در منطقه‌ی تحت نفوذ جبهۀ مقاومت، اعمال و افعال ذیل ـ که یاغی‌گری در برابر دولت و قانون، اخلال در امنیت عمومی و نقض حقوق شهروندان به شمار می‌روند ـ هرگز صورت نگرفته است:
1) هیچ مسافر و رهگذری تا کنون دستگیر، اختطاف یا گردن زده نشده است؛
2) هیچ عضوِ اردوی ملی، پلیس ملی، کارمند دولت یا کارکنان مؤسسات، حتی دستگیر و زندانی نشده‌اند؛
3) هیچ مکتب و سرک و کلنیک و دیگر امکانات عمومی و دولتی تخریب نشده است؛
4) در هیچ نقطه‌ای از این منطقه، کِشت و تولید مواد مخدّر صورت نمی‌گیرد؛
5) هیچ اخلالی در فعالیت‌های عادی و جاریِ دولت، مؤسسات و مردم عادی ایجاد نشده است؛
6) هیچ انسانی در این قلمرو به مجازاتِ سنگسار، قطع عضو یا امثال آنها محکوم نشده است؛
7) جبهۀ مقاومت هیچگاه خود را معارض نظام و قانون اساسی نخوانده؛ بلکه وفادار به دولت و قانون اساسی خوانده است؛
8) جبهۀ مقاومت، رسالت و مأموریت خود را مقابله با تهاجمات طالبان و کوچی‌های مسلح، تعریف کرده است؛ نه مقابله با دولت و قوای امنیتی کشور؛
9) ادعای ارتباطِ جبهۀ مقاومت با ایران، اتهامِ بی‌سند و بی‌پایه به قصد بدنام کردن این جبهه است؛ در حالی که طالبان رسماً و علناً با ایران و پاکستان و روسیه و غرب، ارتباط و وابستگی دارند.

اما تمام این اعمال و افعالِ دَدخویانه و ویرانگرانه و ضد انسانی و ضد ملی در قلمرو طالبان به شکل گسترده و مستمر و علنی، صورت می‌گیرد و آنان خود را رسماً دشمن نظام و قانون اساسی می‌دانند و بیست سال با تمام توان در مقابل دولت و ملت افغانستان جنگیده‌اند.

با همه‌ی این احوال، چرا دولت به درۀ مرگ (جلریز) که به مدت دو دهه، گلوگاه و جولانگاهِ راه‌گیری، گردن‌زنی و آدمکشیِ طالبان بوده است، لشکرکشی نمی‌کند؛ ولی به بهسود و قلمرو مقاومت که مطیع و حامی و همکار دولت هستند، لشکرکشی می‌کند و مردم غیزنظامی حامی دولت را به خاک و خون می‌کشد؟!

 این رویه‌ و رفتارِ شگفت و شگرفِ دولت را جز «دوستی با دشمنان و دشمنی با دوستان» نمی‌توان نامید!

مسیح ارزگانی