1. متاسفانه در کشور ما اقلیت بودن به خودی وزن و جایگاه سیاسی و حقوق افراد وابسته به یک اقلیت قومی و مذهبی را تعیین میکند و نفس اینکه شما جزو گروه اقلیت هستید سبب میشود که به حاشیه رانده شوید و به این وسیله کرامت و هویت انسانی شما به میزان زیاد، آسیب ببیند.
لذا اقلیت سازی و اقلیت جلوه دادن یک قوم و مذهب و کم شمار دانستن آن در این متن و زمینه سیاسی و فرهنگی به معنای کاستن از منزلت اجتماعی و سیاسی افراد وابسته به آن گروه مذهبی و قومی است.
2. هزارهها همه شیعه دوازده امامی نیستند، هزارههای سنی حنفی و شیعه امامیه اسماعیلی داریم. پس هزاره یک قوم فرا مذهبی است.
3. شیعیان افغانستان نیز فراقومیاند: به غیر از هزارههای شیعه ، شیعیان قزلباش، بیات، فارسیوان قندهاری، فراهی،و هلمندی، تاجیک هراتی ، بدخشانی ( در بدخشان شیعه اسماعیلی و دوازده امامی وجود دارند) کابلی و لوگر داریم و پشتونهای شیعه نیز وجود دارند.
اما معمولا وقتی شیعه گفته میشود فقط هزاره های شیعه دوازدهامامی مد نظر گرفته میشود و به همین ترتیب وقتی هزاره گفته میشود ، فقط هزاره های شیعه دوازده امامی مد نظر قرار میگیرد . در نتیجه شیعه در هزاره خلاصه میشود و هزاره در شیعه و این خلط مفهومی خود سبب شده است که نه آمار واقعی جمعیت شیعه معلوم شود و نه آمار واقعی جمعیت هزاره.
در مورد میزان جمعیت هزارها و شیعه ها همیشه دیدگاه سیاسی حاکم بوده است و مورخان هزاره نتوانستهاند مطابق معیارهای علمی حقیقت را روشن کنند و در مقام تاریخ نویسی گرفتار مبالغه شدهاند و لذا دیدگاه شان به دیدگاه قابل استناد در سطح جهان تبدیل نشده است و به همین دلیل محققان خارجی روایتهای عجیب و غریب به دست میدهند. برای مثال minority rights international group در گزارش خود از اقلیت هزاره مینویسد که هزارهها پیش از قرن 19، 67 درصد جمعیت این سرزمین را تشکیل میدادند و بعد از قتل عام 1893 بیش از نصف نفوس خود را از دست دادند و اکنون مطابق گزارش سازمان سیاه، 9 در صد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. نتیجه عجیب از 67 در صد به 9 در صد میرسد.
در واقع سرکوب، سیاست حاکم و فرار از هویت، جمعیت هزارهها را به موضوع حساس و پیچیده تبدیل کرده است که بدون واقع بینی و سرشماری دقیق و آزاد ، فارغ از ملاحظات سیاسی این مشکل حل نمیشود
4. در طی سی سال اخیر هزاره ها رفته رفته به یک گروه قدرت و مرجع تبدیل شده است که از یک سو باید زمینه مشارکت تمامی شیعیان را در قدرت فراهم کند و از سوی دیگر با برجسته شدن هویت قومی و در حاشیه بودن هزارههای اهل سنت باید زمینه مشارکت آنها را نیز فراهم کند و به صدای واقعی و موثر این بخش از جامعه نیز تبدیل شود و به همین ترتیب باید صدای شیعیان و هزارههای اسماعیلی هم باشد. پس در واقع هزاره عبارتی است دیگر از صدای بسیاری از گروههای اقلیت و به حاشیه رانده شده . این واقعیت باید در برنامه صلح مد نظر گرفته شود . از این زاویه که بنگریم و محرومیت تاریخی هزارهها را در نظر بگیریم میتوانیم با قاطعیت ادعا کنیم گزارش وزارت خارجه آمریکا غیر مسئولانه و نا خواسته در جهت سرکوب و به حاشیه راندن هزارهها و بسیاری از گروههای آسیب پذیر عمل میکند.
داکتر امین احمدی
رجوع
چند نکته در باب جمعیت هزاره و شیعه؛
اقلیت سازی در فرهنگ سیاسی ما وسیله حذف و به حاشیه راندن است
1. متاسفانه در کشور ما اقلیت بودن به خودی وزن و جایگاه سیاسی و حقوق افراد وابسته به یک اقلیت قومی و مذهبی را تعیین می کند و نفس اینکه شما جزو گروه اقلیت هستید سبب می شود که به حاشیه رانده شوید و به این وسیله کرامت و هویت انسانی شما به میزان زیاد، آسیب ببیند.
تاريخ النشر: 1399/03/27 18:1رمز الخبر: 79373المصدر: خبرگزاری افغان ایرکا
