انیسه شهید خبرنگار هشت صبح  با یک مقام کلیدی پی‌پی‌اس، یک مقام کلیدی امنیت ملی و یک سرباز پی‌پی‌اس  مصاحبه نموده است.

به گفته این سربازان  ده تا پانزده دقیقه بعد از سوق و اداره در مخابره صدا می‌شود: «از دروازه غزنی و چهارراهی زنبق دو موتر می‌آید، پول است [موترها پول حمل می‌کند]. هر چند نفری که استند [شمار سواری‌های موتر هر قدری که است] در موترها اجازه بدهید مانع نشوید.» پس از این صدا، تمامی کارمندان اداری ریاست دفتر، اداره امور و دفتر رسانه‌ها به فرار شروع می‌کنند، سراسیمه‌گی و بی‌نظمی بی‌سابقه در ارگ آغاز می‌شود. همه کارمندان ارگ پا به فرار می‌گذارند و می‌کوشند از ارگ بیرون شوند.

کسی که به احتمال زیاد جنرال کوچی، فرمانده عمومی پی‌پی‌اس است، صدا می‌کند: «تا میدان فاصله کم است، پرواز کنید.» اصولی با اصرار تاکید می‌کند: «پرواز با این بار ممکن نیست، من این خطر را قبول نمی‌توانم.»

این‎جا مجبور می‌شوند تا مقداری از پول‌ها را با 8 تن از سربازان «مدیریت مصونیت قریب» از چرخ‎بال‌ها بیرون کنند. چرخ‎بال‌ها دوباره روشن می‌شوند.