتم که حتما مرا برای این تبریک گفتن تکفیر نمی کنید مانند همیشه بلند خندید و گفت برای گرامیداشت این روز، گاو کشتیم و برایت گوشت می فرستم، دم غروب زنگ زد و گوشت نذری فرستاده بود!
مژده به واقع از حضور غربی ها و دنیاپرستی مجاهدین دل خونین داشت؛ در سالهای زیادی که باهم در ارتباط بودیم از برخی از رهبران مجاهدین و علمای دین شکوه بسیار می نمود. به نوشتن کتاب تذکره الاشقیا اشاره کرد. گفت این کتاب درباره کسانی خواهد بود که از راه و سیره و سلوک انبیاء و صحابه کرام منحرف شدند و دین و جهاد را و سیله اشباع هوسهای شیطانی خود ساخته اند!
مژده در چندماه گذشته در پس پرده بحث صلح، فعال بود، او به معنای واقعی کلمه صندوق اسرار بود و صدای متفاوت در جامعه رسانه ای و سیاسی. از تحولات منطقه و جهان و قصه های پشت پرده ای زیادی آگاه بود. در مصاحبه آخری که همین چند روز پیش با خبرنامه انجام داد از صلح با طالبان قویا دفاع کرد. قصه های زیادی را درباره رهبران جهادی و تکنوکرات های جوان مطرح کرد. و پیش بینی های درباره آینده نمود. اسراری را درباره برخی از سیاسیون فاش کرد که مسلما اکنون توان فاش گویی آن نیست!
از جانب دیگر مژده یک انسان مسلمان جدی و دربند حلال و حرام بود.دارای اخلاق نیکو و شرم و آزرم خاص بود. او دارای روابط گسترده فرهنگی و سیاسی بود؛ حافظه قوی و قلم توانا داشت.ظریف و شوخ طبع بود. ساعت ها سخن می گفت و خستگی و ملال نمی آورد. همیشه ی خدا خنده برلب داشت و اندوه عمیق در قلب. امشب از شنیدن خبر ترورش سخت غمگین شدم. مژده باید به عنوان یک صدای متفاوت و حتی مخالف تحمل می شد. خدایش او را در سرای جاودان آرام و قرار دهاد!
رجوع
مژده؛ صدایی که نباید خاموش می شد!
وحید مژده در حالی که پس ادای نماز مغرب از مسجد خارج می شد از سوی دو نفر موتر سایکل سوار هدف قرار گرفت و به شهادت رسید. با این که من و مژده در مسایل سیاسی؛ تفاوت فکری زیادی داشتیم
تاريخ النشر: 1398/09/02 9:59رمز الخبر: 75301المصدر: عارف رحمانی
