چرا تولید فکر در جغرافیاى پشتون لاغر و نحیف است؟ چرا کتاب نویسى و کتاب خوانى در بین پشتون ها در سطح تاجیکان و هزاره ها قرار ندارد؟ و اگر است، ثمره اى آن چیست و کجا است؟  

چرا نخبگان فکرى و فرهنگى پشتون، نسبت به غنا، بارورى و بالندگى زبان پشتو یا به بیانى دیگر به امور فکرى و فرهنگى توجه و تمایلى ندارند؟ بل مشغولیت انحصارى آنها را یا نظامى گرى و یا اشتغال به سیاست تشکیل مى دهد.

زبان فارسى و پشتو، دو زبان رسمى کشور ما است که بیشترین گوینده را نسبت به سایر زبان ها در سطح کشور دارند. از گذشته ها بدینسو در کنار سایر تضاد ها و تعصبات، رقابت ها و کشمکش هاى زبانى نیز در بین مردم ما وجود داشته که در سال هاى اخیر شدت و اوج بیشترى کسب کرده است.

سوگمندانه که سیاست هاى غلط زبانى دولت هاى پشتون محور نه تنها باعث بارورى و بالندگى زبان پشتو نشده، بلکه به رقابت ناسالمى میان دو زبان رسمى کشور دامن زده. نتیجه چنان شده که گویندگان هر زبان، در عوض کار و سرمایه گذارى روى غنى شدن زبان خود، به تخریب زبان دیگر پرداخته اند که دعوا ها روى پوهنتون و دانشگاه اوج ابتذال این تنش ها است.

حقیقت مسلم آن است که به دلایل معین و مشخصى زبان فارسى درى به تناسب زبان پشتو از قدمت، وسعت و غنامندى بیشترى برخوردار است. کتب و فرآورده هاى فکرى بیشتر در آن سراغ میشود و این پُر بارى و غنامندى مرهون تلاش صرفاً فارسى زبانان نبوده، بلکه ثمره و ماحصل سعى اندیشمندان بسیارى از سایر اقوام و نژاد ها از جمله هموطنان پشتون ما نیز بوده است.

در این سال ها، همواره از طریق رسانه ها و شبکه هاى اجتماعى مى بینیم و مى شنویم که هر هفته و یا هر ماه یکى دو کتاب در عرصه هاى مختلف سیاسى، دینى، ادبى، شعر، خاطرات و... به زبان فارسى درى رونمایى مى شود و به بازار عرضه میگردد. بدون شک برخى دیگر از کتب بدون رونمایى و سر و صدا در معرض مطالعه خوانندگان قرار میگیرد. اما به ندرت شاهد چنین روندى در زبان پشتو هستیم. یا حداقل من آگاهى از آن ندارم. چرا فرهنگیان پشتون چنین رویکردى ندارند؟ چرا به نوشتن کتاب به زبان پشتو مبادرت نمى ورزند.

بى تردید زبان پشتو مثل هر زبان دیگرى ظرفیتِ غنا و بارورى را دارد. صد البته که ارتقاى کیفى و بالندگى هر زبانى مستلزم کار مستمر فکرى و فرآورده هاى ناشى از آن است که باید روشنفکران پشتون به این مهم توجه نمایند. مسلماً با تقویت و غناى زبان پشتو، عرصه براى زبان فارسى درى نه تنها تنگ نمیشود، بلکه در آنصورت صاحب دو زبان غنى و معتبر خواهیم بود. واقعیت مبرهن آن است که با تخریب و محدود کردن زبان فارسى نیز، زبان پشتو برگ و بار فرهنگى و توسعه کیفى نخواهد یافت که برخى با این رویکرد غلط، نابخردانه آب در آونگ مى کوبند.

من نه تنها به زبان شیرین پشتو علاقه دارم، بلکه بدلیل زندگى در ساحات پشتون نشین و داشتن دوستان عزیزى از قوم پشتون، آشنایى نیز با آن دارم و مکالمه نیز میتوانم. اما پرسش ام از فرهنگیان پشتون این است که چرا تولید فکر در جغرافیاى پشتون لاغر و نحیف است؟ چرا کتاب نویسى و کتاب خوانى در بین پشتون ها در سطح تاجیکان و هزاره ها قرار ندارد؟ و اگر است، ثمره اى آن چیست و کجا است؟

آیا ظهور و بروز گروهک هاى جاهل و نادانى چون طالبان از بستر جغرافیایى پشتون و یا پابندى به خرافات و سنت هاى ناپسند اجتماعى و صد ها معضل دیگر نظیر افراطیت، مواد مخدر، خشونت و و برخاسته از کمرنگ بودن چراغ دانش و معرفت و دورى یا ناآشنایى با جوامع مدرن و مظاهر زندگى مدنى نیست؟ البته این بمعناى انکار ارزش هاى عدیده و عنعنات پسندیده در بستر اجتماعى قوم پشتون نیست.

محمد عارف منصوری