تظاهرات دیروز از جهت پابندی به دموکراسی، مدنیت، اعتراض مسالمت‌آمیز و حضور قابل توجه مردم در محل نهایی و مشخص شده از جهاتی تحسین‌برانگیز بود، اما فکر نمی‌کنم قضیه تنها به این جا ختم شود. زیرا ما در کشوری زندگی می‌کنیم که هیچ گوشی بدهکار صدای مردم نیست و صدای صدها تظاهرات و اعتراض‌ها را هیچ‌کسی از جمله رهبران دیروز تظاهرات نشنیده و بی‌خیال از کنار آن رد شده‌اند. و اما:

1. دو رهبر کلان هزاره دست به یکی دادند، نهایتش 500 نفر را از غرب کابل با خود به فواره آب برده نتوانستند. این عدم استقبال مردم غرب کابل از فراخوان تظاهرات بسیار معنا دار بود؛ مردمی که در بزرگترین تظاهرات‌ها حماسه حضور میلیونی آفریده و حتی در سخت‌ترین شرایط تهدید و انفجار، شبانه با وجود سرما و باران مسیر غرب کابل تا ارگ را پیمودند.

2. حضور جنابان محقق و خلیلی در تظاهرات و عدم حضور داکتر عبدالله و حتی صلاح‌الدین ربانی، بسیار شکننده بوده و قابل توجیه نبود و نیست؛ چه این که این حضور جز به حراج گذاشتن جایگاه و عزت خود، معنای دیگری نداشت.

3. البته با تظاهرات انجام شده، فشار تیم ثبات و همگرایی بر کمیسیون انتخابات شدت خواهد یافت تا آنان را مطابق نتیجه دلخواه قناعت دهند و یا تیم مقابل را برای گرفتن امتیاز بیشتر متقاعد کنند.

4. احتمال این که تظاهرات‌های پیاپی اوغان‌ها در چند ولایت راه بیفتد و از روند جاری بازشماری آرا توسط کمیسیون انتخابات حمایت کنند، بعید نخواهد بود. آن وقت باز بازی، دو به دو خواهد شد. و از سویی داکتر عبدالله نیز خواهد فهمید که وی به عنوان یک سر حکومت وحدت ملی، در زمان ریاست اجراییه خود صدای جنبش تبسم و روشنایی را نشنید و حال همان روزگار را باید تجربه کند.

5. جدا از بد اخلاقی برخی کاربران و تقلب برخی در جهت استفاده از عکس‌های تظاهرات جنبش روشنایی، در کل، نفس گردهمایی و تأکید بر مدنیت‌خواهی امر خجسته است و ایکاش دولت‌مردان، اعتراظات مدنی هزاران شهروند را به خاک و خون نمی‌کشیدند تا ما شاهد نهادینه شدن دموکراسی و اعتراضات مدنی بیشتر می‌بودیم.