زندگی گونهی پیش میرود که یکروز تا حدی تلخ است و روز دیگر خیلی شیرین. این روزها فضای مجازی بخشی از زندگیام شده است. با آنکه فضای مجازی فرهنگسازی نهشده است ولی من از هر چیزی دور شده میتوانم، از فضای مجازی نه.
دیروز؛ ساعت 12 بود که صفحه مجازی فسبوک را باز کردم. دیدم که تعدادی در قندهار جمع شده اند و عکسی استاد دانش به دست شان است و بر علیه جناب ایشان تظاهرات راه انداخته است. حرف و اعتراض تظاهرات کنندهها این بوده که استاد دانش چرا قاتلان تاریخ را بد گفته است. با مواجه شدن به این موضوع؛ حقیقتن از افغانستان ناامید شده بودم. فکر میکردم؛ استاد دانش 5 سال در معاونیت ریاست جمهوری و در مدت زمانیکه وزیر عدلیه بود برای وحدت ملی به خوبی و صادقانه تلاش کرده است. استاد دانشِ که حتا یکبار هم نهشده به وحدت و برادری مردم افغانستان فکر نکند، اما با یکبار بازگو نمودنِ حقیقت تلخ تاریخ 250 ساله مورد هتاکی و اعتراض قرار میگیرد.
اما روز پنجشنبه، صفحه فسبوک را در همان ساعت 12 باز کردم؛ دیدم که چندین پیام تبریکی دارم. اول متوجه نهشدم ولی بعد دیدم که نتایج کانکور سال 1399، از سوی وزارت تحصیلات عالی اعلان شده و دختری بنام شمسیه علیزاده نمره اول شده و من از خوشحالی اشکم جاری شد.
برای طالبان زن ستیز و کوری چشم کسانی که نمیتوانند نیمِ پیکر جامعه و واقعیتها و استعداد این بخش از جامعه را قبول کنند؛ این پیام را در فسبوک ماندم و به خودم گفتم ناامید نهباید باشم، چون پیروزی در دانایی است نه در لجبازی و کهنهفکری.
ملت افغانستان هیچ مجبور نیست آنان را که ستم کردهاند افتخار کشور وتاریخ بداند.
متاسفانه ما تا هنوز با ملت شدن فاصله زیادی داریم. آقای حکمتیار؛ رهبری که 40 سال است بدون انتخابات درونحزبی خود را رهبر حزب اسلامی و شخص پرمطالعه میداند اما از روی لجبازی و کهنهفکری، به دروغ گفتن تکیه میزند. کاری به مسایل دینی ندارم شاید آگاهی و مطالعات دینی حکمتیار خوب باشد اما توهین به مذاهب 5 گانه را چطور جایز میداند؟ اگر یک طلبه کمسواد گفته یکبرگ از درخت نمیریزد مگر که اجازهی امام زمان باشد. خوب این نظرِ آن فرد طلبه است، عقیدهی همه شعیان نیست. درب حوزههای علمیه کابل باز است بیایید مناظره نمائید.
بسا تاسف که در جامعه سنتی ما یک انجینیر، که تنها چند جلد کتاب را مطالعه کرده و در هیج دانشگاه و مرکز دینی درس نخوانده است خود را مفسر دین میداند.
ادعای دیگر حکمتیار نیز عجیب است؛ او میگوید دانش دو تابعیته است اگر دانش دو تابعیت داشته باشد، خود حکمتیار باید سه تابعیته باشد چون ایشان مدتی را در پاکستان بوده و مدتی طولانی را در ایران زندگی کرده و دارای ویلایی در شمال تهران نیز میباشد. آیا برای یک رهبر عیب نیست که اینقدر بیاطلاع باشد، ایران به هیچ افغانستانی تابعیت نداده است مگر اینکه مادرش ایرانی باشد.
مادر استاد دانش از دایکندی است، همسرش از دایکندی است و هیچ رابطه قومی با ایران ندارد. 3 ملیون مهاجر در ایران بود و استاد دانش هم یکی از آن مهاجرین. آقای حکمتیار میداند که چهره استاد دانش در ایران نشانگر افغانستانی بودنش بود اما حکمتیار و اقوام او همرنگ و همچهره ملیونها ایرانی است. هنوز هم در ایران فقط هزاره و اوزبیک؛ افغانستانی اند و دیگران با شکیل ایرانی چندان فرقی ندارد. آقای حکمتیار میگوید؛ 50 ملیون پشتون در آسیای مرکزی است و این وجود مبارک و من به فرد فردش احترام دارم. اما این 50 ملیون، درکجا است از نظر ریش بلند شاید نزدیک به یک ملیارد باشد که هند و پاکستان را فراموش کرده است و اگر جمعیت غیر افغانستانی را شمار نمائیم؛ ترکتبار 250 ملیون است و 18 کشور. اگر معیار بینی و چشم باشد نفوس 32 کشور جهان با هم همرنگ و همچهره اند.
برای یک رهبر سیاسی این قدر قومگرایی شرم است.
◄ جعفری باران
