قمار سیاسی را به (خود) باخته‌ایم، اما حریف را از دست نخواهیم داد!
حدیثی‌است که می‌گوید «مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی‌شود» اما وقتی من شعور سیاسی سیاست‌گران‌مان را می‌بینم، این‌ها از یک سوراخ ده‌بار گزیده خواهند شد.

قصه‌ای وجود دارد که در زمین فوتبال کسی به دروازه خودش گل می‌زد، مربی صدا زد، مهاجم تیم حریف را رها کنید، دفاع خودتان را مانع شوید. در شرایط حاضر ما نیز در چنین موقعیتی قرار داریم. استاد محقق، جنرال دوستم، صلاح‌الدین ربانی و سایر اعضا خط شان استوار و محکم بر تغییرنظام سیاسی است؛ اما یک‌تعداد که به ماموریت خوی گرفته‌اند؛ تا سرحد آخر تلاش دارند که «شورای مصالحه» را با یک مقدار «خیرات سیاسی» دیگر قبول کنند.
اما یک مورد را باید به رفیق گرامی‌ام آقای دکتر عبدالله خاطرنشان سازم که 2014 موقعیتی بود که به بسیار ظرافت توانستی تصمیم درست بگیری، اما اگر این‌بار قصد اشتباه را داشته باشی، برای همیشه در سینۀ تاریخ سیاسی این سرزمین دفن خواهی شد.

امیددارم طرح‌های شیطانی آقای کرزی و سیاف؛ باعث نشوند که از ارادۀ سیاسی اکثریت بگذرید. ما در یک رقابت سالم دمکراتیک رای گرفته‌ایم، رای اراده‌ی اکثریت است که برای تو مشروعیت حقوقی برای زعامت سیاسی داده است؛ اگر معیار دمکراسی رای است، کور هم می‌داند که این رای برای شما داده شده است؛ اما اگر معیار چیز دیگر است، پس چرا برای انتخابات این‌همه هزینه می‌شود؟ ما پنج‌سال جگر زیر دندان گرفتیم و حاکمیت تقلبی و جعلی غنی را پذیرفتیم.

هیچ‌کس حوصلۀ حاکمیت دروغ غنی را دیگر تحمل ندارد. ما همان‌طور که توانستیم جسد بی‌روح سیاسی تو را در انتخابات گذشته زنده بسازیم، مطمئن باش که در گرفتن مشروعیت سیاسی مردم ما از دستان شما نیز قادر و مصمم هستیم. ما در قبال سرنوشت سیاسی مردم ما با هیچ‌کسی شوخی و مدارا نداریم. هیچ‌ چیزی جز تغییر نظام، مشارکت و تصمیم برابر، مردم ما را قانع نخواهد کرد.

در زمان کمپاین روزی با آقای امرالله صالح دیدم؛ آقای امرالله صالح گفت یکی از سیاست‌گران «بزرگ» علاقه دارد که به تیم دولت‌ساز بپیوندد، گفت چه فکر می‌کنی از آقای غنی چه خواهد خواست؟ گفتم نظر به وزنۀ سیاسی‌اش، احتمال دارد که از آقای غنی صدارت بخواهد. امرالله خان خندید، گفت فلان ولایت را می‌خواهد. گفتم هیچ امکان ندارد. گفت باز می‌بینیم. امرالله خان یک گپ جان‌دار دیگر هم گفت: یک تعداد داعیۀ شان رسیدن به یک موقف است؛ آنان فراتر از موقف‌های ماموریتی هدفی ندارند. گفت به حیث نسل امروزی به من اعتماد کنید، من نا امید تان نخواهم کرد. برای من گفت به‌عنوان یک شاعر خودت را با این‌ها رنگ نکن! گفتم صالح صاحب؛ وطن‌دارم هستی و در حد یک وطن‌دار چیزی از دستم بیاید بیرون از این ساختار کمپاینی اشرف‌غنی در خدمت شما هستم، اما مردم ما یک صف دارد و آن صف در محور هرکسی شکل بگیرد؛ من در خط نخست آن هستم و می‌مانم. خندید گفت، امیددارم مثل مردمی که چهل‌سال پشت ملای انگلیسی نماز خواندند؛ مجبور نشوید نمازهای سیاسی تان را قضایی بخوانید.

حالا با توجه به همین وضعیت؛ اکثریت ما وقتی در کنار تیم ثبات و هم‌گرایی قرار گرفتیم، طعنه‌ها و توصیه‌هایی را پشت سر انداختیم؛ هرکسی که بخواهد با عزت سیاسی ما معامله کند، با عزت سیاسی‌اش معامله می‌کنیم. ما در مسیری که امروز ایستاد شده‌ایم، با همراهان یا بی‌همراهان تا تغییر نظام باز نمی‌ایستیم. یک تعداد بسیار تلاش دارند که ننگ سیاسی را زیر نام مصالحه به پیشانی دکتر عبدالله بچسبانند. ما در تلاش هستیم که معامله‌گران درون‌تیمی را متقاعد سازیم «این ره که تو می‌روی به ترکستان است». در غیر آن، اقدام به هر کاری می‌کنیم. ما از نسل بی‌شرف نیستیم. در برابر هرچیزی که برای مردم گفتیم و نوشتیم؛ مسوولیم و از این مسوولیت دفاع خواهیم کرد.

نجیب بارور