رجوع
خیمه نشینان کابل: زندگی برای تمام ما در زیر خیمه ها مرگباراست
تاريخ النشر: 1390/10/02 0:0رمز الخبر: 7993المصدر: آژانس خبری ایرکا

خانم هفتاد سالۀ که ازتب شدید بدنش مثل آتش داغ و در زیر لحاف ژولیده خوابیده بود می گوید: (( زندگی برای تمام ما درزیر خیمه ها مرگباراست!))
این زن سالخورده، زرین گل نام دارد و از جملۀ خیمه نشینانى است که در چهارراهی قمبر ناحیه پنجم شهر کابل زندگى میکند.
به گزارش آژانس خبری ایرکا به نقل از پژواک، در این محل، بیش از یکهزار خیمه وجود دارد که مردم از ولایات مختلف به ویژه ولایت هلمند و کندهار به آنجا آمده و از هفت سال بدینسو در زیر خیمه شب و روز خود را سپری می کنند.
درآنجا خیمۀ های نمناک و تاریک که نیم روی آن با کمپل های کهنه و پاره ، پاره فرش شده و نیم دیگرآن بدون فرش و گل آلود بوده، که شاید عرض وطول آن بیش از چهارمتر نباشد، دیده می شود.
خیمه نشینان میگویند که چون مواد سوختی ندارند شب ها را تا صبح به گونه نیمه خواب سپری می کنند.
خیمه های آنان بدون دیوار و دروازه بوده که نمی تواند آنان را از سردی هوا محافظه نماید.
آنان زندگى خود را رقتبار خوانده و خواهان کمک مواد سوخت و غذایى هستند.
زرین گل که مریضی خیلی شدید داشت و توان صحبت کردن را نداشت ، گفت که از پنجسال به اینسو از ولایت هلمند در اثر ناامنی ها به کابل آمده و به علت بى خانگى، خیمه نشین شده است.
وی می گوید: ((شب را زنده صبح کدیم و یک گولی هم برى خوردن نداشتم که جانم کمی آرام میشد تمام جانم می لرزد و به خدا اگه شیمۀ گپ زدنه داشته باشم، خدا سرما یک روشنی کنه و ما ره ازی مصیبت خلاص کنه.))
این خانم می افزاید که پول کراى موتر را ندارد که به یکی از شفاخانه های شهرغرض مداوا برود.
این خانم مریض، صاحب هفت فرزند جوان می باشد، اما همه فرزندانش بیکار و با ده ها مرد دیگر در کنار خیمه ها ، چشم به راه کمک حکومت و نهاد های خیریه بودند.
عجب گل پسراین خانم که خود از بیماری مادر رنج می بُرد و توان نگاه کردن به گریه های مادر را نداشت گفت: (( اگه به خاطر مادر، بیادرایم و خواهرایم نمی بود؛ همی حالى خوده از بین می بردم به خاطری که دگه نمیتانم طرف گشنگی ، فامیل و مریضی مادرم ببینم ، کارهم پیدا نمیشه که بُرم طرف یک غریبی، نمی فامم که آینده بیادرک ها و خواهرک هایم چه میشه!))
وی می گوید: (( اگه حالى خوراک ، پوشاک و مواد سوخت ما ره دگه کسا بته ، ده آینده چطو خات شد؟))
این تنها زرین گل نیست که به چنین مشکل دست و گریبان است، بلکه تعداد زیاد خیمه نشینان دیگر نیز با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند.
زن هفتاد ساله دیگری با حالت وخیم صحى، دنبال داکتر در کلینیک صحی که در میان یکی از این خیمه ها قرارداشت سرگردان بود.
او که خود را پشتون تاج معرفى کرد ،بعد از آنکه نزدیک دروازه کلینیک رسید، با دستان لرزان و چُملکش به بسیار مشکل توانست پرده کلینیک را دور کند، اما وقتی داخل کلینیک نگاه کرد، شخصی به نام داکتر ویا پرستار در داخل دیده نمیشد.
این خانم در حالی که بُغض شدید گلویش را گرفته بود شروع به گریستن کرد و گفت: (( بچیم بسیار مریض هستم، آمدم که اگه کدام دانه دوا برم بتن که کمی جانم سبک شوه مگم اینجا خوهم کس نبود؛ چه کنم کجا برم مه خو ده زندگی هیچ کس ندارم ده همی خیمه تنها زندگی می کنم!))
وی می گوید که سه سال قبل ، زمانی که شوهرش در ولایت هلمند دراثر انفجار ماین کشته شد دراثر بی سرپرستی رهسپار کابل گردید تا لقمه نانی برای وی کمک نمایند، اما کسی نیست که از آنان خبرگیرا باشد و برای آنان لقمه نانی بدهد.
پشتون تاج، ازحکومت تقاضا نمود تا در رسانیدن مواد غذایی و سوخت آ نان را کمک نماید و برای بهبود وضعیت صحی آنان نیز توجه صورت بگیرد.
دراین محل، کودکان معصومی نیز دیده میشدند که بدون داشتن لباس مناسب و پاپوش درهوای سرد مصروف بازی بودند.
در میان این کودکان یکی اجمل بود که دستان ترکیده ، لباس های چرکین ژنده و پاهای برهنه با همنوعانش مصروف بازی بود.
این طفل گفت:" نان نداریم، آب نداریم هیچ چیز نداریم... شو که میشه بسیار خنک می خوریم؛ کمپل هم نداریم که سر خود بگیریم، مه به بابۀ خود میگم که نان بیار میگه از کجا کنم؟"
طاووس خان وکیل منطقه می گوید که در این محل بیش از یکهزار خیمه وجود دارد که در هرکدام ، یک خانواده و هر خانواده شامل هفت الی دوازه تن می باشند.
به گفتۀ وى ، با آغاز فصل سرما برای آنان هیچ نوع کمک صورت نگرفته است.مقام های دولتی و یا اشخاص دیگرهم به خاطر رساندن کمک نزد آنها نیامده است تا طالب کمک شوند.
موصوف گفت، در آغاز ماه حمل سال روان؛ وزیرعودت مهاجرین ازاین ساحه دیدن نموده و برای آنان وعده اعمار سرپناه را نمود؛ اما این وعده ،تا حال عملی نشده است.
به گفتۀ وکیل منطقه، دو ماه قبل یک شرکت خصوصی که نامش را به خاطر نداشت مقدارى آرد، روغن و مواد سوخت توزیع نمود که نمیشود به کمک اندک این نهاد اکتفا کرد.
اما دراین میان بعضی از نهاد های خارجی دیده میشود که با کمک های اندک شان ، باعث دلگرمی این خیمه نشینان شده اند.
لیلا پوپل مسوول بخش دفاتر ساحوی انجمن مهاجرین دنمارک، که در حال بازدید از این خیمه نشین ها بود می گوید که در شروع سرماى سال روان، کمک اندکی از سوی این نهاد برای خیمه نشینان صورت گرفته است.
به گفته خانم پوپل،این کمک ها شامل موادسوخت، مواد خوراکی وترپال های پلاستیکی بوده، ولی بسیار اندک و ناچیز است که نمیتواند ضروریات خیمه نشینان را رفع نماید.
وى خاطر نشان نمود که افزون براین کمک ها،از یکسال بدینسو بعضی برنامه های آموزشی را نیز برای باشنده گان این محل راه اندازی کرده اند .
خانم پوپل افزود، چند دفتر آموزشی را که شامل موتر سایکل سازی ، ساخت موبایل و خیاطی بوده برای بیش از 300 تن به شمول 70 زنى که در این خیمه ها زیست دارند، نیز فراهم کرده اند.
در حالی که این خیمه نشینان خواهان کمک های عاجل؛ از سوی نهاد های مربوطه هستند ، وزارت مهاجرین وعودت کننده گان می گوید در حالی که کمک ها به مهاجرین و بیجا شده گان داخلی از سوی کشور های خارجی محدود شده است ؛اما آنان تلاش دارند تا موسسات و کشور های همکار را در زمینه جلب همکاری برای بیجا شده گان مبذول بدارند.
اسلام الدین جرات سخنگوی این وزارت مى افزاید که با شروع فصل سرما ؛هیچ نوع کمک به مهاجرین چهارراهی قمبر صورت نگرفته است، اما وزارت طرح پیشنهادی خود را مبنی بر ادامه کمک ها برای هفت نهاد کمک رسان فرستاده اند.
وى این نهاد ها را شامل ترکیه، آلمان،کانادا، برخی کشور های خارجی دیگر و کمیساری عالی سازمان ملل متحد در امور پناهنده گان خوانده، گفت که با تطبیق این طرح که الی یکماه آینده نهایی می گردد، مقدارمواد غذایی، کمپل و مواد سوخت به تمام بیجا شده گان به ویژه به خیمه نشینان چهارراهی قمبر توزیع خواهد شد.
جرئت دررابطه به توزیع سرپناه به بیجا شده گان چهارراهی قمبرمیگوید، به دلیل اینکه آنان از اثر نا امنی ها از ولایت هلمند به کابل آمده اند و در ولایت مذکور دارای جایداد می باشند، برای آنان زمین دولتی توزیع نمی گردد.
بر اساس معلومات منبع در حال حاضر؛ حدود دو هزار خانوادۀ بیجا شده در 20 نقطه شهر کابل زنده گی دارند که بیشتر از ولایات نا امن به ویژه هلمند و کندهار هستند.
قابل ذکر است که کارته پروان ، جوار فابریکه نساجی بگرامی و تپه هاى کارته نو و چهار قلعه وزیرآباد ، از جمله مناطقی اند که بیجا شده گان به حیث خیمه نشین در انجا ها زندگی می کنند.