طالبان نیز مانند حکومتهای قومی پیشین، تنشهای مرزی را برای مصرف داخلی صحنهسازی میکنند. این صحنهسازی برای طالبان بسیار مهم است. زیرا مردم اینها را لشکر پاکستان میدانند.
مرز دیورند توافق رسمی بین انگلیس و عبدالرحمان است. این مرز در جهان به رسمیت شناخته شده است. اما حکومتهای قومی در افغانستان گاهگاهی اعتراض میکنند که مرز را به رسمیت نمیشناسند. این اعتراض را درحالی انجام میدهند که پاکستان را با تمام قلمروش به رسمیت میشناسند، در اسلامآباد سفارت و در پشاور کنسلگری دارند.
اگر حکومتهای قومی در افغانستان مرز را به رسمیت نمیشناسند، مدرک و سندی دارند با استفاده از آن در سازمان ملل و سایر نهادهای بینالمللی شکایت رسمی و حقوقی باز کنند. روابط رسمی و دیپلماتیک خود را با پاکستان قطع کنند، سفارت افغانستان را در اسلامآباد و کنسلگری افغانستان را در پشاور ببندند. مهمتر از همه سند خود را به مردم افغانستان نشان دهند که سند ما برای به رسمیت نشناختن مرز دیورند این است.
حکومتهای قومی افغانستان مرز دیورند را در همهی مناسبات رسمی، همسایهگی، منطقهای و بینالمللی به رسمیت میشناسند، اما برای اینکه از احساسات مردم سوء استفاده کنند، میگویند نصف پاکستان از ما است. گفتن اینکه نصف پاکستان از ما است، مانند این است یک دوست پشتون ما واژهی ویرجینیای آمریکا را ریشهشناسی کرده بود و گفته بود این پشتو است، بنابراین ویرجینیا اساسا از مردم پشتون بوده است.
طالبان از هر نظر با حکومت و مدرسههای اسلامی پاکستان ارتباط دارد و خاستگاه و سرچشمهی معنوی و... طالبان مدرسههای اسلامی و حکومت پاکستان است، چرا وانمود میکنند که با پاکستان تنش مرزی دارند؟
حکومتهای قومی افغانستان همیشه تنشهای مرزی با پاکستان را صحنهسازی کرده و از آن صحنهسازی برای مصرف داخلی استفاده کردهاند. محب و غنی چند روز پیش از فرار خود تمام تبلیغات رسانهای و... را بر این عیار کرده بود که نصف پاکستان را میگیریم. مردم از جهان بیخبری ما هیاهو راه انداخته بود که در سرمای زمستان میرویم پشاور و کراچی زندگی میکنیم.
طالبان نیز مانند حکومتهای قومی پیشین، تنشهای مرزی را برای مصرف داخلی صحنهسازی میکنند. این صحنهسازی برای طالبان بسیار مهم است. زیرا مردم اینها را لشکر پاکستان میدانند. درک این واقعیت برای طالبان حتا در بین قوم پشتون بسیار خطرناک و نگرانکننده است. طالبان نیاز دارند وانمود کنند که مستقل از پاکستان استند و همچنان مانند حکومتهای قومی پیشین ادعای تصرف نصف پاکستان را دارند و "لر او بر را یو افغان" میدانند. در ضمن، تصور میکنند با صحنهسازی تنشهای مرزی، احساسات تاجیک هزاره، اوزبیک و... را نیز برمیانگیزانند. اما فکر میکنم تاجیک، هزاره، اوزبیک و... دیگر با صحنهسازی تنشهای مرزی و ادعای تصرف نصف پاکستان دچار هیجان و احساسات نمیشوند.
به جای "لر او بر یو افغان" بهتر است بگوییم پشتون، تاجیک، هزاره، اوزبیک و... شهروند، هموطن و مردم افغانستان است. اگر لر او بر یک افغان باشد، تاجیک افغانستان و تاجیک آسیای میانه هم یک تاجیک است. اوزبیک افغانستان و اوزبیک آسیای میانه هم یک اوزبیک است. تاجیک، بلوچ و سایر فارسی زبانهای غرب کشور با مردم ایران یک ایرانی است.
آیا درست است تاجیک و اوزبیک آسیای میانه ادعا کند که در افغانستان همزبان و خویشاوند آنها است، پس نصف افغانستان از آنها است؟
مرزهای افغانستان با آسیای میانه، با پاکستان، با ایران و... در صد سال پسین نهایی و توافق شدهاند. درست این است به مشکلات داخلی و معضلهای داخلی خود توجه کنیم. مشکل و معضلهای داخلی خود را که رفع کردیم با شعار اللهاکبر بخیر نصف جهان را میگیریم، نماز پیشین را زیر برج ایفل میخوانیم و برای افتخار این پیروزی چند کپه نصوار میزنیم. دیر خوند کوی!
یعقوب یسنا
رجوع
طالبان صحنه سازی می کنند
ط البان نیز مانند حکومت های قومی پیشین، تنش های مرزی را برای مصرف داخلی صحنه سازی می کنند. این صحنه سازی برای ط البان بسیار مهم است. زیرا مردم این ها را لشکر پاکستان می دانند.
تاريخ النشر: 1400/10/19 9:19رمز الخبر: 89580
