روس ها از این نقش آفرینی جدید اهداف چندجانبه را دنبال میکنند. آنها از یکسو در صدد اند تا با برقراری ارتباط مستحکم با طالبان آن گروه را کنترل کرده و با استفاده از قدرت طالبان، تهدیدهای امنیتی ناشی از فعالیت داعش و گروه های پیکارجوی وابسته به کشورهای آسیای میانه میانه در افغانستان را مهار کنند و از جانب دیگر، منافع مشروع و غیرمشروع سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود را در افغانستان بدون حضور امریکا در رقابت با قدرت های نوظهور منطقهای که با طالبان رابطه تنگاتنگ دارند، تامین نمایند.
نشست مسکو با حضور نمایندگان طالبان و 10 کشور از جمله روسیه، چین، ایران، هند و پاکستان برگزار شد. امریکا اما در این نشست شرکت نکرد.
سرگئی لاوروف؛ وزیر امور خارجه روسیه در این نشست گفت: «تلاش» طالبان برای ثبات اوضاع در افغانستان را میستاید؛ اما راه حل بلندمدت را در تشکیل یک دولت واقعاً فراگیر میبیند «که از منافع همه گروههای قومی و سیاسی نمایندگی کند».
ضمیر کابلوف؛ نماینده ویژه ولادیمیر پوتین در امور افغانستان هم گفت که طالبان اگر خواستار به رسمیت شناختهشدن هستند، باید انتظارات جامعه جهانی در رابطه با حقوق بشر را برآورده کنند.
آقای لاوروف هم ابراز نگرانی کرد که افغانستان هنوز باثبات نیست و گروههای تروریستی متعددی مثل داعش حملات مرگباری را انجام میدهند و مواد مخدر هنوز مشکلساز است.
او گفت طالبان باید به تعهد خود مبنی بر استفادهنشدن از خاک افغانستان علیه کشورهای همسایه پایبند باشند.
هم مقامات روسی میگویند و هم تحلیلگران مسایل سیاسی معتقد اند که از نشست مسکو انتظار تصمیمی بزرگ درباره افغانستان میرود و به نظر نمیرسد که این نشست بتواند تغییری در وضعیت بحرانی کنونی کشور از لحاظ سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایجاد کند.
این در حالی است که افغانستان پس از سقوط نظام پیشین و استقرار دولت اسلامی طالبان با بحرانهای گسترده ای روبرو شده و از جمله میلیون ها نفر با فقر فراگیر دست و پنجه نرم می کنند، بیکاری ستون اقتصاد کشور را هدف گرفته، نظام بانکی در آستانه فروپاشی است و دولت مستقر هیچ برنامهای برای نجات کشور از این وضعیت فاجعه بار ندارد.
با این وجود، روسیه با توجه به وضعیت بحرانی افغانستان میزبانی نشستی را بر عهده گرفته که یکی از اهداف اساسی آن کمک به وضعیت انسانی کشور با توجه به وضعیت میلیونها انسان در معرض خطر ناشی از فقر و بیکاری اعلام شده است.
کارشناسان اما میگویند که روسیه به لحاظ اقتصادی آماده کمک به مردم افغانستان یا دولت طالبان نیست و نمی تواند خلأ بزرگ ناشی از قطع کمکهای خارجی به افغانستان را به تنهایی یا به کمک متحدانش پر کند.
از جانب دیگر مسکو نمیتواند به طور یکجانبه دولت طالبان در افغانستان را به رسمیت بشناسد؛ زیرا این اقدام، مسئولیت ناشی از هرگونه پیامد تحولات اخیر کشور را بر دوش مسکو می گذارد و روس ها باید به اندازه ای قدرت و ظرفیت داشته باشند که بتوانند دولت جدید افغانستان را بدون نیاز به همراهی و حمایت بین المللی سرپا نگه دارند یا مسئولیت اقدامات آن را در همه ابعاد برعهده بگیرند.
این در حالی است که حتی روسیه نیز اطمینان ندارد که دولت جدید طالبان آیا به تعهداتی که به مردم افغانستان و جامعه بینالمللی داده پایبند خواهد ماند یا نه. آیا طالبان می توانند نظم و امنیت را در افغانستان مستقر سازند یا خیر؟ آنها آیا از تبدیل شدن خاک کشور به پناهگاه امن تروریزم بین المللی جلوگیری می کنند یا می توانند یا نه؟ آیا آنان به وعده های خود درباره تشکیل دولت فراگیر و مشارکت معنیدار و موثر اقوام و اقلیت های کشور در ساختار قدرت به درستی و صادقانه عمل می کنند؟ روابط طالبان با القاعده و نیز هسته گذاری بحث برانگیز داعش در بخشهایی از افغانستان به ویژه شمال کشور از دیگر موضوعاتی است که روس ها را درباره چشمانداز آینده افغانستان نگران می کند و اعتماد و اطمینان آنها به دولت جدید طالبان را متزلزل خواهد کرد.
با این حساب «فرمت مشورتی مسکو درباره افغانستان» که با حضور نمایندگان طالبان و 10 کشور منطقه برگزار شده؛ اما رهبران سیاسی افغانستان و نیز نماینده ایالات متحده امریکا در آن شرکت نکرده اند تنها این امکان را برای طالبان فراهم ساخته تا با استفاده از تریبون مسکو، صدای خود را به گوش جهانیان برسانند و خواستار شناسایی دولت جدید خود در کابل و رفع تحریم های بین المللی و آزادی پول های منجمدشده بانک مرکزی در امریکا شوند و بر تعهدات خود در حوزه تامین امنیت و عدم حمله به همسایگان از خاک افغانستان تاکید کنند.
در این میان اما بهره برداری اصلی از این نشست را روسیه به عمل میآورد؛ کشوری که اکنون بدون حضور امریکا در افغانستان می تواند به تنهایی به بازیگری بزرگ در معادلات سیاسی و امنیتی کشور تبدیل شود و با حمایت های پیدا و پنهان از دولت طالبان نقش خود در عرصه سیاست کشور را بیش از هر زمان دیگری تقویت و توسعه ببخشد.
روس ها از این نقش آفرینی جدید اهداف چندجانبه را دنبال میکنند. آنها از یکسو در صدد اند تا با برقراری ارتباط مستحکم با طالبان آن گروه را کنترل کرده و با استفاده از قدرت طالبان، تهدیدهای امنیتی ناشی از فعالیت داعش و گروه های پیکارجوی وابسته به کشورهای آسیای میانه میانه در افغانستان را مهار کنند و از جانب دیگر، منافع مشروع و غیرمشروع سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود را در افغانستان بدون حضور امریکا در رقابت با قدرت های نوظهور منطقهای که با طالبان رابطه تنگاتنگ دارند، تامین نمایند.
با این حساب، برگزاری این نشست ها در عین حال که میتواند توجه جهان به وضعیت افغانستان را جلب کند از سوی دیگر می تواند برای منافع ملی افغانستان زیانبار باشد؛ زیرا اطمینان لازم برای اراده و اقتدار و استقلال کافی طالبان در زمینه صیانت از حاکمیت و امنیت ملی در برابر مطامع و خواست های ابرقدرت ها وجود ندارد و نکته دیگر اینکه شاید یکی از مهمترین اهداف پشت پرده و اعلام نشده این گونه نشست ها زمینه سازی برای دخالت های پیدا و پنهان و تلاش به منظور تقویت نفوذ، سلطه و هژمونی قدرت های منطقه و جهان در افغانستان باشد. به این ترتیب آیا طالبان می توانند مانع از تبدیل شدن کشور ما به عرصه ای جدید برای تعامل ابرقدرت های متخاصم شوند و یا در برابر خواسته ها و سیاست های قدرت های بزرگ جهان قاطعانه بایستند و اجازه ندهند که امنیت ملی، حاکمیت سیاسی، استقلال سرزمینی و تمامیت ارضی کشور قربانی برنامه های سلطه جویانه قدرتهای بزرگ شود؟
رجوع
نشست مسکو؛ به نام افغانستان به کام روسیه
روس ها از این نقش آفرینی جدید اهداف چندجانبه را دنبال می کنند. آنها از یک سو در صدد اند تا با برقراری ارتباط مستحکم با طالبان آن گروه را کنترل کرده و با استفاده از قدرت طالبان، تهدیدهای امنیتی ناشی از فعالیت داعش و گروه های پیکارجوی وابسته به کشورهای آسیای میانه میانه در افغانستان را مهار کنند و از جانب دیگر، منافع مشروع و غیرمشروع سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود را در افغانستان بدون حضور امریکا در رقابت با قدرت های نوظهور منطقه ای که با طالبان رابطه تنگاتنگ دارند، تامین نمایند.
تاريخ النشر: 1400/07/30 8:30رمز الخبر: 87896
