در سال‌های اول حکومت کرزی، طالبان چنان تضعیف شده بودند که دنبال سوراخ موش می‌گشتند، اما چنان که فرمانده ناتو نیز در کتابش نوشته است، کرزی از دوره دوم حکومت خود برای تضعیف اتحاد شمال، به تقویت طالبان پرداخت، برای آن‌ها در بغلان منطقه امن ایجاد نمود تا از آنجا شمال را ناامن سازد. چندین پایگاه آموزشی برای طالبان دایر نمود که یکی از آن‌ها در لوگر موقعیت داشت.

غنی نیز با شعار قوم‌گرایی وارد انتخابات شد و از اینکه زندانیان همه پشتون هستند و عملیات شبانه هم در مناطق پشتون‌ها صورت می‌گیرد، ابراز نارضایتی کرد، غنی نیز برای به حاشیه‌راندن اتحاد شمال، دست نیروهای امنیتی در برابر طالبان را بست و به جای مبارزه با تروریست‌ها، تمام توان خود را برای سرکوب اتحاد شمال به کار گرفت. کار به جای رسیده است که فقط شهرها در اختیار حکومت باقی مانده و قریه‌جات و شاهراها از حاکمیت دولت خارج شده است.

غنی با مشغول‌شدن به سرکوب اتحاد شمال و بستن دست‌های نیروهای امنیتی در برابر طالبان، بیش از پنجاه هزار نیروی امنیتی را در طول نزدیک به شش سال گذشته به کشتن داد و طالبان را به یک غول شکست‌ناپذیر مبدل کرد.

حالا که غنی و کرزی موفق شدند اتحاد شمال را کاملا سرکوب و از صحنه خارج کنند، خودشان در غم طالبان مانده‌اند، زیرا آن‌ها فکر نمی‌کردند که طالبان آنقدر قدرت بگیرند که آمریکا پیش آن‌ها سر خم کند. حالا جنگ قدرت بین حکومت کاملا پشتونی و طالبان پشتون در جریان است، مشکل اینجاست که طالبان پشتون حالا تمام حکومت را می‌خواهند و حکومت پشتونی غنی را قبول ندارند.

فعلا غنی و تیم حاکم پشتون از طریق مذاکره با طالبان تلاش دارند تا طالبان آن‌ها را نیز در حکومت خود شریک کنند، در مذاکره صلح، طالبان نقش پیروز میدان و حکومت نقش بازنده میدان را بازی می‌کنند و حکومت غنی برای شریک‌شدن در امارت طالبان چانه‌زنی می‌کند، نه اینکه طالبان برای شریک‌شدن در حکومت غنی چانه‌زنی کنند.