امریکا این بار به منظور توجیه سلطه نظامی خود بر افغانستان و ادامه آن فراتر از توافق امضا شده با طالبان در نظر دارد تا داعش را به عنوان «دشمن مشترک» امریکا و طالبان، مطرح کند و از طریق مذاکره و سازش با طالبان، سیطره استراتژیک خود بر افغانستان را به بهانه مقابله با خطر داعش برای سال های سال حفظ کند.

رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان امریکا گفته است که دولت جو بایدن راه های رسیدن به توافقی با طالبان برای حفظ یک نیروی ضد تروریستی برای مقابله با داعش در افغانستان را بررسی می کند.

او با اشاره به دیدارش با جیک سالیوان؛ مشاور امنیت ملی بایدن، و لوید آستین؛ وزیر دفاع امریکا، درباره خروج از افغانستان، گفت: "به هیچ وجه نمی توان بیش از 10 هزار سرباز را ظرف شش هفته خارج کرد" و افزود که "وظیفه شماره یک" دولت بایدن گفتگو با طالبان درباره حفظ نیروهای تحت فرماندهی امریکا برای مدتی کمی بیشتر است.

او گفت: "دولت بایدن می خواهد در مورد تمدید ضرب الاجل اول می مذاکره کند و بعد حداقل این گزینه را بررسی کند که آیا طالبان نظرش را تغییر داده... چون آنها تقریبا همانقدر که با دولت افغانستان می جنگند مشغول نبرد با داعش هستند."

این اظهارات نشان می دهد که امریکا این بار به منظور توجیه سلطه نظامی خود بر افغانستان و ادامه آن فراتر از توافق امضا شده با طالبان در نظر دارد تا داعش را به عنوان «دشمن مشترک» امریکا و طالبان، مطرح کند و از طریق مذاکره و سازش با طالبان، سیطره استراتژیک خود بر افغانستان را به بهانه مقابله با خطر داعش برای سال های سال حفظ کند.

البته این نخستین بار نیست که داعش در خدمت توجیه سلطه امریکا قرار می گیرد. از همان آغاز تا امروز، نه تنها داعش؛ بلکه هر گروه به اصطلاح «تروریستی» دیگری توجیه گر سیطره و هژمونی مستمر و استعماری قدرت های غربی به ویژه امریکا بر کشورهای اسلامی بوده است.

در افغانستان هم پیش از آنکه داعش ظهور کند، طالبان و دیگر گروه های ستیزه جو، همین کارکرد را داشتند. امریکا 20 سال پیش به افغانستان لشکرکشی نظامی کرد و بهانه آن نابودی شبکه القاعده و برچیدن رژیم امارت طالبان بود که به القاعده پناه داده بود. به رغم حضور 20 ساله امریکا و هم پیمانانش در افغانستان اما نه تنها القاعده نابود نشد؛ بلکه طالبان نیز روز به روز قدرتمندتر شد و اینک در آستانه بازگشت دوباره به قدرت است. این امر، صرف نظر از همه عوامل دیگر، ریشه در پروژه امریکایی جنگ افغانستان داشته است؛ جنگی که اگر 20 سال پیش، پایان می یافت و افغانستان به رفاه و آرامش و توسعه دست می یافت، چه بسا دیگر نیازی به حضور و سلطه نظامی امریکا نبود. بنابراین، تروریزم همچنان باید به حیات خود ادامه می داد تا جبهه ضد تروریزم به رهبری امریکا هم به این بهانه می توانست بر افغانستان، مسلط باشد.

اکنون اما برنامه امریکا تغییر کرده است. بر اساس این برنامه جدید، امریکا دیگر به مواجهه مستقیم و گسترده با تروریزم نمی پردازد؛ زیرا این امر که پول و خون بیشتری نیاز دارد، زمانی نیاز بود که ایالات متحده قصد اشغال و تحکیم تسلط خود را بر یک کشور مستقل داشت؛ چیزی که در افغانستان و عراق شاهد بودیم. 20 سال از آن تاریخ گذشته و امریکایی ها سیطره خود را به گونه ای استحکام بخشیده اند که دولت های ملی این کشورها تصور می کنند که بدون حضور امریکا قادر به ادامه حیات خود نیستند. این سیاست امریکا بود که گستره وابستگی و دامنه درگیری همه عرصه های سیاسی، اقتصادی و نظامی این کشورها به واشنگتن را به صورتی سازمان‌بندی کند که آنها به این نتیجه برسند که اگر روزی امریکا برود، سقوط خواهند کرد.

این تصور احمقانه به اندازه ای عمیق است که حتی اگر تنها 2500 سرباز امریکایی باقی بمانند، هیچگونه مسئولیت جنگی نداشته باشند و مستقیما با گروه های ضد نظام، توافق صلح مبتنی بر اصل عدم حمله، امضا کرده باشند، بازهم دولت های مستقر، احساس وابستگی می کنند و خروج کامل امریکا را زمینه ساز سقوط می دانند.

به این ترتیب، در شرایطی که قرار است دولت جدیدی جایگزین دولت کنونی افغانستان شود که در آن طالبان نیز نقش و سهم داشته باشند، امریکا برای ادامه حضور و سلطه خود، نیاز به یک نیروی توجیه گر دارد و داعش بهترین گزینه برای این هدف است.

امریکا به سادگی می تواند داعش را به اندازه ای قدرتمند و ترسناک نشان دهد که اگر طالبان می خواهند نظام سیاسی مورد نظر خود را مستقر کنند برای رسیدن به این هدف، با یک مانع بزرگ مواجه اند و آن داعش است. بنابراین باید با امریکا قرارداد امضا کنند تا بخشی از نیروهای امریکایی به منظور مقابله با داعش در افغانستان بمانند.

این در حالی است که داعش به اذعان ترامپ، ساخت خود امریکاست و هر زمانی که واشنگتن اراده کند، بساط این گروه تکفیری و تروریستی برچیده خواهد شد؛ اما در حال حاضر، امریکا برای ادامه سلطه استراتژیک خود بر افغانستان به حیات آن نیاز دارد و به همین دلیل شاید آن را بیش از گذشته، تقویت کند تا طالبان هم در نهایت مجبور شوند برای رسیدن به منافع خود در راستای استقرار رژیم مورد نظر خویش، داعش را از سر راه خود بردارند و در این خصوص، از امریکا هم کمک بخواهند.

تجربه اما نشان داده است که امریکا همان گونه که طالبان و القاعده را نابود نکرد و آنان را حفظ کرد تا حضور امریکایی ها به بهانه مقابله با این گروه ها را موجه و مشروع نشان دهد، داعش را نیز حفظ و تقویت خواهد کرد.