طالبان در حال هدایت کردن همه و به خصوص نسل جدید افغانستان به سوی جنگل است. آنان ما را به دوره‌ای می‌برند که 9 ماه قبل فکر می‌کردیم برای ابد آن را پشت سر گذاشته‌ایم. فکر می‌کردیم که از این پس، روی آموزش نسل‌های افغانستان به منظور فراگیری دانش و خرد،‌ تربیه متخصص و زنان و مردان مسلکی، سرمایه‌گذاری می‌شود و در نهایت از توانایی آنان استفاده خوب صورت می‌گیرد. اما رفتارهای حکومت سرپرست طالبان نسبت به آموزش و دید تحقیرآمیز آن به زنان کشور، ناامیدی جدی به بار آورده است و آینده تاریکی را نوید می‌دهد. بسته نگه‌داشتن مکاتب و اجازه ندادن دختران کشور برای وارد شدن به مکتب، همه را ناامید و گرفتار اندوه ساخته است.

طالبان قول داده بودند که در سال جدید خورشیدی دروازه‌های مکاتب به روی همه دانش‌آموزان و دانشجویان (دختران و پسران) باز خواهد شد. اما در شروع سال تعلیمی 1401 دروازه‌های مکاتب به روی دختران بسته و غیرمجاز اعلام شده است. زنان افغانستان پس از حاکمیت دوباره طالبان تقریباً از تمام بخش‌های جامعه حذف و خانه‌نشین شده‌اند. در هفت ماه گذشته دروازه‌های مکاتب به روی دختران دانش‌آموز بسته بود. آن‌ها در تمام این مدت به امید باز شدن صنف‌های‌شان شب و روز می‌گذراندند؛ اما با آغاز سال جدید که انتظار می‌رفت در صنف‌های خود حاضر شوند و به حرف استادان‌شان گوش بدهند، با گریه و ناامیدی، بدون آن‌که اجازه داخل شدن به مکاتب‌شان را یافته باشند، به خانه برگشتند. روز گذشته پشت دروازه‌های مکاتب صف‌های طولانی دختران علاقه‌مند به درس و تعلیم دیده می‌شد که به جرم جنسیت‌شان اجازه ورود به مکتب و پی‌گیری تعلیم را نیافتند. حال و هوایی دیروز دختران دانش‌آموز چون عزا و ماتم عمومی بود. دختران افغانستان «خون به دل، خاک به سر، آه به لب، اشک به چشم» بودند. پیام روشن این روز سیاه برای دختران جوان کشور همان‌طور که انتظار می‌رفت، این است که حاکمیت جدید نگاه بدبینانه به آموزش و به خصوص زنان دارد و نتیجه این اقدام غیبت و حذف کامل زنان از اجتماع در دوران این حاکمیت خواهد بود. جلوگیری از حضور دختران در صنف‌های درسی یکی از صدها مورد محدودیتی است که حاکمیت جدید بر زنان افغانستان تحمیل کرده است.

طالبان اعلام کرده‌اند که بایستی استادان و دانش‌آموزان با پوشش اسلامی سر صنف بیایند و برای همین باید منتظر حکم رهبر این گروه باشند. این در حالی است که تمام دختران دانش‌آموز در کشور نه تنها در مکاتب، بلکه در تمام مکان‌های عمومی، مراسم‌های خوشی و سفر با روسری حضور به هم می‌رسانند. در هیچ شهر بزرگ و در هیچ ولسوالی و دهکده‌ کوچک افغانستان زنان بدون حجاب گشت‌وگذار نمی‌کنند. این سبک زنده‌گی را نهاد دولت مورد حمایت امریکا بر زنان افغانستان تحمیل نکرده بود، بلکه زنان تاکنون چنین اعتقادی داشته‌اند. طالبان این درجه‌ای از اسلامیت انسان افغانستان را قبول ندارند. حکومت سرپرست طالبان هر لحظه دم از «اسلامی‌سازی» مکاتب و دانشگاه‌هایی می‌زند که اسلامی‌ترین نصاب تعلیمی را در میان کشورهای اسلامی دارند.

تاکنون روشن نیست که پوشش اسلامی مورد نظر حکومت سرپرست طالبان چگونه خواهد بود. ولی با توجه به پیشینه طالبان، ایده آنان در مورد آموزش و اسلامی کردن معارف، زیاد هم خاستگاه اسلامی ندارد. دید آنان به آموزش بیش‌تر قبیله‌ای است تا اسلامی. طالبان در نظر دارند، بر همین مبنا، آموزش و دیگر امور افغانستان تنظیم و پیش برده شود. تصور مردم افغانستان که در مقایسه با طالبان از دانش بیش‌تر اسلامی برخوردار هستند، این است که این گروه اصلاً به آموزش دختران و حضور آنان در اجتماع باور ندارد و این باور را اعضای طالبان در دهه نود میلادی (حاکمیت نخستین‌شان) در عمل نشان داده بودند. این یک دید قبیله‌ای مختص به طالبان است تا اسلام. می‌توان گفت، این اسلام بدون معرفت، اسلام آمیخته با افغانیت-پشتون‌والی است. در حالی که جهان از طالبان خواستار تشکیل حکومت همه‌شمول است که در آن زنان نیز باید حضور داشته باشند، حکومت سرپرست طالبان تاکنون حتا مخالف درس خواندن زنان است. زنان افغانستان که تا چند ماه قبل وزیر،‌ نماینده مجلس، رییس و مشاور بودند، اکنون اجازه ورود به مکتب و فراگیری دانش را که حق طبیعی و بشری آنان است، ندارند. این آشکارترین مورد نقض حقوق بشر در مقابل چشمان جهان در قرن بیست‌ویک است.