خبری که روز گذشته تیتر اول خبرهای داخلی کشور شد، ترور امرالله صالح معاون اول ریاست جمهوری بود. صالح متولد پنجشیر و در کنار مسعود درگیری و جنگ با طالبان را در کارنامه خود دارد، سیاستمداری است که تا حدی بی پرده سخن می راند و پاکستان را دشمن می ‌داند و به دیدگاه‌های ضد طالبانی مشهور است. در این نوشتار پنج سناریوی محتمل را در رابطه با ترور او مطرح می نماییم:

1-  اولین سناریو این است که طالبان در پی حذف او هستند، هر چند که ذبیح الله مجاهد سخنگوی گروه طالبان در توییتی این حادثه را بر عهده نگرفت و ادعا کرده است که این انفجار از سوی آنان صورت نگرفته و هیچ ربطی به آنان ندارد، اما انگشت اتهام در مرحله اول را می‌توان سمت آنها نشانه رفت. این گروه با این ترور سعی دارند تا به همه‌ی مخالفین سرسخت صلح و جریانهای معاند خود بفهمانند که بهای مخالفت با آنان سنگین خواهد بود.

2-  سناریوی دوم را می توان واکنش پاکستان دانست؛ آقای صالح در آخرین اظهارات خود در مصاحبه با تلویزیون طلوع پیشاور را پایتخت زمستانی شاهان افغان قلمداد کردند و خط مرزی دیورند را به رسمیت نشناختند، آقای کرزی نیز در سال 1391 در رابطه با ترور نافرجام اسدالله خالد که از چهره های ضد پاکستانی به شمار می رود معتقد بودند که کار پاکستانی هاست. حادثه امروز را هم می‌توان واکنشی در برابر اظهارت جنجالی امرالله صالح از سوی پاکستانی‌ها دانست.

3-  سناریوی سوم را می توان به این شکل بیان نمود که جریانات و اشخاصی در فضای سیاسی کشور چشم دیدن امرالله صالح را ندارند، این موضوع را در مراسم نوزدهمین سالگرد احمد شاه مسعود که در تالار لویه جرگه برگزار شد به خوبی می‌توان دید، همزمان با سخنرانی صالح عده‌ای بر علیه او شعار می دادند و اینکه این جریانات به دنبال حذف او باشند دور از ذهن نیست.

4-  سناریوی چهارم به گونه‌ای اظهار وجود گروه‌های تندرو و تروریستی مثل داعش است، این گروه‌های افراطی و تروریستی برای اینکه خود را بازیگری فعال در معادلات سیاسی افغانستان نشان دهند حاضرند دست به هر عملی بزنند و حتی کارهای ناکرده را شاید به خود نسبت دهند تا قدرت و تاثیرگذاری خود بر معادلات را به نمایش بگذارند.

5-  سناریوی پنجم و یا محتمل‌ترین سناریو بنا بر دیدگاه نویسنده دخالت آمریکا و غربی‌ها در این حادثه است، هر چند که حذف سیاستمداری مانند صالح فضای سیاسی افغانستان و منطقه را متشنج می کند اما به قول خود آقای صالح در مصاحبه با شبکه خبری طلوع نیوز، در پاسخ به این سوال که چرا ترامپ به‌جای گفت‌وگوی تلفنی با رئیس جمهور غنی با ملابرادر معاون سیاسی طالبان دیدار می‌کند، گفت: ترامپ در عالم سیاست رفتار عادی ندارد و پیش بینی رفتار وی دشوار است.

مواضع آقای صالح در قبال پروژه صلح آمریکایی و طالبان حداقل در اظهارت ایشان کاملا مشخص و واضح است، ایشان معتقد است:  نباید سیاست افغانستان را به آمریکا و تصمیم گیری‌های آنها مرتبط کنیم و کابل به صورت مستقل طرح‌ها و برنامه‌های خود را پیش خواهد برد و بدون نظامیان آمریکا قادر به دفاع از کشور خود هستیم. آمریکا اگر راست می‌گوید چرا مکان شورای کویته را در پاکستان بمباران نکرد.

آقای صالح در یک توئیت به مسئله خط دیورند و اینکه انتظار داشتن از ما که آن را رایگان هدیه بدهیم، غیر واقعی است اشاره کردند. این اظهارت با واکنش خانم ولز معاون پیشین وزارت خارجه امریکا مواجه شد و در توییتر خود نوشت: «سیاستمداران افغانستان با جایگاه ملی می‌دانند که خط دیورند یک مرز شناخته شده بین‌المللی است، دامن زدن به ادعاهای ملی‌گرایانه یا نامعقول شانس مذاکرات صلح و روابط اقتصادی سودمند میان دو کشور را کاهش می‌دهد».

این حد از مداخله در امور داخلی افغانستان و فشار سیاسی برای رسیدن به توافق صلح و حفظ منافع اگر با جواب دندان شکنی از سوی سیاستمداران افغان مواجه شود بدون شک اولین گزینه روی میز آمریکایی‌ها حذف فیزیکی خواهد بود.