یک وقتی فکر می کردیم برای رهبری یک وزارت علم و تقوی نیاز است. علم را در داشتن لیسانس یا بالاتر در یک رشته ای؛ خلاصه می کردیم و تقوی را نیز در خواندن نماز و گرفتن روزه! از این رو برای معرفی در وزارت خانه ها و معینیت ها و ریاست ها، افرادی را پیدا می کردیم که واجد این شاخص ها باشند. متاسفانه این افراد سالها در مسند وزارت، معینیت و ریاست قرار می گرفتند اما هیچ گونه نفعی به حال مردم افغانستان و جامعه هزاره به طور ویژه نداشتند!
چرا چنین شد؟ چرا این افراد ظاهرا عالم و با تقوی در جهت رفع محرومیت، فقرزدایی و توسعه مناطق مردم ما تاثیر چندانی نداشتند؟ این درحالی است که برخی از همین افراد در طی 18 سال گذشته مورد اقبال و محبت ویژه ای حامدکرزی و غنی واقع شدند؟ عمدتا دلایل یا علل عدم کارایی این مقامات در چند مورد خلاصه می شود:
1- این افراد سابقه بروکراتیک نداشتند. با امر اداره بیگانه بودند و از عهده رهبری درست و عالی ادارات تحت مدیریت خود عاجز بودند!
2- این افراد علاوه بر فقدان سابقه مثبت در امر رهبری ادارات حکومتی فاقد جرائت و توانایی و ابتکار و مهارت لازم در امر رهبری اداره مربوطه بودند. این ها فاقد مهارت های فنی لازم برای آوردن تغییرات و حتی پیش برد برنامه های کلیشه ای ادارات بودند.
3- تقوی این افراد نیز در خواندن نماز و گرفتن روزه و حداکثر اجتناب از نوشیدن مشروبات و ماکولات نامشروع، خلاصه می شد. اما وقتی در برابر وسوسه ها و دسیسه های اداره چی ها کهن قرار می گرفتند و یا با برنامه غیر عادلانه اربابان قدرت مواجه می شدند از ترس رنگ می باختند و تسلیم هر ذلتی می شدند! چنین افرادی سالها بخاطر بلی و قربان گو بودن شان به عنوان انسان های شریف و ملی لقب می گرفتند و عریضه را پر می کردند که دا هزاره ده!
این چنین شد که سالها وزارت ترانسپورت در اختیار هزاره ها بود اما یک فرودگاه معیاری در هزارستان اعمار نشد. یا سالها وزارت فواید عامه در اختیار یک بنده خدا بود اما حتی یک متر هم سرک گردن دیوار و سرگ های میان شهرها و ولسوالی های هزارستان اعمار نگردید. به همین قیاس در بخش های دیگر. این جاست که باید اعتراف کنیم که یکی از عوامل بخشی از مصایب و محرومیت های جامعه ما؛ عدم صلاحیت و شایستگی نمایندگان سیاسی و اداری هزارگی در 19 سال گذشته بوده است!
حالا متاسفانه همان اشتباه استراتیژیک دیروز در تعیین هیات مذاکره کننده برای مصالحه تکرار می گردد. افرادی که به نمایندگی از مردم ما در تیم مذاکره کننده معرفی شده برغم این که افراد فوق العاده محترمی هستند و بعضا در حوزه دانش فلسفه و دین شناسی و یا حقوق، سرآمد جامعه ما به شمار می روند اما متاسفانه هیچ کدام با شیوه ها و اصول و تکنیک های مذاکره آشنایی لازم ندارند. بعضی از این بزرگواران فاقد جرائت و شهامت و مهارت هایلازم دیگر برای یک مذاکره عالی معطوف به تامین اهداف مردمما می باشند. علم و تقوی جز شروط لازم مذاکره هست اما جز شروط کافی آن نمی باشد! مذاکره یک چیزهای بیش از این دوشاخصه می طلبد!
با توجه به این معضل دایمی جامعه هزاره، گمان می کنم دست آوردهای تیم مذاکره کننده هزارگی، یک چیزی شبیه دست آوردهای تیم مدیریتی و سیاسی این جامعه در 19 سال گذشته خواهد بود!
◄ عارف رحمانی
رجوع
اشتباه دیروز تکرار می گردد!
یک وقتی فکر می کردیم برای رهبری یک وزارت علم و تقوی نیاز است. علم را در داشتن لیسانس یا بالاتر در یک رشته ای؛ خلاصه می کردیم و تقوی را نیز در خواندن نماز و گرفتن روزه! از این رو برای معرفی در وزارت خانه ها و معینیت ها و ریاست ها، افرادی را پیدا می کردیم که واجد این شاخص ها باشند.
تاريخ النشر: 1399/01/07 20:6رمز الخبر: 77720
