بخش‌های از سخنان اشرف‌غنی، در کنفرانس مطبوعاتی امروز را گوش دادم. او تلاش داشت تا نشان دهد که به‌آسانی زیر بار صلح نخواهد رفت. او پس از این نیز تلاش خواهد کرد تا پروسه‌ای صلح را به چالش بکشد. اما حقیقت این است که اجرای توافقنامه‌ای صلح امریکا با طالبان، به‌معنای نفی حکومت فعلی و موجود افغانستان است. بخش‌ها و بندهای مختلف توافقنامه نشان می‌دهد که امریکا با طالبان در عمل، به عنوان حاکمان آینده افغانستان توافق و برخورد کرده‌ است. علاوه بر این‌که در بخش سوم موافقتنامه از "حکومت اسلامی جدید" سخن گفته‌ است؛ که "پس از توافق و از طریق مذاکرات بین‌الافغانی به‌میان می‌آید" ( بند2و3 بخش سوم) در بخش دوم موافقتنامه، امریکا در عمل طالبان را به عنوان حاکمان افغانستان مسئول و متعهد دانسته است.

در بند 4 از بخش دوم موافقتنامه آمده است که" امارات اسلامی-...- متعهد است که با کسانی که به دنبال پناهندگی یا اقامت در افغانستان هستند طبق قانون مهاجرت بین‌المللی و تعهداتش در این موافقت‌نامه عمل خواهد کرد" در بند 5 از بخش سوم آمده است: "امارت اسلامی افغانستان -...- برای کسانی که تهدیدی برای امنیت ایالات متحده و متحدانش محسوب شوند، ویزا، پاسپورت، مجوز سفر یا سایر اسناد قانونی را برای ورود آن‌ها به افغانستان فراهم نخواهد کرد."(متن موافقتنامه، بخش دوم، بند 3و4). روشن است که این امور از صلاحیت‌های یک حکومت در یک سرزمین است؛ که امریکا تعهد و اجرای آن را از طالبان خواسته‌ است. جالب است که در موافقتنامه، آزادی 5000 زندانی طالب در برابر 1000 زندانی دیگران، تا 10 مارچ به عنوان اقدام اعتمادساز ( فقره ج، بند1، بخش یکم) خواسته شده است، که آن را نیز امریکا خود متعهد است، بدون این‌که از دولت افغانستان بخواهد!

اما اشرف‌غنی، در کنفرانس امروز، آزادی 5000 طالب در برابر 1000 نیروهای امنیتی و دفاعی، را زیر سؤال برد. او صلاحیت هیئتی را که از حکومت افغانستان در مذاکرات نمایندگی می‌کند، محدود خواند. او همچنان بر" جمهوریت" پافشاری کرد و خود را رئیس جمهوری خواند که از سوی نهادهای انتخاباتی تایید شده است و...

با همه این وجود اشرف‌غنی عملا رفتنی است. روز 19 حوت، روز مراسم تحلیف او تعیین شده است و طبق توافق، روز 20 حوت مذاکرات بین‌الافغانی شروع خواهد شد. اینک، او از جوانب مختلف در مخمصه افتاده است. از بیرون امریکا و طالبان بر او فشار می‌آورند تا به صلح تحمیلی تن دهد. در داخل، با سوء مدیریت و برگزاری یک انتخابات ضعیف و مضحک، جامعه را دو قطبی ساخته است. بخش‌های بزرگ از جامعه افغانستان، اشرف‌غنی را" متقلب" و دوام حکومت او را "نامشروع" می‌خوانند. روشن است که اشرف‌غنی به تنهایی نمی‌تواند در برابر صداها و امواج مختلف مقاومت کند. اما او هنوز فرصت دارد تا یک اجماع ملی را در داخل به‌وجود بیاورد تا حداقل، در برابر فزون‌خواهی و تمامیت‌خواهی طالبان طاقت و تاب‌آوری بیشتری داشته باشد. در غیر این‌صورت، در فردای افغانستان همه ضرر خواهند کرد؛ هم اشرف‌غنی و هم مخالفان و موافقان او.